وای خدا چ گیری کردم از دست این مادر دخترررر البته بیشتر مادره،
من خونه مادرشوهر زندگی ميکنم تو یه خونه هستیم من تو اتاق خابش هستم،بعد بچه من برای چیزی بهونه بگیره گریه میکنه ک من کاری ک میخاد انجام بدم بعد منم مثلا چون گریه میکنه اونو ب خواستش نمیرسونم چون کار درستی نیس با لج و گریه به خواستش برسه و گاهی متوجه میشه ک گریه کنه جوابی نمیگیره اما خدانکنه پای این بیاد وسط مادرشوهرم میگمیبار میشنوه بچه گریه میکنه سریع میاد میگه من دلم نمیاد گریش ببینم اذیتش نکن هرچی میخاد انجام بده میگم نمیشه کار خودش میکنه مثلا شی ساعت ده معمولا بچم میخابونم یبار میبینی لج میکنه گریه ک در اتاق باز کن برم پیش عمه و عزیز میگم نه یکم گریه میکنه سریع اونا میان ک گناه داره چرا گریش در میاری میبرمش اونجا میگند یع ربع دیگ بخابه ،اصلا نمیفهمن میگم بابا با گریه نباید ب خاستش برسه الان بچه میدونه گریه کنه اونا میان میبرنش بعد یکم پیش بچه میخاستم بخابونم بهونه گرف برم اونجا پیش عزیز گفتم الان نه اومده میگ بزار بیاد گناه داره بچه برد بعد گفتم اینکار میکنی بچه ب حرف من گوش نمیده برگشت گف من بهش یاد نمیدم ک حرفت گوش نده چرا اخه بع%یا نمیفهمن چ گوهی بخورم آسی شدم بخداااا ااااا تا یچی بگی هم الکی گریه می‌کنه زن گنده

۱۳ پاسخ

به شوهرت بگو دعواشون کنه بگو اینجوری بچه دیگه حرف من گوش نمیده
حالا من مادرشوهرم پایینه بعضی وقتا کار دارم پسرم میذارم حتی بخواد آب هم بهش. بده صدام می‌کنه که اشکال ندارع آب بدم؟

درکت میکنم کامل منم تو شرایط توام 🥲🥲🥲

رفتار توام اشتباهه. چرا بچه برای دیدن عمه و عزیزش انقد باید گریه بکنه؟ اینجوری که تو پیش میری بچه روز به روز ازت بیشتر فاصله میگیره. وقتی میگه برم پیش عمه و عزیز بهش بگو اجازه میدم بری ولی هرموقع صدات کردن باید زود بیای چون الان وقته خوابته. قول میدی بهم که وقتی صدات کردم بیای زودتر استراحت بکنی‌؟ یک ربع که اونجا بودم با زبون خوش و نرم برو صداش کن دختر قشنگم عزیزدلم دیگه وقت خوابه مامان. حالا بیا پیش مامان که بریم استراحت کنیم

با کنار من منم ۵ساله پیششونم دلم یه خونه میخاد مال خودم یه آشپزخونه میخاد براخودم یه غذا میخاد خودم بپزم لباسای باز میخاد تو خونه براشوهرم بپوشم راحتی آسایش میخام واس خودم خدایااا قربونت برم به دل ماهم نگاهی بنداز فدات بشم الهی شکرت بخاطر همچی

عزیزمممم چقدر سخته تو یه اتاق باشی بچه هم حوصلش سر میره،، ولی همینقد هم که به حرفت گوش میده خیلی خوبه والا😅،، یه گرد و خاکی بکن بگو تو کارت دخالت نکنن

برای نجات زندگی و بچت تمام تلاش تو بکن یا بهشون بفهمون دخالت نکنن یا یه جوری برو حتی مستأجری

منم ۵سال تو اتاق پیش مادرشوهرم زندگی کردم پدرم دراومد با همه چیشون
خداروشکر بعد مستقل شدم بازم کنار مادرشوهرم خونم ولی خب تو خونه خودمم راحتتتت
قسمت تو انشالله

والا شراکت زندگی کردن از سختم اون ور تره خدا صبرت بده

اخ خیلی سخته زندگی با خونواده شوهر منم باهاشون تو یه خونه هستم😭😭

خدا صبر بده بهت 🤦🏻‍♀️

انشالله هرچه زودتر خونه خودتو داشته باشی

هووو خواهر من طبقه بالا ام این مشکلاتو دارم تو که توی یه اتاق و خونه ای

خوشبحالتون اگ مستقلین اگ برا خودتون خونه دارین🫠🫠 من اینجا داغون شدم کارم گریه هست فقط

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
بخدا دارم با گریه اینارو می‌نویسم خستم بردیا یکی دو هفته اس خیلی بدددد جور لجباز شده صب ک بیدار میشه تا شب همش جیغ میزنه گریه می‌کنه بدجور ها با خانواده شوهرم تو یه ساختمون هستیم جوری ک رومون تو روی هم باز شده همش میگن چش شده چرا گریه می‌کنه بابا بخدا خستم همش الکی گریه می‌کنه دیگ با اعصاب خوردی و لحن بد جوابشونو میدم نمی‌کشم دیگ بچه اس دهنشو ببیندم بگم گریه نکن چیکار کنم به یه چیزایی گیر میده مثلا میخواد تلویزیون رو بندازه میگم مامان نکن دیگ گرررریه هااا میبرمش بیرون گریه می‌کنه دستمو نگیر سوار سه چرخش هم نمیشه میگه ولم کن برم تو این شلوغی ها میدوعه می‌ره میگه دنبالم نیا همش میترسم ماشینی چیزی بهش بزنه اصلا پست سرشم نگا نمیکنه ببینه کسی دنبالش هست یا ن همش بچه های بقیه رو میبینم ک دست مامانشون رو گرفتن حسرتشو میخورم یه سوپر مارکت نمیتونم برم چ برسه جای دیگ حتی خونه پدرمم نمیتونم برم از دستش میگرن دارم روز به روزم بدتر میشم بخدا در روز یه ساعتشو نیس ک سردرد نداشته باشم دست تنها کسی حتی نیس بگه بزار یه ساعت پیش من بمونه استراحت کن فقط خانواده شوهرم بلدن بگن چشه میزنیش گریه می‌کنه درک ک نمیکنن خودددش گریه می‌کنه خستم نمی‌دونم باید چیکار کنم شما یه راه‌حلی بدین بچه های شما چجورین من کم آوردم بخدا