۱۳ پاسخ

به نظرم شما دخالت نکن مامان و باباش خودشون باید تصمیم بگیرن

متوجه نشدم چی نوشتی

مث اینکه شوهرشون از همسر قبلیش یه دختر داشته سه سال این خانوم بزرگ کرده بعد چند وقت مادره بچه که دوباره یه ازدواج ناموفق داشته میاد بچه رو پس میگیره یکسالی نگه میداره نفقه اینا هم میکرفته حالا امسال عید دختره ۷ سال اینطوراش هست اومده خونه باباعه میگه دیگه نمیرم میخوام پیش بابام باشم
ولی قانونا هم بچه تا ۷سال با مادره بعدش با پدره تا سن بلوغ بعد از بچه میپرسن مث اینکه اینم دوست داره با پدرش باشه

چقدر بد توضیح میدی هیچی نمی‌فهمیم که آخه🥲

بچه دوست داره پیش شما بمونه؟

هررر جا خود بچه دوست داره همون جا بره

عزیزم میشه واضح تر بنویسی متوجه نشدم اصلا

متوجه نشدم چی نوشتی

ولی کاش بدید بچه رو چون هیچکس جای مادر رو نمیگیره

متوجه نشدم چی نوشتی

حالا تو دوس داری بره یا بمونه؟

عزیزم

ایکاش فرزند از مادر جدا نشه

حالا تو دوس داری بره یا بمونه؟

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
سلام بعد چن روز ،خانومایی ک درجریان زندگیم بودین ک همسر من دست ب زن و فحش میده سرچیزای کوچیک جلو همه کوچیکم میکنه
خیانتم میکنه
چن روز پیش تو راه بحثمون شد این ک چرا از صبح خونه مامانش بودیم من دوبار بهش گفتم بریم ک حموم میرم ،آنیام خونه خودمون راحت تره سر اون کتکتم زد تو راه ک چرا دوبار گفتی بریم ،حرفو ی بار بزن🥲چون قبلا هم دادگاهی شدیم تهد اینا داد کتبی ک دیگ دست روم بلند نکنه و فحش نده ،میگفت تعهدم فلان فلان میکنم
اونشب میخواست منو بیاره آنیارو نده چون میدونه نقطه ضعفم بچمه
منم آشتی کردم باهاش ک با بچم بیام ،الکی گفتم بابام اینا برا عید دعوتمون کردن گوسفند خریدم تو با مامانت اینا برو منم با مامان خودم
هرچی داشتم جمع کردم اومدم ،اولش شک کرد این همه لباس برا ی روز؟؟؟؟؟؟منم زدم اینور اونور ک فلانی خواسته برا عروسی بپوشه لباسمو
حالا دوروزه خونه مامانمم تو این دوروز سه بار اومده اینجا برگشته چون شهرستانیم خونه مامانم اینا ،ک بچمو بده منم ندادم امروز گفتم ببرش دورش بده باز بیار ب خودم اونم همین کارو کرد
میگم دیگ نمیرم ب هیچ عنوان چون درست بشو نیست بچمم مریض شده بین این همه دعواااا
حالا این وسط بابام میگ غلط کردی ،چن روز بمون برگرد 🥲🥲🥲منم گفتم اگ یکم دیگ فشار بیاری بهم میرم بچه شو میدم خودمم میکشم دیگ خانواده ای ندارم اینو بدونین 😔😔
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند فرزند فرزند فرزند پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه بچه بچه بچه دختر دختر دختر دختر دختر
مامان بادوم مامان بادوم ۲ سالگی
وای خدا چ گیری کردم از دست این مادر دخترررر البته بیشتر مادره،
من خونه مادرشوهر زندگی ميکنم تو یه خونه هستیم من تو اتاق خابش هستم،بعد بچه من برای چیزی بهونه بگیره گریه میکنه ک من کاری ک میخاد انجام بدم بعد منم مثلا چون گریه میکنه اونو ب خواستش نمیرسونم چون کار درستی نیس با لج و گریه به خواستش برسه و گاهی متوجه میشه ک گریه کنه جوابی نمیگیره اما خدانکنه پای این بیاد وسط مادرشوهرم میگمیبار میشنوه بچه گریه میکنه سریع میاد میگه من دلم نمیاد گریش ببینم اذیتش نکن هرچی میخاد انجام بده میگم نمیشه کار خودش میکنه مثلا شی ساعت ده معمولا بچم میخابونم یبار میبینی لج میکنه گریه ک در اتاق باز کن برم پیش عمه و عزیز میگم نه یکم گریه میکنه سریع اونا میان ک گناه داره چرا گریش در میاری میبرمش اونجا میگند یع ربع دیگ بخابه ،اصلا نمیفهمن میگم بابا با گریه نباید ب خاستش برسه الان بچه میدونه گریه کنه اونا میان میبرنش بعد یکم پیش بچه میخاستم بخابونم بهونه گرف برم اونجا پیش عزیز گفتم الان نه اومده میگ بزار بیاد گناه داره بچه برد بعد گفتم اینکار میکنی بچه ب حرف من گوش نمیده برگشت گف من بهش یاد نمیدم ک حرفت گوش نده چرا اخه بع%یا نمیفهمن چ گوهی بخورم آسی شدم بخداااا ااااا تا یچی بگی هم الکی گریه می‌کنه زن گنده
مامان لیمو ونخودفرنگی مامان لیمو ونخودفرنگی ۳ سالگی
بچه ها یه راهنمایی ضروری
مامانم چهار تا بچه داره
کلا تو زبون بچه داری خیلی بلد هست یعنی ب بچه های خاله هام
دختر خاله هام تو ختنه تو ناف مادرم رفته
از وقتی دختر من ب دنیا اومد
چن وقت بعدش پسرم بخاطر لوزه بستری شد دیگ از بیمارستان ب بعد ب من وابسته شد
این وابستگی اقتضای سنش هست
متاسفانه مامان من اینا رو نمیدونه
و کلا ب من ایراد میگیره
وای چرا بلند حرف زدی

مثلا بچه ها گربه کنن از پشت گوشی ی جوری وحشتناک و ترسناک میگ ایوای چی شده
میگم هیچی بابا مثلا زمین خورد
برمیگرده میگه ایوای انگار گریه کنه
چرا مراقب نیستی اگ سرش چیزی شد چی
در عادی ترین حال ها وحشتناک برخورد می‌کنه
پسرم موهای دخترم رو می‌کشه میگ ایوای این بچه از ترس مرضی خواهد گرفت
آخرش یه چیزی میشه
منم عصبی میشم بلند و تند جواب میدم
میگم این همه بچه ها دعوت می‌کنند
مگ قرارع همه تک فرزند باشن
الآنم زنگ زدم دارن میان اینجا
بخدا می‌دونم کلی درسز می‌کشه اون همه راه میان
کمک حالم هست
ولی الان پسرم ک دل‌پیچه داره یهو گریه می‌کنه
می‌دونم میخاد وحشتلک بپرع جلوم ایوای این یه چیزیش هست ببرید اورژانس
میگم آخه چطور رفتار کنم