۱۳ پاسخ

اون لحظه قیافت دیدنی بودهااا😂😂😂😂

برعکس دختر من هر چی قصه بگی بازم میگه بگو

یه سری پسرم کلاس دوم بود داشت شعرحفظی میخوند ازش فیلم میگرفتم که برامعلمش بفرستم منم ازپشت گوشی با حرکات صورت کمکش میکردم که یه موقع چیزی فراموشش نشه یه دفعه پریدگفت مامان تمومش کن چرا خودتو شبیه دلقکا میکنی خودم بلدم دارم میخونم🤣 🤣

آی تخم شربتی🤣🤣🤣

عززززیزممم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

😂😂😂😂😂😂 وااااای پسر منم گاهی وقتا میگه بسه دیگه خوابم برد

وای خخخخ وزه 🤣🤣🤣🤣🤣🤣

🫤🤣🤣🤣🤣وای

خدا نکشتت دختر چقد خندیدم🤣🤣😂🤣🤣🤣

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😝😝😝

ای وای😂😂

😂😂😂درد نفرین

😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان آوا جوونم✨💞 مامان آوا جوونم✨💞 ۳ سالگی
مامانا براتون بگم از تجربه جدیدم
حدود ده روزی هست آوا همش میگه برام قصه بگو، نه اینکه قصه کتاباش رو بگم نه، بلکه قصه دوستان خیالی آوا بنام های سارا و جمیله

منم گفتم خدایا از خودم چی در بیارم که آموزشی باشه🙄😁
آمدم کارهای اشتباه آوا رو نسبت دادم به جمیله و سارا هم نقش مثبت بود
مثلا جمیله همش عصبانی بود دندوناش رو فشار میداد هیچکس باهاش دوست نبود یک روز که دندوناش رو فشار میداددندون جمیله شکست خیلی دردش گرفت خون میومد مامانش مجبور شد ببرتش دکتر ، دکترمهربون گفت دیگه دندونت درست نمیشه اگه ادامه بدی دیگع همه دندونات میشکنه و نمیتونی غذا بخوری ، خلاصه جمیله فهمید کارش اشتباه بوده و دیگه عصبانی نمیشد دونوناش رو فشار نمیداد و همه باهاش دوست شدند

و بعضی جاها هم خودآوا کمک به ساخت داستان میکرد

خلاصه جونم براتون بگه به همین شکل دو سه تا از کارهای بد آوا و بعضی لجبازی های آوا از بین رفته

گفتم به شما هم بگم شاید برای سما هم راهکاری بشه