۷ پاسخ

معمولاً بچه های اون سنی دوست دارن کوچولو هارو
میان جلو بغل یا بوس کنن ،مراقبت هم بلد نیستن
سنی هم نداره که بخوای یقه شو بگیری
منم بودم خیلی‌ واکنش جدی نداشتم چون مادرشم عذرخواهی کرده دیگه

اون پسربچه هم سنی نداشته نفهمیده
ولی مادر باشعوری داشته بنده خدا عذرخواهی کرده

بچه ست خوشش آمده خواسته ابراز احساسات کنه نتونسته

باتوجه به واکنش پسره و مامانش
منم بودم مثل شما رفتار میکردم و بنظرم کار درستی کردین👌

کانال غذای کودک در روبیکا با بیش از ۴۶۰۰ مادر .🌱❤️.
@food_babyy

برای دختر منم هیمنجوری شد لپ هاش رو فشار داد که ناخنهاش فرو رفت تو صورت بچه من که با مادر بچه دعوا کردم.گفتم شما که میدونی بچه ات اسیب میزنه باید ناخنهاش رو کوتاه کنی یا تنهاش نزاری.به بچه هم یه تشری زدم که دیگه وست به بچه ام نزنی که باباش میاد

هیچ وقتی دیدم دار محکم میکشه میگفتم دردش میگیره نکن عزیزم 😐 ولی خب من حرصم میگیره😂 شاید خودم لپ پسره کشیدم بگم ببین دردت اومد آره

سوال های مرتبط

مامان 💙محمد💙🍓🍫 مامان 💙محمد💙🍓🍫 ۲ سالگی
اومد چندتا پارچه سبز بهم داد گفت رفتی خونه پاهای بچه رو باز کنم پارچه سبزارو ببندم من قبول نکردم گفتم آخه دکتر گفته یک هفته باید این گچ ها باشه هرهفته باید دکتر ببینه گچ بگیره زن عمو قسمم داد گفت محمد مشکلی نداره پاهاشو باز کن مادرشوهرم گفت عیب نداره کاری که زن عمو میگه انجام بده منم با سختی قبول کردم گفتم باشه رفتم خونه تشت آووردم آروم آروم پاهای محمدم رو باز کردم پارچه سبزهارو بستم سپردم به خدا ولی به شوهرم گفتم من دلم آروم نمیشه محمد رو باید ببریم یه دکتر خوب از تهران ببینه اون موقع خونمون تهران نیومده بود شهرستان بودیم شوهرمم قبول کرد گفت حتما می‌بریم خواهرم یه چندتا دکتر از اینترنت نگاه کرد گفت دکتر فلانی حرف اول رو میزنه برای دکتر ارتوپد کودکان چندروزی گذشت من هرساله روضه داشتم گفتم روضه امو بگیرم بعد پسرمو ببرم تهران پیشش روضه امو گرفتم بعد راهی شدیم ولی تو اون مدت وای وای نمیدونید چقدر در عذااااب بودم هیچ جوره دلم آروم نمی‌گرفت طوری که شبا وقتی همه خواب بودن من میرفتم داخل حیاط میشستیم گریه گریه میکردم التماس خدارو میکردم میگفتم پسرم خوب بشه اومد