بخدا دارم با گریه اینارو می‌نویسم خستم بردیا یکی دو هفته اس خیلی بدددد جور لجباز شده صب ک بیدار میشه تا شب همش جیغ میزنه گریه می‌کنه بدجور ها با خانواده شوهرم تو یه ساختمون هستیم جوری ک رومون تو روی هم باز شده همش میگن چش شده چرا گریه می‌کنه بابا بخدا خستم همش الکی گریه می‌کنه دیگ با اعصاب خوردی و لحن بد جوابشونو میدم نمی‌کشم دیگ بچه اس دهنشو ببیندم بگم گریه نکن چیکار کنم به یه چیزایی گیر میده مثلا میخواد تلویزیون رو بندازه میگم مامان نکن دیگ گرررریه هااا میبرمش بیرون گریه می‌کنه دستمو نگیر سوار سه چرخش هم نمیشه میگه ولم کن برم تو این شلوغی ها میدوعه می‌ره میگه دنبالم نیا همش میترسم ماشینی چیزی بهش بزنه اصلا پست سرشم نگا نمیکنه ببینه کسی دنبالش هست یا ن همش بچه های بقیه رو میبینم ک دست مامانشون رو گرفتن حسرتشو میخورم یه سوپر مارکت نمیتونم برم چ برسه جای دیگ حتی خونه پدرمم نمیتونم برم از دستش میگرن دارم روز به روزم بدتر میشم بخدا در روز یه ساعتشو نیس ک سردرد نداشته باشم دست تنها کسی حتی نیس بگه بزار یه ساعت پیش من بمونه استراحت کن فقط خانواده شوهرم بلدن بگن چشه میزنیش گریه می‌کنه درک ک نمیکنن خودددش گریه می‌کنه خستم نمی‌دونم باید چیکار کنم شما یه راه‌حلی بدین بچه های شما چجورین من کم آوردم بخدا

تصویر
۱۹ پاسخ

عزیزم وفتی بیدار میشی صبحانه میخوری برو خونه مادرشوهرت بشین هم بچه سرش گرم میشه همم میفهمن دلیل گریه هاش بخاطر چیه تا زبون الکی باز نکنن
وقتی شوهرت خونست بگو باهاش بیشتر وقت بگذرونه ببرتش بیرون
بچه های این دوره زمونه باهوشن بهش کم محلی کن هرچی خواسته بهش دادی به حرفش گوش کردی لجباز شده کم محلی کن
بنظرم وقتی باباش هست بگو بیشتر باهاش بازی کنه

وقتی میگن چشه گریه میکنه بچه رو بده ببرن پایین یکم عذابشون بده تا خفه شن فضولا

کیان من جوری شده که شبا هم با گریه بیدار میشه بهانه میگیره باید بزارمش رو پام بخوابه خوابش که سنگین شد دوباره بزارم سر جاش بعضی ۲ بار شاید ۳ بار اینجور میکنه جدیدا اینجور شده یعنی این لجبازیش تو خوابم هست خیلی خستم

من همین ۲۰ دقیقه پیش دیگه کارام تموم شد داشتم میمیرم از خستگی حتی توانایی نشستن نداشتم دلم خواست دراز بکشم نذاشتن بخدا گریم گرفت

ببین اینا الان تو سن لجبازی هستن
دختر منم همینه یعنی امسال محرم هیچی نفهمیدم تو هیئت همش بغلم بود بغل هیچکس نمیرفت تا میگفتم بالا چشمت ابرو شروع میکرد گریه کردن.
دیگه باید بسوزیمو بسازیم تا این چالش سنی رو هم بگذرونیم
تا جایی که میتونی باهاش راه بیا و حواسشو پرت کن که زیاد گریه نکنه

منم همینه باورکن .خواهرم اومده کوچه پشتی ما همه گفتن خوش بحالت ولی پسرم ده دقیقه هم اونجا نمی‌مونه همش دهنش بازه همش جیغ و گریه البته پسر من دندون نیش و کرسی هم نداره فک میکنم دلیل گریه های بی دلیل و چندماهش این باشه

پسرمنم همینه انقدر زدم ازسرم امروز سردرد شدم

منم دیشب رفتم خونه مامانم ظهر بابام رفت بیرون مامانمم رفت بازار دیگه انقد اعصابم خورد شد زنگ زدم مامانم گفتم من باتاکسی میرم خونه کسی هم شب نیاد پیشم خودمون تنها میخابیم
هممون داریم این روزارو سپری مکینیم

بیخال خواهر خانواده شوهر والله دختر های منم که آرام تر هستن همین ها میگن به یه ورت حسابشون کن فقط به فکر سلامتی و روخیع خودت و بچه ات باش اگر همسرت آدم خوبی هست

بحران دوسالگیه🥲 تا سه سالگی درست میشن همیشه که اینجور نمیمونن

پسر من همینه

باور کن بچه منم همینطوره دیوونم کرده خونه مامانم اینا میرم زمین و زمان بهم می‌ریزه اونروز رفتم یه مراسم پشت دستم داغ کردم همش دنبالش دوییدم پاهام تاول زد

عزیزم کاملا خونسرد باش با بچه ات مهربون باش مهلشون اصلا نزار یوقت باعث نشه کوچولوت برنجونی بخاطر بقیه

منم شرایطت الانتو دارم

یه روز شب تا صبح برو خونشون اونجا هم صد در صد گریه میکنه می بینن دیگه از سر لج گریه می کنه می تونی برو پیش روانشناس کودک خیلی راهنمایی می کنن پسر جاری من انقدر بد بود اخلاقش لج باز بردن پیش روانشناس کودک گفت اول رفتار خودتون درست کنید بعد بچه خیلی الان آقا شده

بذاری مهد. بهتر میشه.... من گذاشتم بچه مو خیلی خوب شد

عزیزم‌بیا بغلم
مقتضای سنشه میگذره گلم

حتما یه سرکتاب باز کن براش عزیزم
رایان هم لجبازه
تو پارک زور میگه بقیه رو میزنه

بگو بچه ها تو این سن گریه میکنن جیغ میکشن لج میکنن هممون اینطور بودیم فقط ماها یادمون نمیاد
بچه ای ک اینکارارو نگنه باید شک کنی

سوال های مرتبط