نمیدونم واقعا چی بگم یا چیکار کنم شاید تقدیر منم اینطور نوشته شده📖🤍
هم خوشحالم هم ناراحت🎑
باورم نمیشه با یه بچه ۱سال و ۳ماهه من باردار شدم🎁
میدونم خدا دوسم داشته که بهم هدیه داده🎍
ولی من الان نمیخواستم ...
دیشب شوهرم میگه کفر نکن خدا قهرش میگیره ،مامانم کلی باهام حرف زد بلکه آروم شم امروزم دکتر باهام کلی صحبت کرد پس تصمیم گرفتم نگه دارم🪐
آدم بچه خودشو خب نمیتونه بکشه،میتونه؟
من هیچ مشکلی ندارم فقط از این بابت ناراحتم که پسرم هنوز کوچیکه و به غیراز شیر خودم هیج شیری نمیخوره و میترسم اذیت شه🦋
ولی میدونم همه اینا میگذره و من پرقدرت این زندگیو ادامه میدم،هم مادر خوبی برا عباسم میشم هم مراقب تودلیم💫🥲💛
بعضیا هستن کلی میرن دکتر و ... باردار نمیشن پس این یه لطف الهی از طرف خداست یه هدیه ایی ک تو دلم کاشته پس باید خوشحال باشم از این بابت🌸

حالا موندین شما باهام حرف بزنید🙂‍↕️
انرژی مثبت منتقل کنید قشنگام👒🥹🎀



بارداری بارداری بچه رفلاکس شیردهی شیرخشک

تصویر
۳۳ پاسخ

به این جمله ک خدا هدیه داد باوری ندارم مخصوصا تو شرایط شیر به شیر. خب حواستون باشه اون بچه اولی هم گناه داره خدارو خوش نمیاد یهو تو سن حساس توجه و محبتاتون نصف شه

خوب جلوگیری چرانکردی

تو میتونی
وقتی من تونستم تنهایی سه تارو بزرگ کنم
توانایی انسان زیاده وقتی مجبور باشه میتونه کوه رو هم جا به جا کنه... مبارکه

بمونه به یادگار از۱۴۰۵/۳/۱۸🐬🦋

عزیزم وقتی تو رو خدا انتخابت کرده ک فرشتش رو بسپاره بهت پس مطمئن باش میتونی و ازپسش برمیای❤

منم دقیقا بچه هام فاصله شون دو ساله
سخت هست اما خیلی خیلی شیرینه
و صد در صد لذتش بیشتر از سختیشه
ان شاءالله خدا بهت کمک کنه

تبریک میگم عزیزم منم الان مثل شما باردارم منم اولش ناراحت شدم ولی دیگه پذیرفتم وخدارو شکر کردم که سقطش نکردم

اره فداتشم من اریار ۱۱ماهش بود باردار شدم ولی خارج رحمی شد میدونی ک یدونه لولم دراوردن الان میگم کاش بچم میموند با اریا دوتایی باهم بزرگ میشدن هرچی قسمت قسمت توام اینه دوتا فرشته کوچولو داشته باشی❤️

تبریک میگم عزیز

هدیه خدا رو پس نزن من باهمین بچه کوچیک‌ ده کاهش بود تا الان اقدام بود ولی نشد در حالیکه همه یآزمایشام سالم بود هم من هم شوهرم
وقتی کسی رو میبینم حامله هست یا شیر میده خیلی ذوق میکنم ولی برای خودم ناراحت میشم چرا حامله نمیشم وقتی که سالمم🥺🥺🥺😔😔😔

تبریک میگم بهت عزیزم 😍
انشالله بارداری خوبی داشته باش وبه راحتی از پسش بربیای
من به چشم خودم دیدم کسایی بودن که افسردگی گرفتن برا داشتن بچه پیر شدن تو جوونی با داروهای ناباروری بدنشون داغون شده
خدا چقد دوست داره یه هدیه دیگه داده هزاران بار خداروشکرکن و مطمئن باش بهترین و قویترین مادر میشی برای بچه هات😍❤️

اول اینکه مبارکتون باشه انشاالله به سلامتی دنیا بیاد من همیشه میگم اگه به خودم باشه حالا حالا ها بچه دوم رو نمیخوام اما خیلی واجبه بودنش توی زندگی ما ، مگه اینکه از دست در بره🫣
چیزی که می‌خوام بهت بگم در مورد از شیر گرفتن پسرته، من پسرمو یک سال و شش ماهگی از شیر گرفتم به روش تدریجی اونم طی دو ماه، هرکی می‌شنوه میگه به خودت سخت کردی اما نه خودم اذیت شدم نه پسرم، اینقدر آروم آروم شیردهی از روتین زندگیمون خارج شد که پسرم هیچ اذیتی نشد حتی شبا گریه نکرد و خودم اصلا به ذره هم درد سینه نداشتم چون کم کم شیر توی سینم کم شد و دیگه تولید نشد، بعدش با خودم گفتم چقدر اشتباه کردم زودتر نگرفتمش باید از یک سالگی میگرفتمش، دیگه همه مامانای این دوره زمونه می‌دونن شیر مادر فقط تا یک سالگی خواص داره بعدش عادته، پس چرا بهش بدی که هم خوابش بهم بخوره هم وابستگی شدید به شیر باعث بدخوراکیش بشه و از همه مهمتر دندوناشون پوسیده بشه
پس از این موقعیت استفاده کن و به همین روش دست به کار شو و بچتو از شیر بگیر و اصلا به شیشه و پستونک و این چیزا هم عادتش نده چون فقط عادت رو با یه عادت دیگه جابجا کردی
اگه خواستی بگو بیشتر باهم صحبت کنیم بهت بگم چجوری انجام بدی که اصلا اذیت نشین

ولی بچه سومم با فاصله گذاشتم باردار شدم الان که دنیا اومده خیلی اذیت میشم همش حوصله اش سررفته دنبال رفیق میگرده ولی وقتی پشت سر هم باشن بچه ها با هم بازی میکنن

منم بچه اول و دومم +مثل شما شدم بچه ها مثل 2تا دوست میشن با هم اصلا حوصلشون سر نمیره با هم بازی میکنن خیلی خوبه

مبارک باشه
ان شاءالله بسلامتی این دوران رو سپری کنی
حتما خیری در این مورد هست
مطمئن باش این بچه خیر بزرگی بهتون می رسونه
انسان ها توانایی شون بیشتر از اون چیزی هست که خودشون فکر می کنن

۱۶سالته؟!

خوب کاری کردی گلم خدا توانایو صبرشم میده🫂🤍
من پسرم ۴ماهش بود باردار شدم الان ۱۱ماهشه و من ۱۳مرداد وقت زایمانمه 🥹🫧
یکی وقتی زایمان کنم۱سالو یک ماهش میشه نی نی هم دختره🥹🎀

جدی 16سالته؟

فقط صبرت باید زیاد باشه همین بچه اعصاب و صبر میخواد فقط

تبریک میگم عزیزدل،مهربون، ببین چه جور خیر و برکت از زندگیت قرار سرازیر بشه هدیه ی خدارو قبول کردی منم تو هشت ماهگی بچه ام باردار شدم همه گفتن در حق اولی ظلم میکنیو اینا من حتی تصمیم به سقط گرفتم ولی لحظه اخر دلم راضی نشد گفتم از عذاب وجدانش نمیتونم زندگی کنم تو انتی رفتم فهمیدم دوقلوئن اوایل بچه اولم اذیت شد ولی الان که دوقلو ها بزرگ شدن میتونن راه برن و بازی کنن برای اولی هم همبازی شدن

عزیزم خیلی مبارکه 🥰🥰🥰

خب چراجلوگیری نکردی

خداروشکر کن عزیزم من هم بچه هام شیر به شیر هستن البته پسر بزرگم نارس بود ۷ماهش بود بار دار شدم دوماهم بود فهمیدم باردارم اول گریه کردم بد برام عادی شد البته آلن سومی رو دارم پسرم امسال کلاس اوله اینم دخترم هرکی میبنتشون فکر می‌کنن دوقلو هستن

تصویر

تبریککککک میگم گلم با انرژی بالا جلو برو ایشالا باهم بزرگ میشن هم بازی میشن فوقش چنسال اول سخته منم تصمیم دارم یکی بیارم ب امید خدا💙🩷

منم پسرم ۱۱ ماهش بود که باردارم شدم میخواستم بندازمش شوهرم نزاشت بعدش فهمیدم که دوقلوعن الانم ۴ ماهم شده

مبارک باشه عزیز قطعا لطف خداست و حکمتش

مبارک باشه عزیزم
خیلی کار خوبی میکنی اگه کسی هست که کمکت کنه نگران هیچ نباش دوتاش باهم بزرگ میشن و میشن یار و همدم یک دیگه منم پسرم دوسالش شد میخوام اقدام کنم
که فاصله کمی داشته باشن

چقدر تو‌قوییییی 😭😍
مطمئنم مامان نمونه ای میشیییی عزیزممم
و‌بچه هات بهت افتخار میکنن
منم خالم مثل شما باردارشد و بچه هاش فاصله سنیشون همینجوری شد و در حدی بود که کل بارداریشو از خونه نرفت بیرون و افسرده بود که کسی نگه‌چرا باردارشده یعنی بچه دومیشو کسی باور نمیکرد مال اینا باشع
و‌یکی دوسال چالش داشتن
ولی الان ۸سالشونه اینقدرررر خوبننن باهمم و راحت که حد نداره
میزارشون خونه خودش میره سرکار میره بیرون این بچه ها باهم بازی‌میکنن
و عشق مبکنی می بینیشون
ان شاالله برای شماهم همینطوره

عزیزم منم شرایطم مثل شماست خیلی هم عالی میشه نگران نباش باهم هم بازی میشن یکم اولش سخته

منم برج ۱۱دخترم ۹ماهش بود و باز باردارشده بودم ولی نمیدونم شاید ناشکری کردم خدا ازم گرفت سه هفته بودم که سقط شد راضیم به رضای خودش

مبارکه مامان گلی چه قد قشنگ بود متنت😍

بسلامتی عزیزم
خدا بزرگه
منم باردارم
خدا خودش بهمون کمک میکنه گلم
دلتو قرص بگیر.

۱۶ سالته؟

سوال های مرتبط

مامان قند عسل هام مامان قند عسل هام ۱۶ ماهگی
باردار بودم ناخواسته دختر بود اولش نمیخواستم بعد آنومالی بهش دلبستم وقتی گفتن دختره سالمه گوشیمو دادم فیلم گرفتن شوهرم رو انقدر خوشحال شد اولش نمیخواستم ولی بعدش خیلی خوشحال بود کلی لباس دخترونه آورد انقدر ذوق میکردم . ۲۵ هفته فهمیدم بعد انومالی تو شکم مرده بخاطر بند ناف که دور گردنش افتاده خفه شده.
خیلی دلم میخواد جاش سبز بشه مشکل مالی هم نداریم خداروشکر. ولی شوهرم نمیخواد یهو دیدی بعضی وقتا میه شاید حوصله داشتیم خدا دوبار بهت داد اون موقع هم من میگم نه . بهم میگه دوتا داریم ولش خداروشکر کن اینم بگم حال بارداری ندارم شوهرم میگه بزار زندگی کنیم یکی هم بیاد به راحتی میتونیم .‌
میگه مگه زن‌گرفنم بچه بیاره زن گرفتم زندگی کنم لذت ببرم دوتابچه هم از خدا میخواستم که داده .
ولی من دلم خونه چون شد دختر بود رفت دارم میمیرم تا یکی نیارم دلم آروم نمیشه . یادم نمیره .
چیکار کنم من ؟؟ شوهرم نخواد به هیچ وجه نمیارم چون باید تو بارداری خیلی هواسش بهم باشه نزاره آب تو دلم تکون بخوره ناراحتم نکنه عین دوتا بچه هام که رفتار کرد باید باشه که میدونم دیگه حوصله نداره نمیشه .
جای من باشید نمیارید آره . ؟؟؟‌.‌
الان رو هم‌ نمیگم اگه یه زمانی قرار باشه بیارم ۱۰ سال دیگه
مامان 🌿النا🐼🤍☔ مامان 🌿النا🐼🤍☔ ۱۷ ماهگی