۲۰ پاسخ

دقیقا ما همینجوری شدیم
قبل بچه
یهویی اماده میشدیم بریم سفر
الان سه ماهه میخوام برم مسافرت چند روزه
هی امروز و فردا میکنم
سختمه

همین ک میتونی بری سفر خیلیه ،من از وقتی دخترم دنیا اومده فقط شوهرم میبره خونه مادرش ،همه جا ممنوعه برامون ،خطرناکه ،گرمه ، باده ،طوفانه و...‌

منم یکی دوتا سفر اول اینجوری‌بودم، الان به سرعت قبل از بارداری جمع میکنم! دیگه یادگرفتم چکار کنم😅 البته که همسر هم همیشه خیلی کمک میکنه

ببین همه رو توی کاغذ بنویس .
مثلا چه لباسی رو قراره با چی بپوشی..
بعد همه رو جمع کن و اونایی که برداشتی رو خط بزن گلم😘

کجا بسلامتی میخوای بری

ماهم همینطوریم بیا بغلم😂🫂

ووییی چ مامان جا افتاده بهت میاد مادری😍

وای آره تازه غر میزدم از یه هفته قبل بگو تا آماده شم وسیله جمع کنم،الان که میگم از یه ماه قبل بگو واقعا بعضی موقعه ها وقت کم میارم😅😅😅

من وسایل جمع کردن راحته اینکه عوض کنی بچه رو تو مسافرت یا گربه هاش باید راه ببری سخته

من اصلا به مسافرت فکر نمیکنم😄

من ی مهمونی میخام برم از صب درگیرم دیگه مسافرت باشه ک واویلا

البته خوشم گذشتاااا حال و هوام عوض شد کلی😁 انشاالله سلامتی برین و خوش باشین

اره عزیزم منم یه مسافرت کوچولو رفتم تا استارا فقط ولی همون پدرمو دراورد خیلی سخت بود 🥴 و خیلی فرق میکرد با قبلنا همش داشتم می دوییدم😢

اره والا
من حالا خیلی از وسیلع ها یادم میره بر دارم😩😂

دقیقا😂😂😂 من هر بار می خواستیم بریم مسافرت تا ۴ صبح درگیرم تازه بچه که می خوابه شروع می کنم

من امشب تا دخترام آماده کردمو خودم آماده شدم ک بریم هیئت عزاداری تموم شد تازه حسیسنه هم روبرو خونمه درو ک باز کردم دیدم دارن شام میدن دیگه نرفتم برگشتم تو خونه 😂🤣😂🤣🫣

اره دگ بابچه همینه اوضاع من ک هربارهرجامیرم براخودموهمسرم یه چمدون کوچیک برمیدارم براپسرم یه چمدون بزرگ چون کلی وسیلع داره ک همشونم ضروریه

اره بابا همه همینیم گلم 😂

سلام منم همینم 😑😂اصلا فکر میکنم ب گذشته میگم سر چه چیزای بیخودی غر میزدم

اره منم همینطوریم واقعا دیگه آخرش کم میارم هرچی جمع میکنم تموم نمیشه🤦🏻‍♀️😂

سوال های مرتبط

مامان شاهان 👶🏻🩵 مامان شاهان 👶🏻🩵 ۱۳ ماهگی
سلام از ظهر چهارشنبه 🌤️
امروز چون می‌خواستم برم باشگاه، دیشب برای شاهان نون‌پنیرگردو قلقلی درست کردم که صبح آماده باشه 😋
صبح ساعت ۹ بیدار شدم، خودمو جمع‌وجور کردم و آماده شدم که بزنم بیرون و برم باشگاه. 🏃‍♀️
شاهان هم طبق معمول هر روز، راس ساعت ۹:۳۰ بیدار شد و بابایی گرفتتش تا من برم ورزش کنم! 🤸‍♂️💪
ورزشم که تموم شد، یه خرید کوچیک هم برای لباس مادرشوهر داشتم که اونم انجام دادم و سریع برگشتم خونه. 🛍️
دیدم نصف صبحانه شاهان مونده، با هم نشستیم و بقیه صبحانه رو خوردیم. 🍳☕
بعد همسر رفت سر کار و من و شاهان موندیم و یه عالمه کار خونه! 😅
ظرفارو شستیم، خشک کردیم و سرجاشون گذاشتیم 🧼
بعدش جارو کشیدم و آشپزخونه رو طی کشیدم ✨
بالکن رو هم شستم و به گل‌های قشنگم آب دادم 🌿💧
وای که چه نسیم خنکی میومد آدم دلش باز می‌شد، جای همتون سبز بود واقعاً 🥰🌳
بعدش رسیدیم به بخش نه چندان علاقه شاهان جمع کردن اسباب‌بازی‌ها. 🧸⚽
و بعد شیر شاهان رو آماده کردم و رفت لالا 😴.
منم سریع یه دوش گرفتم و یه قهوه درست کردم برای خودمو همسر☕.
و بالاخره بعد از حدود ۵ ساعت فعالیت مداوم، تونستم بشینم یه نفس تازه کنم😌
حالا یکم استراحت کنم، برنامه بقیه روزم رو بنویسم و بعد بریم برای ادامه ماجراهای امروز… 📝
شما چطورین؟ از صبح چه‌کار کردین؟
همه چی خوبه؟ 😉💖
کولیک رفلاکس پوشک مولتی ویتامین آهن جیش غذا فرزندپروری مولتی‌ویتامین آروغ جیش غذا گهواره اسپارتینا بی‌بی‌چک شیر شیرخشک