۷ پاسخ

عزیزم همه به من گفتن همچین کاری کن ولی من قبول نکردم.
من با صحبت شیر رو براش کم کردم. به شدت هم وابسته بود.
شاید شبا ۸ بار ۹ بار بیدار میشد
اول بهش روز و شب رو یاد دادم بعد گه مطمئن شدم یاد گرفته گفتم مامان الان که شیر خوردی دیگه شیر نباید بخوری تا وقتی از خواب بیدار بشی و خورشید بیاد تو آسمون. اول متوجه نشد ولی هر بار که شیر میخواست من این رو بهش گفتم و شیر شب حذف شد. نصفه شب که بیدار میشد این جمله رو میگفتم و بعد بهش پیشنهاد میدادم که میتونه به جای شیر آب بخوره. دو سه شب گریه کرد و بعد دیگه پذیرفت. الان از امروز شیر عصر تا شبش هم حذف کردم. و باز با همون جمله ها. و آخرین وعده شیرش رو هم که میدم میگم خداحافظی کن باهاش و نازش کن دیگه نیست تا فردا ظهر. که تو ذهنش بمونه

اگه شیشه میخوره جایگزین بهش بده شیر گاو با عسل یا آبمیوه یا آب اگه نمیخوره لیوان نی دار بریز بهش بده که این حس مکیدن و خوردن برآورده بشه

حالا من خودم بیشتر وابستم تا پسرم.خودم غصم گرفته

گرسنه بود نون بده بخوره

یه شب سخته بفهمه نیست دیگه تمومه

والا من خودمم راهکاری برای خشک شدن شیر نداشتم خودش بعد یه هفته خشک شد

شب اگه بیدار شد باید به جای شیر یه چیز دیگه بدین بخوره
مثلا آب یا آب میوه یا شیر گاو بریزین تو شیشه بخوره باز بخوابه

سوال های مرتبط