میگم بچه های شمام همینن؟؟شما واس اضطراب اجتماعیشون چیکار کردین؟؟
من پناهو همه جا میبرم
پارسال بردمش فستیوال اصلا همکاری نکرد گفتم کوچیکه عیبی نداره بزرگ شه بهترمیش
۳بار فقط بردمش ک چشمش عادت کنه
چندروز پیش فستیوال اب وکف بود بردمش همش میگف بغلم کن میترسم خودم رفتم کف بازی بچه گوشه وایساده بود😐😐😐😐یا مثلا ییرون میریم داره واسم شعر میخونه حرف میزنه یکی یهو مثلا میگ چه دخترنازی از خجالت اب میش میره پشتم میگ میترسم🥲
با ۹۰ درصد جنس مذکر خوب نیس میبینه میاد پشتم
وابستگیش جدیدا بمن زیادم شده
مثلا عاشق مربیشه ولی منم باید پیشش باشم
دوستام میگن بذارش مهد عیبی نداره گریه کنه بذار عادت کنه یبار بردمش واقعا دوتامون اذیت شدیم🥲
واقعا موندم چیکارکنم میترسم بمونه روش
بچه دوستم تقریبا ۱۸ ماه از پناه بزرگتره یکم بداخلاق هست ولی روابط اجتماعیش از همون اول عالی بود
من بااینک بااین بچه همه جا میرم بازم اینطوریه
یوقتایی واقعا اذیت میشم ک خودش جواب بقیه رو نمیده
یا مثلا از بچه های کوچیک تراز خودش میترسه از بزرگ تر میترسه
این در صورتیه ک توخونه داره منو مادرشوهرمو شوهرمو میخوره
یعنی اونایی ک نقطه امن یا اکیین واسشو داره سرپا قورت میده یچی میگی سریع جواب میده پریروز ازاین عکسا هس ک بچه گریه میکنه میگن از بچه ها بپرسین ببینین میگن چرا
اون چیزیه ک این بچه میترسه ازش
من فک میکردم مثلا میگ مامانش سرش داد زده
ولی برگشته میگ من چ میدونم مامان جون مگ من فضولم😐😐😐
یعنی زبونش واس من دومتره فقط🥲
روابطش با حیوونام عالیه بغیر هاپو البته🥲

تصویر
۱۶ پاسخ

پسر من اصلا
اضطراب اجتماعی صفر
با همه رفیق میشه زود صحبت میکنه
تو خیابون به همه میگه دوست دارم😂
تو تاکسی و اسنپ گیر میده به راننده باهاش بازی میکنه هی میگه عمو

مامان پناه میشه بگی فستیوال باز کی برگزار میشه وکجاست؟ یه خانه بازی خوب وتمیز جایی رو سراغ داری؟

عزیزم ببخشید دخترتون چند سالشه ناخن براش کاشتی یا مال خودشه

کلاس اینا میبریش؟
چند جلسه دز هفته؟

دختر منم دقیقا همینه

ووووی بخوریمش
عین دختر منه دقیقا
موهاشم کپ دختر منع
باچی استایل میکنی موهاشو؟

خب بچه ها فدق دارند
به نطرم کلاس مادر و کودک بهتره محیط اشنا تره تا فیستوالا

والا دخترمنم همینه جز چند نفر هرکار میکنم باهیچکی اوکی نمیشه فامیل وغریبه هیچکی جز اینکه خودش خوشش بیاد نمیدونم چرا اینقد خجالتیه وارتباط سخت میگیره

نمیدونم چه عجله ای داریو و چه توقعی دارید از بچه ۲ساله،جالبید واقعا

من آنقدر دوس دارم ببرمش فستیوال
ولی بارانا از حموم می‌ترسه تازگی ها با دریا و رودخونه اوکی شده ولی حموم گریه میکنه
به نظر فستیوال بره بازی میکنه یا ن؟

عزیزم اون بچه فقط دوسالشه و کااااااملا طبیعیه با غریبه ها اینجور باشه ،
ببرش بیرون تو جمع باشه ، ولی کاری که دوست نداره مجبورش نکن انجام بده

به نظرم طبیعیه.
رز هم همینطوریه.
اول میخواد بررسی کنه.
اگه صلاح دونست همراهی کنه

نگران نباش بنظرم شخصیت هربچه ای فرق داره پسر منم دقیقا همینجوره تو خونه عجیب پرزبون و شیطونه ولی بیرون انقدر اروم و ساکته لجم میگیره پسر بزرگمم همینجوری بود خوب شد

منم دخترم اینجوریه ولی با این تفاوت که با بچه ها کلا اوکیه شکر خدا ولی با آدم بزرگا نه اصلااااا.
حتی با مامان بابای خودمو همسرم زیاد صحبت نمیکنه و لوس میکنه خودشو بسکه نازش میدن فقط با خواهرمو منو همسرم خوب حرف میزنه و من حرص میخورم وقتی میریم جایی بخصوص خونه خونواده خودمو همسرم

قشنگ انگار شخصیت دختر منو تعریف کردی منم خیلی نگران این اخلاقشم با اینکه رابط خانوادگی زیاد داریم هر روز میبرمش پارک ولی همینطوریه که گفتی 😔😕😏

رایان ، تا ۲ ماه پیش
همه رو زنده زنده میخورد 😂
یعنی اذییت اذیییییتتتتت
تاپینگ امروزمو بخون
۲ ماه گوشه گیر
منم حرررررص میخورما

سوال های مرتبط

مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
مامان ۰۰۰۰۰۰ مامان ۰۰۰۰۰۰ ۲ سالگی
پسر جاریم خیلی بچه های منو اذیت میکنه انقدی ک اینا حرص میخورن میخنده ذوق میکنه اونم همسن دخترمه ۳سالو نیمه ۲۰روز از دخترم بزرگتره هرچی اذیت میکنه با زبون خوش جداشون میکنم یا میگم نکن عزیزم ک میگم بخاطر بچه دعوا نشه نیم ساعت پیش دخترم دوچرخه پسرشو برد حیاطشون جا مونده بود یهو شنیدم تو حیاط یه دادی زد سر دخترم ک دست نزن بهش ولش کن برو بیرون دخترمم دستاشو گذاشت رو گوشش فرارکرد بیرون بغضش ترکید گریه کرد منم هیچی نگفتم فقط ب مادرشوهرم گفتم دل بچه رو ترکوند من تو عمرم بچه اون از گل نازک تر نگفتم مادرشوهرمم میخندید ک من دعوا راه بندازم جاریمم دخترشو فرستاد پیش ما ک فضولی ببره برا مادرش ببینه چی میگم پشت سرش منم اون بود هیچی نگفتم دیدم جاریم اومد جلو در با دادو هوار مغزمون نمونده از دست دخترش همش جیغ میزنه پسرمو بخاطرش کوبیدم زمین انقد زدمش پاش فک کنم شکسته میلنگه منم نق نزدم یهو دیدم پسرش با دوچرخه از آخر کوچه اومد سالم بود فقط به خواهرشوهرم گفتم تا حالا هیچی نگفتم از این ب بعد اذیت بچه هام کنه منم داد میزنم سرش