۶ پاسخ

من جای شما بودم نمی‌رفتم
وقتی میبینی با کاراش میره رو اعصابت و هیچ حرف شنوی ازت نداره؛ بمونی خونه که بهتره

یه تجربه برامن پیش اومده جاهایی که دوست ندارم کثیف کاری کنه اصرار نمیکنم غذا بخوره اگر خودش نشست اروم بهش میدم بعد اگر جایی باشه که بشه غذاشو برمی‌دارم توماشین بهش میدم اگرم نشه میریم خونه بعد یه چیزی بهش میدم بخوره
ترجیحا هم اینجور جاها ميزارم پیش بچه ها تا بااونا بازی کنه خودم از دور مراقبشم

مقصر خودتی که با بچه کوچیک مسجد میری
بشین تو خونه تا هم بچه راحت باشه هم خودت

محیط شلوغ بوده ، غریبه زیاد بوده ، سروصدا زیاد بوده عصبی شده

وای من امشب بودم حسینیه تو اون جمعیت بچه ها رو میزدا ینی از خودش بزرگ تر رو بعدش هم اومد پیش من بهش گوشی دادم که برنامه کودک ببینه اونطرف سماور اینا هست نره فکر کن صداشو آخر کرد همه نگاه میکردن دیگه تا ازش گرفتم پاشد منو میزد جیغ میکشید آبروم رفت ینی مثل این بچه های که تیک عصبی دارن مدام جیغ میکشن در صورتی که اینطوری تو خونه نمیکرد
بعدش رفتم بگیرمش ببرمش خونه گریه گریه منو میزد

منمممم
تا چشمش به یکی می افته از این رو به اون رو میشه
نه بحرف می‌کنه نه غذا میخوره حتی دستشویی هم بزور میبرم 😞

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
سلام بعد چن روز ،خانومایی ک درجریان زندگیم بودین ک همسر من دست ب زن و فحش میده سرچیزای کوچیک جلو همه کوچیکم میکنه
خیانتم میکنه
چن روز پیش تو راه بحثمون شد این ک چرا از صبح خونه مامانش بودیم من دوبار بهش گفتم بریم ک حموم میرم ،آنیام خونه خودمون راحت تره سر اون کتکتم زد تو راه ک چرا دوبار گفتی بریم ،حرفو ی بار بزن🥲چون قبلا هم دادگاهی شدیم تهد اینا داد کتبی ک دیگ دست روم بلند نکنه و فحش نده ،میگفت تعهدم فلان فلان میکنم
اونشب میخواست منو بیاره آنیارو نده چون میدونه نقطه ضعفم بچمه
منم آشتی کردم باهاش ک با بچم بیام ،الکی گفتم بابام اینا برا عید دعوتمون کردن گوسفند خریدم تو با مامانت اینا برو منم با مامان خودم
هرچی داشتم جمع کردم اومدم ،اولش شک کرد این همه لباس برا ی روز؟؟؟؟؟؟منم زدم اینور اونور ک فلانی خواسته برا عروسی بپوشه لباسمو
حالا دوروزه خونه مامانمم تو این دوروز سه بار اومده اینجا برگشته چون شهرستانیم خونه مامانم اینا ،ک بچمو بده منم ندادم امروز گفتم ببرش دورش بده باز بیار ب خودم اونم همین کارو کرد
میگم دیگ نمیرم ب هیچ عنوان چون درست بشو نیست بچمم مریض شده بین این همه دعواااا
حالا این وسط بابام میگ غلط کردی ،چن روز بمون برگرد 🥲🥲🥲منم گفتم اگ یکم دیگ فشار بیاری بهم میرم بچه شو میدم خودمم میکشم دیگ خانواده ای ندارم اینو بدونین 😔😔
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند فرزند فرزند فرزند پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه بچه بچه بچه دختر دختر دختر دختر دختر
مامان هلن مامان هلن ۲ سالگی
مامانا اضطراب جدایی بچه های شماهم زیادتر شده؟؟دختر من دیگه تازگیا از حد گذرونده!!همه کاراشو مبگه مامان بکنه حتی نمیذاره برم دسشویی خیلی ببخشید درو باز میکنه میاد تو با گریه منو کشون کشون میاره بیرون!!امروز خونه مامانم رفتم حموم خیر سرم گفتم تو خونمون تنهاس اینجا سرش گرمه اومد گریه زاری جیغ که بیا بیرون بعدشم گریه کرد لباسی که من دوس دارم بپوش گفتم تو خونمونه نیاوردم دیگه اصلا آروم نشد و دو ساعتبکوب گریه میکرد و خودشو میزد منو میزد چنگ میزد صورتشو موهای من و خودشو میکشید و... خودشم هی میگفت اشکامو پاک کن پاک میکردم دوباره جیغ و گریه که دوباره گریه کردم پاک کن!!بعضی وقتا به سلامت روانش شک میکنم ولی میگم اخه وقتی خونمون ارومه و حتی یبار هم صدای من و شوهرم رو همدیگه بالا نرفته وقتی بچه تو ارامشه چرا باید روانش مشکل داشته باشه!!دکتر هم میگه بعداز جدا کردن از شیر ۸-۹ماه طبیعیه این حرکات گاه و بیگاه و میگه نذار گریش شدت بگیره که نتونی اروم کنی ولی اخه منم ادمم گاهی نیاز دارم برم حموم و دسشویی و...!!روزا هم نمیخوابه حداقل اونموقع برم!