پسر اول من اینجوری بود هیچ کاری نکن عصبانی هم نشو بزار مطمئن بشه که هروقت توروبخواد تو هستی پسر من عقد خواهرمو زهرمارم کرد نزاشت از جام تکون بخورم همش بقلم بود میگفت بیا من و تو بریم خونه تو تموم عکسا تو بغل منه با چشمای گریون ولی دومیم نه با همه جوره انگار همه را مثل مامان باباش میشناسه نه خجالتی نه هیچی نمیدونم علتش چیه ولی من اون موقع ها برا اولی رفتم مشاوره گفت رفتارت باید با ثبات باشه نه که یه بار قربون صدقه بری یه بار داد برنی سرش و همیشه خیالش راحت کن که کنارشی وقتی میاد سمتت تو هم با روی خوش استقبال کن نه اینکه مثلا بگی بسه دیگه ولم کن برو یکی دو ماه اینجور بکن مرحله بعد ببرش بین هم سن و سالاش و مکان های عمومی هر وقتم نخواست بگو باشه حتی اگه پنج دقیقه هم موند طوری نیست اینا که وابستگی به مادر دارن به یه دلیلی از محبت مادر اطمینان ندارن باید مطمئن بشن مادر همه جوره باهاشونه
سلام پناه هم همینجوره...
کلا بهم چسبیده حتی با بچا و دوستاشم میخاد بازی کنه منم باید کنارش بشینم
سلام عزیزم بخاطر سنش طبیعیه درست میشه دختر منم همینه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.