۹ پاسخ

همش ماله فکرو خیاله عزیزم . همه چی رو بزار کنار . من دخترم دقیقن مثله شما بود سرپسرم هیچی نفهمیدم چون آروم بود اما این یکی منو پیر کرد. واسه دخترت که شبا نمیخابه قطعا کولیک داره . قطره کولیک بخر . اگه توانایی مالی دارین اینفاکول رو بخر. داروخونه ها ندارن من خودم از ترب خریدم سرچ‌کن قطره اینفاکول میاره جلفا پره . ساعت هشت نه شب بده بهش هر هشت ساعت بهش بده . قطره های ایرانی بجای هرهشت ساعت شش ساعت باید بدی . اگه دوست داری هم شیر خشک بهش بده یمدت تا سرپا بشی خودت . خرما کاچی چیزای شیرین بخور که قندت نیادپایین یکمم خودت جون بگیری . این روزا میگذره و می‌ره بچه هام بزرگ میشن میرن . پس اول خودت دوم خودت اخرم خودت هستی . بیشتر بخودت برس عزیزم

وای یاد خودم افتادم از روز دوم دیگه بلند میشدم کارای خونه رو میکردم غذا میپختم
الانم یادش میوفتم گریم میگیره.باز کوچولوعه الان کمی بهتره بزرگ بشه بدتره الان کوچیکه من ۲۰ ماهشه اعصاب برام نذاشته🥲
اونم از ساعت ۱۰ تا دو سه یکسره نق میزد نه شبا خواب داشتم نه روزا😔

این روزا میگذره..ولی گذر پوست به دباغ خونه میفته

عززززیزززرم .کاش نزدیکم بودی بی منت برات غذا درست میکردم .آخه نزدیکانتون چرا کمک نمیدن .!به فکر سلامتیت باش .اصلا خونرو ولش کن .نهایت هفته ای یکبار کمکی بیار تمیز کنه .

ربطی نداره تازه زایمان کردی به مرور خیلی بهتر میشی الان بدنت ضعیف شده فکر و خیال نکن
فقط بیشتر بع خودت برس از لحاظ تغذیه رو اینا و قرصاتو همونجوری ادامه بده بدنت کمبودش رفع بشه ....

عزیزم این روزها میگذره منی ک دخترم چهارسالش بود دومی اومد مامانم تا ده روزگی بودن با مادر شوهرم بعدش رفتن فشار خون بالا داشتم پسرم شدید گریه میکرد یاد اون روزها میفتم می‌خوام دق کنم من تمام موهای سرم ریخت من هنوزم دخترم هفت سالشه اصلا مستقل نیست

کلا بعد هر زایمانی ی مقدار بدن ضعیف میشه کمکی نداشته باشی ی کم سخته ولی خدا بزرگه انشاا... کم کم سرپا میشی منم تازه چهلم بابام تموم شده بود دختر دومم به دنیا اومد صبح خواهرم میومد عصر میرفت بقیه اش رو شوهرم کمکم بود دخترم بزرگم یکسال و چهار ماهش بود اونموقع

منم سزارین شدم واسه تیروئید خودم با بچم رفتم شوهرم و مامانمم بودن
قوی باش

اولشه ....من تجربه فرزند دوم ندارم ولی احساس میکنم بخاطر بدن خودت هم هست چون عمل شدی و بدنت ضعیفه

سوال های مرتبط

مامان آراد🎆 مامان آراد🎆 ۶ سالگی
مامان مهیار مامان مهیار ۶ سالگی
پسرم یه مدت اخلاقش خیلی خوب شده بود الان باز کارهای بد بچگیش یادش افتاده حرفای بد میزنه مخصوصا که کسی بیاد خونمون یا جایی بریم یا همش آویزون میشه ازم شال و مانتومو میکشه سر هر چیزی لج میکنه مثلا بهش میگم کار بدیه نکن میگه خوشم میاد میکنم به تو چه
یا میاد میزنه منو دستام از جای بشگون ها و چنگ هاش زخمه تمام به هیچ وجه نمیشه به زبون گرفتش خستم دیگه فقط آرزوی مرگمو میکنم هر دو روز یبارم باید بمونه خونه مامانم عمرا نمیتونم بیارمش خونه انقدر جیغ میزنه گریه میکنه همسایه ها شاکین از دستش اصلا هیچ جوره حریفش نیستم
یا اگه بخواییم چیزی خلاف میلش بگیم پامیشه وسیله کشو هارو میریزه بیرون مبل هارو میکشه وسط کنترل هارو میکوبه نه با کتک آدم میشه نه با زبون خوش
بعد اینکه با من تو خونه تنها بودنی هیچ کدوم از این کارارو نمیکنه ولی یکیو ببینه شروع میشه منم از این میسوزم که همه این کارهاش از قصده چون اگه همیشه اینجوری بود میگفتم حتما نمیفهمه دیگه …

مشاور هم زیاد رفتم راهکار هاشون فقط به نفع بچس و بیشتر لوسشون میکنه