۵ پاسخ

چقدر خوب

دکتر منم مریم عزیزنژاده عزیزم ولی من زایمانم طبیعی هستش

عزیزم منم قراره نیکان اقدسیه زایمان کنم هزینه سزارین چقدر بود ؟ و طبیعی هم اگر میدونید بگید هزینه اش رو

عزیزم منم دکترم عزیزی نژاد هست
۱۴ تیر وقت زایمان دارم بیمارستان نیکان اقدسیه
بخیه زدن دکتر خوب بود؟
رسیدگی چی ؟اومد بالا سرت خود دکتر ؟

کل هزینه ها چقد شد
بیمه داشتی

سوال های مرتبط

مامان حامـیـ☁️ مامان حامـیـ☁️ ۱۴ ماهگی
سزارین پارت پنجم📌
توی ریکاوری هم حالم واقعا اوکی بود پاهام که خب طبیعتا حسی نداشت و زودتر دوست داشتم برم بخش.انگار یک ساعت و نیم توی ریکاوری بودم
دیگه توی همون بیحسی دوبار شکمم رو فشار دادن.درد خیلی کمی حس کردم که قابل تحمل بود. دیگه هم نیمدن فشار بدن.
بعدش رفتیم بخش اون قسمت که همسرم بچه رو دید اونم یه تراژدی بود برای خودش😁

تا چند ساعت بی حس بودم اثر بیحسی که رفت درد دلم شروع شد.اینم بگک من دکترم مخالف پمپ درد بود و من پمپ دردی نداشتم❌❌❌
اولین تزریق رو زدم که مرفین بود و چند ساعتی اوکی بود بعدش شیاف گذاشتن و یکی دوبار دیگه باز تزریق کردن.
من پنج صبح دردم به اوج رسید که اخرین و قوی ترین مرفین رو زدن که من یک روز کامل خوب خوب بودم.
اولین راه رفتن سخت بود اما شدنی.درد داشت اما نه که نتونی از پسش بربیای.

الان روز سوم من دردی ندارم اما موقع بلند شدن و راه رفتن خیلی سختمه که اونم طبیعیه هفت لایه شکم بریده شده و قرار نیس بی درد باشه

بیمارستانمم بیمارستان نیکان اقدسیه بود که من راضی بودم از رسیدگی

اگر سوالی دارین همین پست بپرسین📌🩷
مامان ارسلان🧿👶🏻 مامان ارسلان🧿👶🏻 ۲ ماهگی
تجربه من از سزارین
اونقدر استرس داشتم حتی تو تاپیک هام گذاشته بودم ولی واقعا بیهوده بود
اولین مرحله انژوکت بود اصلا درد نداشت واقعا عالی بود
دومین مرحله سوند بود اصلا در حد ده ثانیه هست اونم فقط فقط سوزش بود درد زیادی نداره
آمپول بی حسی کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود
حین عمل واقعا چیزی نفهمیدم و بهترین انتخاب زندگیم سزارین ازطریق بی حسی بود
کمی ماساژ شکمی که داخل بخش انجام دادن درد داشت اونم قابل تحمل بود
پمپ درد داشتم که توصیه من به مامان های سزارینی اینه حتما حتما حتما پمپ درد داشته باشن واقعا تاثیر فوق العاده داشت
و در اخر اولین راه رفتن اونم بخاطر پمپ درد بدون شیاف خودم پاشدم و راه رفتم درسته درد داشت ولی اونقدر که میگفتن در اون‌حد عذاب نداشت
اگر برگردم عقب بازم سزارین انتخاب می‌کنم تنها تلخی که‌تو این مدت داشتم این بود که پسرم رفت ان ای سیو
امیدوارم دامن تموم چشم انتظارا سبز بشه و بزودی زود این حس قشنگ رو تجربه کنن💙
مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۲ ماهگی
#تجربه سزارین
من قرار بود ۲۳ اردیبهشت سزارین اختیاری بشم هزینه ی دکترم رو داده بودم باید یک روز قبل میرفتم بیمارستان تشکیل پرونده میدادم. دکترم گفت ۲۰ ام برای اخرین بار برم پیشش رفتم همه چیز چک شد اما نوار قلب جنین بالا بود و ثلبش تند میزد همون موقع ارجاع شدم بیمارستان بازم ضربان قلب جنین بالا بود به دکترم زنگ زدن گفت ختم بارداری و اومد ساعت ۱۱ شب بردنم اتاق عمل همه چیز خیلی خوب بود تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد سوند بود واقعا اما بی حسی درد نداشت اصلا زایمان کردم ساعت ۵ صبح گفتن مایعات رو شروع کن و اومدن سوندم رو کشیدن و گفتن راه برو واقعا واقعا خیلی راه رفتن سخت بود رفتم دستشویی و برگشتم در کل درد نداشتم تا خوابیده بودم شیاف برام کافی بود و نیاز به پمپ درد نداشتم و تا وقتی دراز میکشیدم درد نداشتم فقط راه رفتن سخت و دردناک بود انگار نفسم بالا نمیومد اما به مرور بهترم و اینکه راه که میرم کمر درد بدی میگیرم فک کنم بخاطر بی حسی هست اما درکل اگه برگردم بازم انتخابم سزارین هست
مامان دِلوین🦢✨️ مامان دِلوین🦢✨️ ۵ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی همراه با بی حسی:
من کیسه آبم تو ۳۸ هفته پاره شد و تا قبل اون اصلا انقباض و درد نداشتم
وقتی با کیسه آب پاره رفتم بیمارستان گفتن یه سانتی
بستریم کردن به مرور من انقباضاتم شروع شد و واسم از این گازای کمتر کردن درد آوردن که خب تو سانتای پایین جوابه واقعا و یه حالت منگی به آدم میده
دردام شدید شده بود که دکترم گفت باید حتما ۵ سانت بشی تا بی حسی تزریق کنیم
به ۵ سانت که رسیدم اومدن بی حسی تزریق کردن که من واقعا یادم نمیاد تا ۲ ساعت بعدشو چون دردام رفته بود تقریبا و خب اصلا حس بی هوشی داشتم انقدر خسته بودم
بعد از ۲ ساعت اومدن گفتن باید شروع کنی زور زدن و تلاش کردن وعلا اثر بی حسی میره و دوباره درد داری
دیگه شروع کردم تلاش کردن و خب دردم داشتم ولی به شدت قبل از آمپول نبود
با تلاش های فراوان زایمان کردم😂
و اینکه به نظرم خوب بود که بی حسی گرفتم من راضی بودم فقط بی تجربگی کردم و بعد از زایمان سرمو تکون دادم که تا ۵ روز بعدش من از سر درد و گردن درد مردم
شما این کارو نکنید😐🤌🏻
مامان گردو مامان گردو روزهای ابتدایی تولد
مامان محمد مسیحا 💙 مامان محمد مسیحا 💙 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان سزارین در بیمارستان تریتا پارت ۶...

وقتی ملاقاتی هام رفتن کمک پرستار اومد کمکم کرد که بلند شم اولین بلند شدن سخت بود یکم و قسمت سخت ماجرا به نظرم همین بود ولی بازم نه به اون سختی که نشه تحمل کرد یا انجام داد منو برد سمت دستشویی کارامو انجام داد پد بهداشتی بهم داد از این شورت های توری پام کرد کمکم کرد بلند شدم رفتم سمت تخت به مامانم گفتن تا برام شکم بند بعد زایمان سزارین بگیرن تا برام ببندن مامانم رفت گرفت آورد اونو بستم یکم هم اون دردم رو کمتر کرد بهم گفتن موقعی که میخام بلند شم ببندم اونو و واقعا وقتی میخاستم بلند شم راه برم اونو میبستم دردم کم که بود کمتر میشد یادم رفت بگم سوند هم دراوردنی اذیت نشدم خیلی فقط یکم سوزش بود...اولین بار فقط بلند شدنی اذیت شدم بعد دیگه خودم به کمک مامانم هر دو ساعت از تخت میومدم پایین راه میرفتم تا خون لخته نشه و هرچی بیشتر راه میرفتم سرپا تر میشدم...توی بیمارستان من کلا چهارتا شیاف استفاده کردم که همون کفایت میکرد پمپ درد هم که بود مسکن هم فقط همون اول بهم داده بودن دیگه ندادن...پسرم که ظهر دستشویی کرده بود منم وقتی ملاقاتی هام رفتن یه لیوان چایی آوردن برام با به شربت شیرین که توش گلابی بود دوتا هم خرما دادن که اول خرما رو خوردم اولین چیزی که خوردم بعد چایی رو مامانم با عسلی که داده بودن شیرین کرد داد بعد یکی دو ساعت هم همون شربتی که خودشون دادن رو خوردم مامانم به بابام سپرده بود که برام آب هندوانه بگیره که توش خاکشیر باشه با کمپوت گلابی اوناهم تاثیر داشتن برای اینکه برم دستشویی غروب رفتم دستشویی که بهم گفته بودن دستشویی برم میتونم شام بخورم...