۶ پاسخ

والامن که مجردی داغونی داشتم

منم اینقدر سر بچه م ضعیفم و استرس میکشم واسه کوچکترین چیزی که نگو😭😭😭😭

عزیزم منم سر بچه هام اینقد آدم ضعیفی هستم که نگو،بخدا اگه یه ذره تب کنن یا استفراغ کنن میشینم گریه میکنم خودم هرچیم بشه مشکلی ندارم.
اما مجبوریم قوی باشیم این بچه‌ها جز ما که کسی رو ندارن بهشون رسیدگی کنه سعی کن آروم باشی میدونم سخته ولی به این فکر کن اینم میگذره خوب میشن گلم

هممون توی این شرایطیم

منم همینطور عزیزم

وای منم به شدت سر مریضی دخترم ضعیفم جوریم که فلج میشم از زندگی تمام موهام سفید شده از استرس دخترم

سوال های مرتبط

مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها میشه راهنماییم کنید،من سر باران واسه لباس پوشوندن و دارو دادن اصلا مشکل نداشتم همیشه باهاش حرف میزدم همکاری میکرد ،وقتی نوزاد هم بود مشکلی نداشتم اما سر بهار واقعا از تعجب دارم شاخ در میارم ،به شدت حساسه واسه کوچکترین چیزی که بشه گریه می‌کنه ،دیگه هر بار می‌خوام لباسش رو عوض کنم استرس میگیرم ،دارو هر وقت بهش میدم با بدبختی میدم هر چی بازی میکنم هر چی میخندونم فایده نداره آخر سر انقد جیغ میزنه و گریه میکنه صداش میگیره و به سرفه میفته ،حتی واسه آزمایش هم طرف اصلا آمپول رو بالا نیاورده بود که بزنه فقط دنبال رگ میگشت انقد گریه کرد که سیاه شد ،باران یه صدا میداد و تمام،واکسن که میزنم براش نور علی نوره ،از وقتی که سوزنو میزنن تا یکساعت بعد گریه میکنه و هق هق میزنه ولی باران انقد آروم بود بهداشتیا میگفتن خوشبحالتون چه بچه ی ارومی،تو پنج روزگی که تست خون ازشون میگیرن بهار انقد ترسیده بود اصلا خون در نمی اومد بمیرم براش بیست بار یارو رو زدن به پاهاش،اصلا خیلی خیلی بچه ی حساسیه ،بچه های شمام همینن؟راهکار دارید واسه عوض کردن لباس و دارو دادن؟