۱۰ پاسخ

چرا هیچکس به ما نگفت بچه دار شدن انقدر پر از چالشه و قراره شاهد ذره ذره آب شدنمون و از دست رفتن اعصاب روانمون باشیم و به یه آدم دیگه تبدیل بشیم...فقط اون قسمت به ذهنمون خطور کرد که واااای خدااا قراره یه موجود دوست داشتنی و ناناز به دنیا بیاریم🤦‍♀️😅😬

منم همینم بخدا تاپیکمو ببینی گذاشتم
دوس دارم خودمم بکشم ن اعصاب برام مونده ن کمر روانی شدم

خدا بهت قوت بده عزیزم لطفا اگر میتونی یکم به خودت برس اهن و منیزیم و ب کمپلکس بخور حداقل تلف نشی این وسط

منم اینقدر از دست دخترم خسته شدم از زمانی که ب دنیا آمده تا الان نق نقی هست کاش خدا جونمو بگیره راحت شم نمی‌دونم چه گناهی کردم دارم اینجوری مجازات میشم

دقیقا حال الانمپتوصیف میکنی پسرم امروز ظهر ۴۵دقیقه خابید الان دیونه کرده شام نخورده هیوی دهن نذاشته یکسره گزیه گریه یکسره میکوبه تو صورتم صورتمو چنگ گرفت صچرتم زخم شد شوهرمم یکی زد پشت کلشو که چرا با مامانت اینجوری میکنی خودمم کلی گریه کردم امشب حالم خیلی بده زنذگیم رو هواس دو روز دیگه اساس کشی ذارم یه شوهر ریلکس نصف وسیلهام جنع شده نیست میگه لحظه اخر جمع میکنیم خیلی فشار رومه اعصابم امشب خراب بود این بچم بذتر کرد مطمعنم اکشب تا صب از گشنگی نمیخابه شیرم قطع کردیم یه ماه

یعنی هیچی حتی کلمه هم نمیگه

چون حرف نمیزنه اینطوریه حرف بزنه بهتر میشه
باور کن وضعیت خیلی هامون اینه من کلا دیونه شدم

خداقوتت بده عزیزم❤❤❤

پسر منم‌همش بغلمه خیلی خستم

وای خواهر حال منو داری . بعضی وقتا میکم آخه من چه گناهی کردم که همچین بچه ای دارم و این همه عذابم میده . میشه شمارشو دانشع باشی حرف بزنم باهات. ۰۹۳۸۲۷۸۲۹۲۹

سوال های مرتبط

مامان هانیا مامان هانیا ۱ سالگی
دیشب دخترم حدودا ساعتای ۱۲ ونیم خوابید یک و نیم با جیغ و گریه بیدار شد گذاشتمش رو پام خوابش برد یک ربعی رو پام بود بعد گذاشتمش زمین اومدم برم بیدار شد دوباره همونجوری جیغ شدید و گریه برش داشتم گذاشتمش تو تابش انقدر تابش دادم خوابش برد گذاشتمش تو تختش یک ربع بعدش تقریبا دوباره بیدار شد همونجوری جیغ و گریه دیگه کلا برش داشتم ولی همینطور گریه میکرد و جیغ میزد هی میگفتم چی میخوای بعدش فهمیدم گوشی میخواد البته بهش ندادم درضمن گوشی هم ندیده بود اصلا نمیدونم خواب دیده بود چی بود خلاصه تا ساعت شش صبح بیدار بود همینطور غرغر کرد گریه کرد یکم بازی کرد از شدت خواب پامیشد راه بره تلو تلو میخورد تا شش بالاخره خوابید تا ۱۰ دوباره همونجوری بیدار شد کل روز فقط غرغر کرد و بداخلاق و لجباز وحشتناک هیچ کار نذاشت بکنم هیچ کار خونمونم وحشتناک ترکونده دست به چیزی میزنم جیغ و دادش میره هوا باز دو و نیم خوابید تا پنج دوباره همونجوری بیدار شد مخم درد میکمه نمیدونم چشه واقعا دندونش نیست چون همه دندون هاش دراومده فقط نیش هاش درنیومده ولی هیچی تاول و سفیدم نشده نمیدونم چیکارش کنم دیگه سرمم انقدر درد میکنه که خدا میدونه😭😭
مامان رادمان مامان رادمان ۱ سالگی
سلام مامانای عزیز خوبین،
بچه ها میشه خواهرانه کمکم کنید؟ درمونده شدم واقعا خسته شدم😔
بچه من یک سال و نه ماهشه، شیر خشکیه، شبا معمولا 11-12 می‌خوابه تا 10 الی 11 اینا، تو این مدت من نتونستم از شیر شب بگیرمش چون از همون اول ولع زیادی برای شیر خوردن داشت‌، تو شیش ماهگی چندباری به جای شیر، شبا که با گریه بیدار میشد و شیر میخواست اب جوشیده سرد شده دادم ولی متوجه میشد و بدتر گریه میکرد بخاطر همونم شوهرم میگفت گناه داره بهش شیر بده نذار گریه کنه گور بابای حرف دکتر، باز مادرشوهرم و مادرم اینا هم همش میگفتن بچه کوچیکه گناه داره خب گشنه میشه، شبا پس چی باید بخوره، خلاصه از اینجور حرفای احساسی، همه دست به دست هم داد وشد تا الان که هنوز همچنان شبا باید با شیر بخوابه حتما و بین خواب هم که تا ساعت 11 ظهر خواب هست چندین بار بیدار میشه شیر میخواد، این وسط خودمم کم آوردم و بدنم دیگه نمی‌کشه از این همه بیدار شدن و ‌شیر آماده کردن... صبحونه اینا هم که تا الان نخورده، چون تا 11 که خواب هست بین خواب گریه میکنه و شیر میخواد پس 11 که بیدار میشه گشنه نیس که بتونه چیزی به عنوان صبحونه بخوره ، کلا تا یکی دو ساعت بعد بیداریش دلش هیچ نوع خوراکی نمیخواد، حالا سوالم از شما دوستان اینه که چطوری ازاین شیر بگیرمش؟ چه راهی به ذهنتون میرسه؟