۵ پاسخ

من دعواش نکردم ۵ روزه از پوشک گرفتم وقتی با حرف زدن و عروسک و شعر و برچسب میشه از پوشک گرفت چرا داعواشون کنیم
بعدشم فدای سرشون که فرش و لباس کثیف میکنن خیلی کوچولوعن گناه دارن دعواشون کنیم🥺

میگن دعواشون نکنید ک اخر چکار کنیم 😂

یاد هم بگیرن بچه رو نباید دعوا کرد فقط باید بش بگی شلوارت نباید جیشی بشه کثیف میشه .جیش جاش توی دسشویی.همین تکرار تکرار تکرار.

با دعوا ک نمیشه
اینجوری بچه بیشتر میترسه ک
خطا داد فدا سرش
بعدش با آرومی توضیح بده براش ک کارش زشتته

خداروشکر راحت شدی .به نظر منم دعوا جواب میده😑میگم پی پی چطوری گرفتی؟

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی
مامان ال آرا مامان ال آرا ۲ سالگی
خب ادامه تاپیک قبلیم:
حالا هرکس زبون بچه خودشو میدونه ولی بچه من با برچسب و اب بازی و ... نتونست از مای بی بی جدا شه چون توو دستشویی کلا فکر و ذکرش این بود که بازی کنه کلا تمرکزی روی جیش و پی پی نداشت بخاطر همین چند بار شکست خوردم و بعد چند هفته ش باز شروع کردم که میشه هفته قبلی که دوباره با جدیت شروع کردم ،بعضی خانما میگن که بچه رو هم نیم ساعت یبار باید برد دستشویی از نظر من اینجوری بچه از رفتن به دستشویی زده میشه و با گریه و داد باید ببری جیش کنه بار اول که باز کردی باید بزاری که بچه خطا کنه ببین بعد باز کردن مای بیبی چند ساعت بعدش خطا کرد؟بعدش بر حسب اون مثلا مال من 2ساعت بود 2ساعت یکبار می‌بردم دستشویی(البته اینو بگم من بخاطر مای بیبی دخترم رو قبلا از شیر گرفتم تا خیلی جیش نکنه بخاطر همین دیر به دیر جیش میکرد)دو روز کامل خطا داشت و من زیاد دعواش نکردم وقتی خطا میکرد ولی توو سومین روز با هر خطا دعوای زیادی میکردم باهاش و بهش میفهمودم که کارش خیلی اشتباهه و نباید خطا داشته باشه حالا از شانس من یا اینکه بچم آمادگی داشت بعد روز سوم وقتی دستشوییش می‌گرفت میومد شلوارشو میگفت ادای عوق در می‌آورد دیگه ازون به بعد خودش میاد میگه که پی پی یا جیش داره،دختر من از پی پی ش می‌ترسید اوایل ولی وقتی بعد هر پی پی زود میشستم میرفت دیگه براش عادی شد.
(خلاصه کلام اینکه بعضی مواقع احتیاجه که بچه رو دعوا کنی تا بفهمه کار درست یا غلط چیه با برچسب و اینجور چیزا کار جلو نمیره)
مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
برای من امروز یه چالشی که همیشه فکرش رو میکردم راحت گذشت

من رو دشتشویی حموم وسواس دارم .خونه مادرشوهرم یکم کوچیکه و قدمیه دستشوییشون ...
من خودم سعی خودم رو تو این شش سال کردم که نرم دستشویی اونجا .
دخترم که به دتیا اومد همش دغدغه م این بود که وقتی دارم از پوشک میگیرم اونجا چطور ببرمش دستشویی...
(همیشه خودم دخترم رو پوشک میکردم میبردم دستشویی .هیچ وقت شوهرم نبرده .فقط الان که دارم از پوشک میگیرم ‌یکی دوبار بردش دستشویی )
امشب که بعد گرفتن پوشک اولین بار بود بردمش خونه اونا ..به همسزم فقط لحظه اخر گفتم باید اونجا با من همکاری کنی تو بردن دستشویی ...منظورم این بود بچه رو بگیره لباس تنش کنه تا من دستامو بشوره مراقب باشم به جایی نخوردم .
بچه رو که خواستم ببرم .گفت بیا .دیدم خودش رفت تو دستشویی گفت بوه بهم ..من اصلا نرفتن تو ...
شاید برای شما چیز کوچکی باشه ...
اما برای من که دغدغه ذهنیم بود اینقدر مزه داد .اینقدر حس خوب گرفتم...
دیگه راحتم بریم اونجا میدونه خودش باید ببره...😃😃😃