بارداری هرچند خودم درمورد خانواده همسر نسبت به سرووضع خونه ام کمی حساس میشم وگرنه به درک مهم خودمون هستیم با تو دلیمون
ولی به نظرم بنده خداها حالتو دیدن گفتن بریم مزاحم نشیم حالا میموندن خوب بود ؟
بعدشم من جای مادرشوهرت باشم میگم لابد عروس دلش نخاد برم تو اشپزخونه دست به وسیلاش بگیرم
منم باشم یه احوالپرسی میکنم عروسمو تو زحمت نمیندازم و زود میرم کمکشم نمیکنم میگم شاید خوشش نیاد
باید قبل اومدن زنگ میزدن حتما
دیگه شرایطت بد بوده که بیمارستان بستری شدی پس نباید انتظار پذیرایی داشته باشن
به هردلیلی بوده اصلا مهم نباشه برات
گلم چرا ابروت بره خب اونا اگ درک داشتن یکم بهت کمک میکردن نه اینکه زود فرار بکنن مال منم همینه از اول بارداریم تا الان نه مادرشوهرم نه خواهر شوهرام یه سر نزدن بهم نه یه غذای نه چیزی درس کنن بدن ولی وقتی حرف خوردن میشه همشون با کله میان 😶😐
شاید چون حالت خوب نبوده اومدن فقط ببیننت و زحمتت ندن بعدشم از کی تا حالا ظرف نشستن اونم تو حاملگی و حال بدت خجالت و بی آبرویی داره آخه وضعیتت مشخصه اگه کسی درک نکنه و ایراد بگیره مغزش مشکل داره
یعنی میگی بخاطر به هم ریختگی پاشدن زود رفتن ؟
فکر نکنم بلاخره چند روز خونه نبودی معلومه بهم ریخته بوده
عزیزم الان که نباید از خودت توقع داشته باشی تو این شرایط
فقط باید به فکر استراحت و سلامتیت باشی ، نه پذیرایی و ظرف شستن و اینها
اشکالی نداره ،، آبرو به این چیزا نیست
زایمان کردی عزیزم؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.