سلام مامانای مهربون دوستای گلم
شب همگی بخیر
هرکار میکنم خوابم نمیبره چون امروز دخترمو بردم بیرون طبق روال همیشه دور بزنیم که یه دختر ۳ ساله اومد نزدیک ما ایستاد
مامانش جایی کار داشت اونطرف تر و این دختر ناز اومد کنار ما
شروع کرد به صحبت کردن
از همه جا حرف میزد دختر منم عاشق بچه ها هست زود ارتباط میگیره شروع کرد تند تند گفتن نی نی،نی نی
اون دختره یهو گفت هیس ساکت شو شیطون فقط من خوبم فقط من خوشگلم موهای من خوشگله بابا فقط برای منه تو بدی
دختر من همچنان بهش لبخند میزد و با انگشت بمن نشونش میداد
بهش گفتم خیلی خوشگلی موهات خوشگله دختر منم موهاش خوشگله
داد زد نه فقط من خوبم اون بچه شیطونه فضوله

من واقعا مونده بودم چطور باید رفتار کنم باهاش
خیلی فکر کردم بهش
این بچه قطعا این کلمات رو از کسی شنیده که بهش گفتن ساکت شو بچه شیطون و...
لطفا بچه هاتونو با کینه خشم عصبانیت نفرت بار نیارید
یه بچه سه ساله چرا باید همون اول که یه نی نی از خودش کوچیکتر میبینه دستاشو بغل کنه اخم کنه بگه من عصبانیم من عصبیم؟
مامانش اصلا نگاه نمی‌کرد ببینه دخترش کجاست و داره با کی صحبت میکنه....
خیلی ناراحت شدم از احساساتی که دچارش بود و داشت بروز میداد

تاحالا برای شما پیش اومده؟واکنشتون چیه وقتی یه بچه اینجوری با کوچولوی شما رفتار کنه؟من دخترمو دور کردم ازش و گفتم برو پیش مامانت دیگه

تصویر
۴ پاسخ

اوه اوه چه بد و چه تربیتی و چه رفتار هایی بدی پشت رفتار این بچه بودا

چرا یه لحظه دلم واسه احساسات اون بچه سوخت

مادرش احتمالا سرش تو گوشیه همش
بیخیاله
بچه هم از بچه های دیگه یاد میگیره
منکه اصلا اینجور بچه هارو نمتونم تحمل کنم
مخصوصا دختر بچه ایی که اینجوری حرف بزنه

ما تو ایران خانواده های سمی و بیمار کم نداریم عزیزم .فکرتو درگیر نکن .اصلا فراموش کن

سوال های مرتبط

مامان جوجه ها مامان جوجه ها ۱ سالگی
مامانا من با خواهر شوهرم صمیمی ام ،خیلی کم تا الان باهم مشکل داشتیم و رابطه مون خوبه
دختر کوچکش از پسر من شش ماهه بزرگتره،وقتی باهم یکجاییم همش باید مراقب باشم که دخترش پسر من رو نزنه یا موهاش رو نکشه ،تو‌دلم‌ ناراحت میشم ،میگم درسته دخترش بچه است و نباید دعواش کرد و متوجه نمیشه،اما وقتی می‌دونه دخترش میزنه باید مراقبش باشه نه اینکه من فقط دنبال پسرم راه بیوفتم
حالا دیشب که باهم بودیم دیدم پسر ۶ ساله اش دوبار پسر منو زد🤐من اصلا دوست ندارم بچه های بقیه رو دعوا کنم ولی دیدم مامان باباش اصلا حواسشون به بچه اشون نیست سریع پسرمو بغل کردم و به پسرش گفتم نباید بچه به این کوچیکی رو بزنی،من خیلی ناراحت شدم از این کارت.
مامان باباشم با اینکه صدای منو شنیدن به روی خودشون نیاوردن.
حالا واقعا ناراحتم،بچه کوچیک اشکال نداره ولی آخه وقتی بچه ات شش سالشه و یک بچه یک ساله رو میزنه نباید هیچی بهش بگی؟ یا نباید از مامان باباش عذرخواهی کنی؟
شما جای بودین چیکار میکردین؟