۴ پاسخ

چ جالب

چ خوب منم بایر بگیرم

چه ایده ی جذابی
منم حتما امتحان میکنم

چه جالبه

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱ سالگی
خب ، بالاخره ، پیشنهاد بازی :

برای این بازی یه تعداد پوم پوم رنگی نیاز داریم و چند تا لیوان نشکن یا یکبار مصرف و چسب کاغذی و یک توپ بادکنک یا هر چیزی شبیه اینها

چسب رو برعکس دور تا دور توپ بچسبونید و پوم پوم ها رو روی چسب بچسبونید
روی لیوان هاتون رو لیبل همرنگ پوم پوم ها بچسبونید ( یا با ماژیک همرنگ علامت بزنید ، یا از کاغد و‌مقوای رنگی استفاده کنید )

حالا از کوچولوتون بخواین که پوم پوم ها رو از رپی توپ جدا کنه و توی لیوان همرنگ خودش بندازه ...

با اینکار هم رنگ ها رو یاد میگیرن کم کم ، هم مفهوم شبیه به هم رو متوجه میشن ، هم کندن پوم پوم ها به تقویت عضلات دستشون ، هماهنگی چشم و دست و تمرکزشون کمک میکنه

چند تا نکته مهمه :
اول اینکه : چهارچشمی مواظب باشید که پوم پوم ها رو نخورن 😶

دوم اینکه : انتظار نداشته باشین از اول بچه ها بازی رو کامل و بی نقص انجام بدن ، ممکنه وسط بازی یهو احساس کنن بهتره بازی رو یه مدل دیگه انجام بدن و مثلا شروع کنن پوم پوم های هر لیوان رو به لیوان دیگه انتقال بدن ! مهم نیست ! مهم ارائه ی بازی ، تکرار رنگ ها و بودن شماست کنارشون

سوم اینکه : با بچه ها حین بازی خیلی حرف بزنید مثلا " وای چقدر این لیوان پر شد " ، " عه ! لیوان قرمز هنوز خالیه ! " ، " چه توپ های رنگی و نرمییی " ، " توپمون شبیه رنگین کمون پر از رنگ شده با این توپ ها " و ....


دوستتون دارم و امیدوارم لحظه های خیلی قشنگی کنار کوچولوهاتون داشته باشید و ببخشید طولانی شد
اگه بازی کردین عکس برام بفرستید ذوق کنم
😁
مامان مهراد☁️ مامان مهراد☁️ ۲ سالگی
امروز کلا پای گهواره بودم دیدم بعضی مامانا به آشپزی و شیرینی پزی ماهرن، بعضی ها تو کتاب و بازی هوشی و اینا با بچشون وقت میذارن، بعضیا بچه هاشون رو مرتب پارک و خانه بازی میبرن و و و ...

واقعا حس بدی به خودم گرفتم من تو هیچی انقدر وقت نمیذارم کلا نمیدونم چرا هیچی پیدا نمیکنم که توش خیلی خوب باشم نه اشپزی نه کیک و شیرینی نه حتی قرتی بازی نه برای پسرم اونجور که باید وقت میذارم که باهاش بازی های متنوع کنم رو هوشش کار کنم بیرون ببرمش کتاب براش بخونم بذارم بازی حسی انجام بده انقدر به فکر مرتب کردن خونه و اینا نباشم...
عزممو جزم کردم ازین به بعد روز در میون پارک نزدیک خونه ببرمش، چندتا کتاب و بازی فکری خوب براش بخرم( از مامانای همینجا یاد گرفتم ), دیگه اینکه مثلا براش ژله درست کنم بازی کنه یا با ارد و اب و اینا براش خمیربازی درست کنم, عادت نگاه کردن این گوشی لامصب رو ازش دور کنم، بذارم غذا خودش بخوره بازی کنه و اینجور چیزا.

شما هم حس مامان ناکافی بودن میکنین؟ من خیلی اینجوری ام🥲
بیاین بگین شما چه کارایی با کوچولوهاتون میکنید که هم مفیده هم بچه ها کیف میکنن؟
از روزمره تون بگین مثلا از صبح تا شب چقدر وقت میذارید براشون؟
بگید منم ایده بگیرم ازتون💞
.
مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم مثلا پنج ماهگی که غذا خور شد شام می‌دادم بعد نیمساعت شیر و بعد نیمساعت خواب و بعد به ترتیب از نزدیکترین تایم به وعده غذایی شروع به خذف کردم مثلا ده شب رو آب میدادم یک یا دو بامداد رو شیر میدادم بعد کم کم تایم گرفتم از ۱۵ دقیقه شروع کردم و هر سه شب دو سه دقیقه کم کردم تا تایم ۵ صبح که طرفای شش ماهگی بود و واسه دندون و مشورت با متخصص خواب این وعده تا حوالی یازده ماهگی ادامه داشت تا حذف کلی با همون شیوه قبلی شیر روز هم دخترم پنج‌وعده می‌خواد که با بازی و … دو نه دونه حذف کردم البته دخترم خودش تایم شب قبل خواب رو اول حذف کرد چون غذا و آب می‌خواد دیگه شیر تمایل نداشت و کم کم شیر پاستوریزه توی لیوان نی دار بهش دادم تا حس نمیدن درش ارضا بشه و سینه نخواد
البته دختر من یکساله ک شد پنج وعده در ۲۴ ساعت شیر می‌خورد که با آمادگی خودم و دخترم و با توجه به تحقیقات که شیر بعد یکسالگی ارزش غذایی نداره و صرفا یک عادت هست این پنج وعده رو شروع به کم کردن کردیم چون بچه یکساله نهایتا سه وعده شیر باید بخوره و کم کم با پیشنهاد جایگزین مثل میوه های آبدار و خنک و شیر گرم پاستوریزه تو لیوان نی دار و بازی و سرگرم کردنش وعده ها رو کم کردیم و سیزده ماهش که بود خودش کلا دیگه شیر نخورد و الان شیر پاستوریزه می‌خوره