۳ پاسخ

حالا من کاری ندارم که رابطه شما با خواهر شوهر چطوره
بابا چرا این بندگان خدا رو دیو دوسر جلوه میدید
اینقدری برادرزاده و زن داداشش براش اهمیت داره که میخواد بیاد پیشت بمونه استقبال کن و تشکر
حالا هرجوری هست یک هفته هم صبوری کن اونها هم آرزو دارن برای برادرشون
خیلی سخت نگیرید دوستان

شک به چی

شک نداره که میخوای مطمئن بشی پیش خانوادش هست یا خیر زنگ بزن خواهر شوهرت احوال پرسی کن وسط حرفاتون بگو شوهرتون اونجاست اگر شوهرت باشه خواهرش میگه اره اینجاست
و اینکه برا بیمارستان زایمان احتیاج به دو نفر داری چون یک شب هم بیمارستان نگهدون میدارن اون کسی که از صبح مراقبه تا شب میمونه باز یه نفر دیگه جای اون میگیره شب تا صبح میمونه یک نفره به خالت فشار میاد بزار خواهرشوهرت هم بیاد ادم با اینکه چشم دیدن خانواده شوهر نداره ولی خب دیگه احتیاج داری مجبوری

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
بیاین بگین من چیکار کنم مادرشوهرم با ما زندگی میکرد بعد ی روز من رفتم خونه مامانم خانوم بدون ناهار مونده نتونسته درست بکنه بخوره زنگ زده ب پسر بزرگش ک اره من مردم از گرسنگی شوهرم گفت که همه چی تو خونه هست خودش درست نکرده نخورده دیگه چقد شوهرمو نفرین کرد ی کپسول گاز اورده بود گرفت بازش کرد سبد کالا خودش داده بود بگیریم اونارم برداشت بعد سع روز رفت خونه مادرش بعد دو روز پیام داد ب شوهرم کلی حرف ب منو مامانم گفت در حالی ک نه من نه مادرم یک کلمه هم بهش چیزی نگفتیم بعد این ماجراها هیچی نگفتم الان زنگ زده ب شوهرم فردا بیا دنبالم وسایلاش خونه ما هستش ب شوهرم گفتم نمیذارمش بیادش هم دعوا درست میکنم همش میگه اوففففف بنظرتون چیکار کنم کولرمون هم یکیه بخاد بیاد زیر پاهای ما بخابه اینقدر حرص خوردم فقط خدا نکنه فردا بیاد وگرن پ ا ر ش میکنم 😑😑😑😑🫠🫠






بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری