۴ پاسخ

چ جالب

چ خوب منم بایر بگیرم

چه ایده ی جذابی
منم حتما امتحان میکنم

چه جالبه

سوال های مرتبط

مامان مهراد☁️ مامان مهراد☁️ ۱ سالگی
امروز کلا پای گهواره بودم دیدم بعضی مامانا به آشپزی و شیرینی پزی ماهرن، بعضی ها تو کتاب و بازی هوشی و اینا با بچشون وقت میذارن، بعضیا بچه هاشون رو مرتب پارک و خانه بازی میبرن و و و ...

واقعا حس بدی به خودم گرفتم من تو هیچی انقدر وقت نمیذارم کلا نمیدونم چرا هیچی پیدا نمیکنم که توش خیلی خوب باشم نه اشپزی نه کیک و شیرینی نه حتی قرتی بازی نه برای پسرم اونجور که باید وقت میذارم که باهاش بازی های متنوع کنم رو هوشش کار کنم بیرون ببرمش کتاب براش بخونم بذارم بازی حسی انجام بده انقدر به فکر مرتب کردن خونه و اینا نباشم...
عزممو جزم کردم ازین به بعد روز در میون پارک نزدیک خونه ببرمش، چندتا کتاب و بازی فکری خوب براش بخرم( از مامانای همینجا یاد گرفتم ), دیگه اینکه مثلا براش ژله درست کنم بازی کنه یا با ارد و اب و اینا براش خمیربازی درست کنم, عادت نگاه کردن این گوشی لامصب رو ازش دور کنم، بذارم غذا خودش بخوره بازی کنه و اینجور چیزا.

شما هم حس مامان ناکافی بودن میکنین؟ من خیلی اینجوری ام🥲
بیاین بگین شما چه کارایی با کوچولوهاتون میکنید که هم مفیده هم بچه ها کیف میکنن؟
از روزمره تون بگین مثلا از صبح تا شب چقدر وقت میذارید براشون؟
بگید منم ایده بگیرم ازتون💞
.
مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم مثلا پنج ماهگی که غذا خور شد شام می‌دادم بعد نیمساعت شیر و بعد نیمساعت خواب و بعد به ترتیب از نزدیکترین تایم به وعده غذایی شروع به خذف کردم مثلا ده شب رو آب میدادم یک یا دو بامداد رو شیر میدادم بعد کم کم تایم گرفتم از ۱۵ دقیقه شروع کردم و هر سه شب دو سه دقیقه کم کردم تا تایم ۵ صبح که طرفای شش ماهگی بود و واسه دندون و مشورت با متخصص خواب این وعده تا حوالی یازده ماهگی ادامه داشت تا حذف کلی با همون شیوه قبلی شیر روز هم دخترم پنج‌وعده می‌خواد که با بازی و … دو نه دونه حذف کردم البته دخترم خودش تایم شب قبل خواب رو اول حذف کرد چون غذا و آب می‌خواد دیگه شیر تمایل نداشت و کم کم شیر پاستوریزه توی لیوان نی دار بهش دادم تا حس نمیدن درش ارضا بشه و سینه نخواد
البته دختر من یکساله ک شد پنج وعده در ۲۴ ساعت شیر می‌خورد که با آمادگی خودم و دخترم و با توجه به تحقیقات که شیر بعد یکسالگی ارزش غذایی نداره و صرفا یک عادت هست این پنج وعده رو شروع به کم کردن کردیم چون بچه یکساله نهایتا سه وعده شیر باید بخوره و کم کم با پیشنهاد جایگزین مثل میوه های آبدار و خنک و شیر گرم پاستوریزه تو لیوان نی دار و بازی و سرگرم کردنش وعده ها رو کم کردیم و سیزده ماهش که بود خودش کلا دیگه شیر نخورد و الان شیر پاستوریزه می‌خوره
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام یه سری مامانا خیلی شکایت دارن از اینکه بچشون نق میزنه اول بگم طبق تجربه خودم میگم این یه چیز طبیعیه تو این سن .خودتون رو بزارید جای این بچه ها نمی‌تونید حرف بزنید و نیازتون رو بگید تنها کار همین جیغ و گریه و گاز گرفتن رو بلدید بهتون بی توجهی میشه مادر و پدر عصبانین بچه تنهاست دوست داره یکی باهاش بازی کنه بچه متوجه حال شماها نیست نمیدونه گرونی و دعواهای شماها چیه فکر می‌کنید بچه باید همه چیز رو الان بفهمه چون بشین و پاشو و نکن رو فهمیده پس باید همه چیز رو بفهمه نه بچه داره کشف میکنه داره یاد میگیره .تا همه چیز رو بدونه چجوریه و بتونه حرف بزنه و همه کاری یاد بگیره باید صبور باشید بتونید کمکش کنید .اینکه شما حالتون بده با شوهرتون یه چیز جداست .اینکه بچتون اصلا بلد نیست بازی کنه یاد بگیرید از الان چون باید کم کم شروع کنید مستقل بازی کردن رو .الان خیلی هاتون جای خواب رو عوض کردید ولی الان مهم مستقل بازی کردنه و اینم بگم بچه ها الان ترس جدایی دارن مهراب که قبلا گریه نمی‌کرد برای دوری از من الان یه وقتایی در طول روز اینطور میکنه ولی نباید داد بزنید باید کنارش باشید باشه مامان نمیرم ببین من کنارتم من هیچوقت تنهات نمیزارم با هم بازی می‌کنیم بیا با هم بریم این رو بخوریم خب یکم آروم تر شده حالا میتونی کم کم ازش دور بشید و برید دستشویی یا هرجایی و اینکه ثبات رفتاری داشته باشید اگه الان دستش گوشی دادی یکدفعه نیا بگو فقط تو موقع غذا خوردن یا ساکت کردنت میدم دستت و این میشه باج خواهی
من یه موقع سر غذا دادن مهراب حتما گوشی بدم دستش بعد کم کم ازش دورش کردم با چیزهای دیگه و با رقصیدن و هزار تا جنگولک بازی عادتش دادم یا قاشق میدم دستش یه قاشق اون به من غذا میده یه قاشق من به اون میدم