مامانا براتون بگم از تجربه جدیدم
حدود ده روزی هست آوا همش میگه برام قصه بگو، نه اینکه قصه کتاباش رو بگم نه، بلکه قصه دوستان خیالی آوا بنام های سارا و جمیله

منم گفتم خدایا از خودم چی در بیارم که آموزشی باشه🙄😁
آمدم کارهای اشتباه آوا رو نسبت دادم به جمیله و سارا هم نقش مثبت بود
مثلا جمیله همش عصبانی بود دندوناش رو فشار میداد هیچکس باهاش دوست نبود یک روز که دندوناش رو فشار میداددندون جمیله شکست خیلی دردش گرفت خون میومد مامانش مجبور شد ببرتش دکتر ، دکترمهربون گفت دیگه دندونت درست نمیشه اگه ادامه بدی دیگع همه دندونات میشکنه و نمیتونی غذا بخوری ، خلاصه جمیله فهمید کارش اشتباه بوده و دیگه عصبانی نمیشد دونوناش رو فشار نمیداد و همه باهاش دوست شدند

و بعضی جاها هم خودآوا کمک به ساخت داستان میکرد

خلاصه جونم براتون بگه به همین شکل دو سه تا از کارهای بد آوا و بعضی لجبازی های آوا از بین رفته

گفتم به شما هم بگم شاید برای سما هم راهکاری بشه

تصویر
۸ پاسخ

منم همیشه همینجوری قصه میگم ب جاش اسم عروسکاش میارم. اونم میگه اما من اینکارا نمیکنم عروسکم کار اشتباه میکنه. میگم اره تو خیلی دخنر خوبی هستی. و اون عادت رو ترک میکنه

من براش آی قصه میزارم شبا البته الان خیلی گرون شده استراکش ولی افرا خیلی خیلی دوست داره

منم دخترم آب می‌ریخت زمین با داستان و شخص خیالی به اسم علی کوچولو از ذهنش رفت الان آب میخوره لیوانش میبره میزاره تو ظرفشویی . یا کارا دیگه که درست نیست انجام میدم در غالب داستان میگم براش

چه خوب ممنون ک گفتی 😊👌👌استفاده میکنم از این راهکار

خوب خدارو شکر شما نتیجه گرفتی واله ما ک همین روال رو چندماهی هست داریم با علی کوچولو انجام میده دریغ از ذره ای تغییر میگه این کار بده ولی آرن انجام میده آرن کار بد میکنه خلاصه ک پسرم همش میگه کار بد خوبه😂😂

خیلی عالی و مفید بود عزیزم
دخترها بیشتر خیالبافی میکنن بنظرم راحت‌تر میشه باهاشون ارتباط گرفت
پسر من سر دستشویی اذیتم میکنه حساااابی

آره منم میگم ولی خوب مثلا میگم جوجه کوچولو خیلی جیغ میزد مامانش خسته میشد کلا خودمو اروین حالت هاشو تعریف میکردم دیگه انجام نداد
باید با زبون قصه یا خودشون بهشون کارای بدشون رو بگیم نه اینکه هی تذکر بدیم که لجباز بشن

من پسرم شخصیت می می نی( یه میمون تو کتاباش) از اون داستان خیلی آموزشی براش می‌سازم. مثلا پسرم جیغ میزدم گفتم ی روز میمی نی جیغ میزد گلوش درد گرفت چند روز نمیتونست صحبت کنه مثلا گرسنش میشد ولی نمیتونست ب مامانش بگه یا مثلا میخاس با دوستاش بازی کنه نمیتونس بگه منم میام بازی و... ی روزمامانش میبزش دکتر آقای دکتر بهش امپول زد و گفت اگه جیغ بزنی گلوت دودو میشه و.... اونم دیگه جیغ نزد🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان صدرا مامان صدرا ۳ سالگی
چقدر پسرا هم میتونن خودشیرین باشن من کارایی که الان پسرم داه میکنه هیچ وقت دخترم نکرد حتی الان که ۸سالشه
اینم بگم که خیلی درون گراست
پسرم همش داره بوسم میکنه صورتشو می‌ماله به صورتم😄 قربون صدقه م میره تو آشپزخونه میاد میگه مامانی خسته نباشید یا بعضی وقتا چیزی بهش میدم میگه خیلی خوشمزه بود زحمت کشیدی
یه بار عمش براش سیب زمینی درست کرده بود گفت چقدر خوشمزه شده چقدر مهربونی🥹 همش داره زبون میریزه برعکس دخترم
دیگه بعضی وقتا از بس صورتش تو صورتمه دیگه اعصابم خورد میشه دورس میکنم و بهش میگم بسه مامان😄
دخترم خیلی خجالتیه حتی میگم به بابات بگو دوست دارم یا تولدت مبارک خجالت میکشه دراین حد
ولی کارای دیگه و حرفای دیگه میزنه اینکه تو خونه داد بزنه یا با داداش دعوا کنه ولی کلن درون گراست خیلی دوست داشتم پرحرف و پررو باشه میدونم که اون متاسفانه از اون دسته آدمایی هست که تو جامعه نمیتونه گلیمش رو از آب بکشه بیرون کم رو خجالتی کم حرف درون گرا🙁