بنام خداهمه چی😅فکرمیکردم خوابشون مثل آدم بزرگاست ماه های اول خودموهمسرم ازبی خابی داشتیم دیوونه میشدیم کولیک لعنتی رفلاکس.. مریضی بچه که آدم دلش میخادهزاربارخودش بمیره ولی بچش لحظه ای اذیت نشه ودرآخرهم فکرمیکردم بعدازاومدن بچه زندگیمون شیرین ترمیشه ولی متاسفانه خیلی بینمون فاصله افتاد
خودم :
۱. نمیدونستم شب بیداری داره فکر می کردم بچه ها مثل بزرگا میخوابن
۲. نمیدونستم بزرگ شدنشون اینقدررر قشنگه و کوچیک ترین تغییراتش قلبمو تسخیر می کنه
کولیک کوفتی رو
اینکه اینقدر وابسته اش میشم🥹 یه نفر از خودم مهمتر بشه برام، من خیلی بخودم اهمیت میدادم اولویت همیشه خودم بودم اما الان....🥰
همه چی بچه رو میدونستم و اگاه بودم و باهاشم عادت میکنم سریع ولی اینکه فشارهای روانی اطرافیان میتونه انقد روم زیاد اثر بذاره و باعث خیلی چیزای دیگه بشه رو واقعا فکرشو نمیکردم🥲 فکرمیکردم بعد زایمان هم همونقد قوی و خوش بین میمونم که چرت و پرتای بقیه رو رد کنم و بگذرم ولی دیدم مغزم و قلبم و بدنم انگار اصن اجازه نمیده مقابل نامردی و بی درکی ها ، قوی باشم مثه قبل🥲 البته که شکرخدا الان بعد ۲سال خیلی خیلی تونستم دوباره خودمو قوی کنم ولی اون اتفاقا و کسایی که با حرفاشون قلبمو شکستن رو هیچوقت نمیتونم فراموش کنم و فقط نشستم تماشا میکنم که زمان چجوری قراره جبران کنه🥲
اوایل ک گفتن آروغشو بگیر خیلی متعجب نگاه میکردم نمیدونستم باید آروغشونم ما بگیریم🥺😂😂بعدشم اینکه نمیدونستم تاااا این حد زمان میگیره ازم ینی تقریبا کل روز و شب... و اینکه نمیدونستم انقدر روند شیرین و دوست داشتنیه که یه بچه کنارت رشد کنه مراحل خندیدنشون شناختن دستاشون🤌🏻🥲😍کلا بسیار سخته و بسیار شیرین
انقد عاشقش میشم زندگی قبل اونو نمیفهمم چطور زنده بودم🥲😍تمام وجودمه ب همه سختیاش میارزه
یهو شیر بالا آوردن نصف شبی
یاید تنند تند شیر بخورن وگرنه افتقند دارن
وای نگم سرماخوردگی و دارو نخوردم
کولیک رو نمیدونستم، توی بغل خوابیدن، اعتصاب شیر
راستش ضعف خودم نسبت به یه شخص ، قشنگ نقطه ضعفه منه این بچه، خیلی میترسم از این که ناراحت شه،دلش بشکنه و...... احساس ضعیف بودن میکنم که انقدر حالم گره خورده به یه شخص دیگه
فکر نمیکردم این حس مادری انقدر متفاوت و عجیب باشه
به نظرم نه عشقه نه دوست داشتن، یه حس فرا زمینیه حس مادری
از عشق بی نهایتش❤️از سختی زیادش خصوصا کمخوابی
سختی های کولیک سختی های دندون شب بیداری بیخوابی همزمان هزار تا کار داشتن ژولیده بودن خودم خستگی
نمبدونستم میشه بگیم آنقدر دوس داشت
و نمیدونستم بچه داری انقد سخته
نمیدونستم انقدر شیر میخورن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.