آخی عزیزم
تولد نلین جان پیشاپیش مبارک باشه
آره والا گذشتن رو ک گذشت
ولی خب سخت بود
و میدونم ک برا هر مادری یه جور سخت بوده
من دغدغه ی جدیدی دارم(ک البته جدید نیست اما چون بالاخره پیگیری ش کردم جدید محسوب میشه)
تو تاپیک آخرم هست
بدجوری ناراحت و نگرانم
دختر منم ۱۱ تیر ۳ ساله شد
واقعا زود گذشت 🥺🥺😍
عزیزم تولدش پیشاپیش مبارک
آره با کلی سختی ولی خیلی زود ۳ سالشون شد. من فعلا هیچ کلاسی نبردمش. یعنی اصلا نمیدونم تو این سن چی مناسبشونه
گل پسر مامان ۱۲ تیر سه سالش میشه واقعا زود گذشت یادش بخیر من همیشه خاطرات زایمانم و شیر دادن پسرم و مرور میکنم عکس و فیلم هاشو همیشه نگاه میکنم همش میگم دلم یه نی نی گوگولی میخواد 😍 دیشب الکی به همسرم گفتم عقب انداختم تست زدم باردارم اینقدر خوشحال شد 😆😆
بچه ی من ۵ تیر میشه سه سالش شکرخدا،این ۳سال خیییییلی برام سخت گذشت انشالله از این به بعد راحت باشه،من تا دوسالگی چکاب شنوایی سنجی رو کامل بردم انشالله شنبه بینایی سنجی میخوام ببرم،بعد میخوامببرم دکتر کودکان یخ آزمایش کلی بده تا خیالم راحت بشه بعد یه چکاپ دندون پزشکی هم مدنظرمه،من بچم چون خوب و زیاد حرف نمیزنه دارم گفتار درمانی و کاردرمانی میبرمش میخوام خدا بخواد امسال بنویسمش مهد کودک
گذشت ولی خیلی سخت گذشت بهم
من از یادآوری خاطرات مجردی و اوایل ازدواجم و اولین خونه مشترکمون لذت میبرم و تو خاطراتش غرق میشم ولی همیشه مرور خاطرات نوزادی و بارداری و...برام عذاب بوده
حتی همین الانم فکر و خیال ولم نمیکنه
به سختی دارم زندگیمو و بچمو و سرکارمو مدیریت میکنم
خیلی زود این روزا داره میگذره انگار همین دیروز بود که به دنیا اومد خیلی دلتنگ وقتی که تازه به دنیا اومده بود میشم چون هیچوقت نتونستم مامان خوبی واسش باشم افسردگی و عصبی بودنم خیلی از مشکلات دیگم باعث شد که خیلی وقتا سر چیزای کوچیک دعواش کنم و باعث گریش بشم مدام خودمو سرزنش میکنم که من هیچوقت لایق مامان میران بودن نیستم چون مامان خوبی واسش نیستم ولی من دنیا رو واسه پسر کوچولوم میخوام
این که همیشه پیش ادمه و هیچ وقتی برا خودت ندازی بزرگترین دغدغمه 😑ولی باز شکر
اره میخوام ببرمش مهد گفتن دیگه مادر و کودک ب این سن نمیخوره از هفته بعد کلاسش شروع میشه بیشتر ب نیت تو جمع در اومدن میبرم
بغضم گرفت🥺🥺🥺
قدش کوتاه مونده درگیر اونم قدش ۸۶ الان تولدش ۵۰ بود و نارس اینام نبود
خدا نگهدارِ دختر گلتون باشه، منم خیلی وقتا به این فکرمیکنم که با یه سری مامانا باهم باردار بودیم بعد زایمان و سوالا و چالشای مختلف و الان که داره سه سالشون میشه، واقعا زمان زود میگذره. چالش مهمی که خودم استرسشو داشتم ولی برخلاف تصورم خداروشکر خوب پیش رفت ترک پوشک بود، و الان برنامه ی خاصی ندارم برای تابستون یا کلاس بردنش، بیشتر طبق روال قبل روی بازی و آموزشهای مرتبط سنش، تقویت ارتباط و مهارتهای اجتماعی، بودن تو محیطهای جدید و متنوع مثل شهربازی، خونه بازی، خرید و جاهای تفریحی و ... کار میکنم تا بزرگتر بشه و تصمیم بگیرم کلاس یا اموزشی رو بطور جدی پیگیر باشیم.
خیلی زود میگذره و هرچی دخترم بزرگتر میشه منم انگار با خودش بزرگ میشم و متوجه میشم خیلی از رفتارام و برخوردام با یه بچه کوچیک درست نبوده و سعی میکنم اصلاح شون کنم
خدا دختر نازتو حفظ کنه
من خودم یه عالمه فراز و نشیب داشتم
واقعا همچی رفته رو دور تند🥲خیلی زود داره میگذره
ولا زود گذشت عین چشم بهم زدن ولی خو سخت گذشت و میگذره برا هرمادری امیدوارم عاقبت بخیر بشن و قدر این زحمات رو بدونن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.