۱۱ پاسخ

تا 10 روزگی ولی شب بیداری ها از اول تنها بودم

میتونی گلم ی بچه خیلی اسونه نترس قوی باش

من 40 روز موندم خونه مامانم بعدش ب زور اومدم خونه خونم میگف بمون تا راه بیوفتی

اتفاقا با خلوت شدن اطرافت راحت تر قلق بچه میاد دستت

من ب مامانم‌گفتم‌نرو فعلا تا ۴۰ روز
البته اخر هفته ها امتحانی میره ک خودمون تنها باشیم با دخترم
ولی وقتی فک میکنم ک چند روز دیگه مونده تا ۴۰ روزگیش استرس خالی میشم
هنوز با استرس بغلش میکنم
هنوز درس نمیتونم بغلش کنم شیرش بدم
یا بخوابونمش زمین
میترسم خیلی زیاد

اگ سختت تو با مادرت برو ۱هفته
یا اسرار کن نزار مادرت بره
ولی به هرحال فرقی نداره چه ۱۰روز چه ۴۰روز وقتی بخوای تنها شی با بچه سختت ادم همیشه برای تحمل شرایط جدید سختشه و نو باید این سختی یکی دو روزه رو تحمل کنی تا بیتی رو غلطک

منم وقتی مامانم داشت میرفت خیلیییی استرس داشتم ولی بعدش دیدم چقدر راحت میتونم از پسش بربیام البته من مامانم ۲ ماه پیشم بود

من از خدامه بچه ها بدنیا بیان مامانم دخترمو ببره خونه خودم تنها بمونم ولی میدونم سخته

من بچه ی اولم یه هفته موند.
دومی هم 4 روز. خودم گفتم بره.
بهش بگو اگر می تونه. فعلا بمونه. یا تو برو خونه شون.
ولی فکر می کنی. سخت نیست. بالاخره راه می افتی.

خودت چند روز برو پیش مامانت بمون اگه سختته
همسرت بگو بمونه بیشتر کمک کنه
اوایل سخته سعی کن کمکی داشته باشی
ولی نگران نباش به هرحال هیشکی مثله خودت نمیتونه بچه رو نگه داره

نترس آخرش که چی اونا هم خونه زندگی دارن نمیشه همش پیش ما باشن ....ب‌ترست غلبه کن ...بچه‌اولم من از اول دست تنها بودم دومم دو روز مامانم کمکم بود

سوال های مرتبط

مامان هومان مامان هومان ۷ ماهگی
به وقت ۴آذر ، پنج روزگی پسری ، امروز بند نافش افتاد ، یاد گرفته شیر خودم رو بخوره و ول نمی کنه😂
یادم میوفته دو روز گذشته چقدر غصه خوردم که شیرم رو نمی خوره خنده ام می گیره ، دیروز رفتم بهداشت بهم آموزش شیر دهی دادن ولی بازم آقا هومان نگرفت فقط ظهر یه بار به اندازه یه ربع گرفت و تا شب باز هر کار کردم سینه ام رو پس می زد تا امشب که خودش درخواست سینه کرد😄
از ساعت ۱۱ شب تا ۱۲:۲۰ زیر سینه بوده و ول نکرده ، ۱۲:۲۰ شوهرم اومده تحویل گرفته که من برم حمام و بیام شام بخورم اومدم بیرون دیدم هنوز بیداره با دهن باز سرش رو تکون می ده و شیر می خواد هنوز🤦🏻‍♀️😂
بردمش تو اتاق سشوار رو روشن کردم ده دقیقه بعد خوابش برد ، حالا ساعت ۳ صبح بیدارش می کنم پوشکش رو عوض می کنم بهش شیر خشک می دم تا بخوابه ، بخوام شیر خودم رو بدم تا صبح ولم نمی کنه باز😅😍
خلاصه که بچه داری چالش داره ولی خیلی ام شیرینه ، من که پسرم رو می بینم می خوام براش بمیرم انقدر که دوسش دارم🥰