۱۵ پاسخ

اونا میان شما نرید...جدا جدا برید

من جای شما باشم وقتی ببینم اون میاد نمیرم خونه مادرم کلا تایمایی میرم که اونو بچه اش نباشه تا حساسیت بچم کم بشه بعدش بیجا دخترت رو دعوا میکنه دهنش رو پاره کن من ببینم کسی به بچم چیزی میگه خودم دعوا راه میندازم رابطه رو قطع میکنم میخاد داداش باشه یا خواهر از بچم عزیزتر نیست که

والا فک میکنم حساس شدی زیاد والا وگرنه تودعوا بچه ها دخالت نباید کرد چون بچن باز خوب میشن باهم زودی بعدم شما میدونی دخترت حساسه تابچه داداشت میادوسایل دخترتو جم کن ببرم قائم کن نبینع

خوب من دخترم با دختر دوستم سازش نداره ..یه چیز طبیعی .... ‌.... دعوا می کنن. .همه اینا هست .. باید یه بزرگتر بینشون باشه که قشنگ باهم باز ی کنند

طبيعيه ولى اجازه نداره بچه شمارو دعوا كنه
منم با خواهرشوهرم خونه مادرشوهرميم بجه ها ٤ سال و ٣ سال و ٢ ساله و ٩ ساله هستن سر وسيله دعوا كنن كسى كسيو دعوا نميكنه و ميخوايم كه خودشون به توافق برسن و در شرايط اضطرار واسشون قانون ميزاريم حتى ٩ ساله مدام دعواشون كنه ما هيچ كدوم دخالت نميكنيم خودشون بچه ن باهم اوكى ميشن بديش ميمونه واسه بزرگا

تو این سن فک کنم طبیعیه که نخاد کسی به وسایلش دست بزنه . به زن داداشت بگو چن تا وسیله بیاره بذاره اونجا پسرش با اونا سرگرم شه

البته تودعوای بچها نباید دخالت کردولی چون خواهرشوهرم بابچم دعوامیکنه من نمیرم میگم بخاطر بچه یکسره باید باهم دعوا داشته باشیم

دختر خواهرشوهرم نمیزاره کسی به وسایل هاش دست بزنه بامهیارباهم نمی‌سازن منم نمیریم خونشون خواهرشوهرم نمیادخونمون

بگو توهم اسباب بازی بیار بازی کن نده به دخترم

دختر من وسایلش را به خواهر زادم نمیده البته خواهر زادم یه سال و نیمه هست امروز چنان جیغی زد سرش داشت با کوسن های مبل مامان اینا بازی می‌کرد یوی رو خواهر زادم برداشت گفت دست نزن مال منه بازی کنم باهاش اون باز برداشت جیغ زد نه نه دست نزن بچه از ترس گریه افتاد کلا هیچ چیز را نمیزاره برداره داستان داریم ما

بهتر والا من از خدام بچه ام با باباش باشه

منم خیلی رو پسرم حساسم الان ۳ شبه خونه ی خواهر هستیم پسرم سرما خوردگی داشت ولی خوب شده بود اما گرفتگی صداش هست و بهانه گیر شده خواهرم همش به شوهرش میگه وای این چقدر اذیت میکنه چرا گریه میکنه چقدر لجباز شده چقدر بد عادتش دادی باید تربیتش کنی پسر منم خیلی حساسه منم جوابشونو میدم اما از درونم ناراحت میشم ان شاءالله فردا همسرم میاد دنبالمون میریم

چی بگم والا،خودم مدتهاست درگیرشم وهیچ راهکاری پیدا نکردم،حتی قهر وقطع رابطه هم کردم
اما بچه ها من میرن،بچه اونا هم خونه ما میاد،فقد مابزرگترا قطع رابطه شدیم😅

تا ی مدت وقتی اون میاد نرو خونع مامانت بهترین راهکار همینع خودش متوجه میشع ک بچه هرکسی براش عزیزتر از بچه دیگرانع و بچتو از سر راه نیاووردی ک بخواد چیزی بگع

خب بهش بگو عزیزم فردا خاستی بیای یکی از اسباب بازی هایی ک بچت دوست دارع با خودت بیار ک دعواشون نشه

سوال های مرتبط

مامان سامی مامان سامی ۴ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه