۱۴ پاسخ

بمون خونه ی خودت عزیزم منم طبقه ی سومم آروم آروم میرم و میام به خدا منم لکه بینی داشتم جفتم پایین بود جنگ بود همه رو موندم خونم احساس میکنم مامانم دیگه حوصله نداره
هفته ای یه بار شام یا نهار میرم و باز برمیگردم خونم با شوهرم کارا رو میکنیم چاره چیه عزیزم
نون خالی با اعصاب راحت خونه ی خودت بخور ولی منت بقیه رو نکش تازه من دو تا بچه هم دارم برای اونا هم باید غذا داشته باشم ولی میگذره

بابا هر چی میزاره جلوت و بخور نمی‌پسندم چیه اونم زحمت می‌کشه دیگ مگه این که مثلا بدت بیاد بخاطر ویارت میتونی با لحن آروم بگی اونم عصبی نشه

به نظر من برو خونه ی خودت هیچ جا خونه ی خود آدم‌نمیشه .والا من ۳ ماهه اول بارداریمو کلا بالا آوردم چن روزی بستری شدم حتی روزی هم که از بیمارستان مرخص شدم اومدم خونه ی خودم یه شبم خونه ی مامانم نرفتم .بعدش طول سرویکسم کم بود اون درست شد جفتم اومده پایین استراحت داد دکتر ولی کم کم پا میشدم غذا میپختم برای خودمون بدون منت خونه ی خودت باش .الانم بخدا احتمال زایمان زود رس دادن بهم به هیچ کس نگفتم بیاد کمکم کنه خونه مو تمیز کنم یه چن وقت یه بار با همسرم تمیز میکنیم

خب بمون خونه خودت عزیزم نیا پلهارو پایین دیگ این چند هفترو فقط استراحت کن بگو شوهرت کاراتو انجام بده تا ب امید خدا زایمان کنی

آخی خیلی عذاب آوره
خونه خودتونم برو گاهی ولی چند روز همون بالا بمون که اذیت نشی
مامانا هم دیگه حوصله ندارن سنی ازشون گذشته
بهتره تا اوضا خراب تر نشده چند روز بری خونه

نباید انقد بمونی درست نیست من سه ماه یا شش ماه یبار میرم چون ۱۲ساعت راهشه اونم۳ روز

برو دختر چراوایستادی شوهرت درجریان بزار برو از این که اعصابت آروم بشه که بهتره

اخه طبقه سه باشه. خب اصلا چرا باید پایین بیایی. بشین خونت خب

بنظرمن برو خونه خودت. حداقل اعصابت اروم باشه. منم سابقه سقط دارم. الان دوقلوام. طول سرویکسمم کمه. استراحت داده بهم. اما خونه خودم میمونم. فقط یه وعده غذامیپزم ناهار زیادمیپزم شامم میخوریم. بعد شوهرم ظرفاشو میشوره و تمام

وااا مگه میشه مادر آدم اینجوری رفتار کنه

منم جدیدا بامامانم چالش زیاد دارم اصلا نمیرم خونشون حس میکنم حوصلمو نداره
مثلا زنگ میزنم میگم شام بذار بیایم با یه حالت بی حوصلگی میگه چی بذارم یا مثلا از هر ۳ بار ۲ بارشو استامبولی میذاره👀
قشنگ از رو بی حوصلگی کار میکنه

والا مام یسره نمیریم شوهرم یسره کباب و جوجه و غیره میخره میگه بریم با مامانت اینا بخوریم بعد من میگم بهشون غذا بذارید ....
خلاصه زیاد دیدم دخترای باردار با مادرشون چالش دارن فکر نکن تنهایی

میدونی این اعصاب خوردی چقدر تاثیر منفی روی بچت داره؟؟؟

برو بمون خونه خودت
نهایتا شوهرت یا یکی دیگه غذا بپزه دیگه چیزی نمونه به هفته امن بارداری

منم ۴ماه اول خونه مامانم بودم بخاطر ویار شدیدم باز از جمعه اومدم اینجا چون طول سرویکسم شده۱۹ولی مشکلی ندارم بندهای خدا خیلی مراعاتم رو میکنن ولی تو اگر روانت بهم می‌ریزه نمون برو خونتون

چرا آخه دلش بهت نمیسوزه خیلی سخته منم همش خونه آبجی و مامانم اینا بودم خیلی اذیتشون کردم بیچاره مامانمو من وحشتناک بالا میاوردم اونام ناراحت میشدن اولش واقن افسردگی گرفتم خیلی سخته بعضیا بارداری سختی دارن مثل من و تو اینم از شانس بد ماس دیگ

سوال های مرتبط