۱۲ پاسخ

خانواده خودم و همسرم بعد سونو آنومالی
و به دوست آشنا بعد غربالگری دوم مطلع شدن.خیلیام برای جشن ویارونه که دعوت شدن فهمیدن😁

من بعد سونوی قلب به خانواده خودم و همسرم گفتم اقوام دور تر هنوز نمی‌دونن ولی از الان به بعد چون شکمم در اومده میفهمن

خانواده خودم و همسرم که همون فردای آزمایش گفتیم بهشون ولی به فامیل به ترتیب گفتیم از بعد سه ماه هر هفته به چند نفر گفتیم
من مشکلی با فهمیدنشون ندارم اتفاقا حس خوبی داره و همه هم خوشحال شدن فقط جوری زمان بندی کردیم که همه باهم نفهمن چون من عقیده دارم وقتی یه موضوعی رو همه باهم می‌فهمن اون انرژی که وارد زندگی آدم میشه خیلی اذیت می‌کنه و قبلا سر موضوعات مختلف خیلی اذیت شده بودم هم جسمی مریض میشدم هم مالی یه چیزاییمون خراب می‌شد یا تصادف و اینا
اما یک سالی هست که این روش رو میرم سر خبر دادن مسائل به فامیل و دوستان و اثرش رو هم میبینم
اگه به چشم زخم و انرژی و این چیزا باور داری و حسش کردی تو زندگیت این روش رو برو

من به مامانمم دو ماهم بود گفتم باقی فامیلای خودم ۴ ماهگی
مادرشوهرم ۵ ماهگی
ما هم دوست نداشتیم کسی بدونه

پایان ۳ ماهگی

من اگه به خودم بود دلم نمیخواست بغیر پدرو مادرامون کسی بفهمه... اما چیکار کنم وقتی مادرا فهمیدن به لطف اونا کل دنیا فهمیدن

من هنوز به کسی نگفتم ماه هشتمم ، فقط خانواده ی درجه یک با نهایتا یکی دو تا دوست که تو رفت و امد بودم باخبر شدن ، گذاشتم رفتم تو ۹ ماه بگم دیگه

منم هنوز خانواده خودم
بقیه هم نه ولی احتمالا ازاین بعدهمه میفهمن😂

چه جالب ، من خودم اول میگفتم دیر تر بگیم بعدش همسرم گفت مردم دیرتر بفهمن بهتره و من حدودا 5 ماهه بودم که نزدیکان فهمیدن تا الان خیلیا نمیدونن 😅

۳ ۴ ماهگی گفتیم

هر چی دیتر بفهمن بهتر
من هنوزم خیلی از فامیل هام نمی‌دونن
چون شرایط خاص بود و رفت و آمد نداشتیم متوجه نشدن
خونواده همسرمم ماه پنجم بودم متوجه شدن

خونواده خودمو همسرم همون اول ک 6 هفته بودم خبر دادیم، فامیل پایان 4 ماهگی خبر دادیم بعد از آنومالی

سوال های مرتبط

مامان پسته مامان پسته هفته سی‌ویکم بارداری