پارسال همین موقع ها بود التماس خدا میکردم که بچه دار بشم منم طعم مادر شدن و بچشم ، دکترا میگفتن هیچوقت طبیعی نمی تونی باردار باشی باید بری ای وی اف شوهرمم هزینه اینجوری نمی‌کرد و من مونده بودم تو حسرت مادر شدن فکر میکردم هیچوقت بچه دار نمیشم کلا آینده و پیریم و بدون بچه تصور میکردم پارسال دنبال دسته هیئت داشتیم میرفتیم یه خانومی باردار بود مامانم یهو رفت کنارش بهش گفت دعا کن دختر منم بچه دار بشه نمی دونم چرا وای با این حرکت مامانم کلی گریه کردم که چرا باید بره التماس یه غریبه بکنه که دعا کنه برام شوهرمم که تو هر بحثی سریع بهم میگفت نازا ، هرجا میرفتم میپرسیدن حامله نشدی فلان دکتر خوبه برو اونجا فلان عطاری خوبه یه بار برو پیشش ، من بارها و بارها شکستم گریه کردم زجه زدم التماس کردم و هیچوقت باور نمیکردم حتی تو رویاهامم نمی دیدم منی که فولیکول نداشتم امسال محرم بچه ام بغلم باشه خدایا واسه وجود دخترم هزاران هزار بار شکرت

تصویر
۹ پاسخ

خدارو شکر عزیزم
نامدار باشه
برا منم دعا کن سریع خدا بچه دومو بهم بده

مردا همشون مثل همن،قدر نشناس و نمک به حروم
حداقل شوهر خودم همینه

دقیقا خیلی سخته اما مردا اکثرا قدر نشناس هستن متاسفانه از پدرامون گرفته تا شوهرامون🥲

منم پارسال این موقعه بااینکه تازه چهارماه بودعروسی کرده بودم ولی دوست داشتم زودتر طعم مادر بودن بچشم دقیقا اون موقعه یه ماهه حامله بودن امسالم دخترم توبغلمه

خداروشکر
خدا دخترت رو حفظ کنه
برای منم دعا کن🩵

عزیز دلم خداروشکر خدا دختر نازتو حفظ کنه منم دعا کن ❤️

خداروشکر...منم دقیقا مشکل تو رو داشتم تو مرحله آی وی اف بودم چون خودم شاغل بودم میتونستم راحت برای خودم هزینه کنم و شوهرم اصلا هزینه نمیکرد و یکبار تو بحثهای که داشتیم بهم گفت برو خودتو درمان کن دلم شکست غرورم له شد از خدا خواستم ی بجه بهم بده چن روز بعد پریودیم عقب افتاد تو روز عاشورا پارسال بی بی چک زدم و دیدم مثبته در کمال ناباروری طبیعی باردار شدم و آرینم الان ۴ماهشه رو به روم خوابه و روزی هزار بار خداروشکر میکنم

عزیزم ...واسه آبجیم آسیه هم دعا کن

خداروشکر
الهی دامن همه سبز بشه
برا دوست منم دعا کن

سوال های مرتبط

مامان نخودفرنگی مامان نخودفرنگی ۱۳ ماهگی
واقعا اشتباه کردم دیروز با دخترم رفتم ختم عمه شوهرم
دیروز چهلم عمه شوهرم بود نمی دونم چی شد یهویی تصمیم گرفتم که برم هیچ کس هم بهم نگفت نرم رفتنم واقعا خریت بود چون هیچ کس هنوز دخترم رو ندیده بود به خاطر محرم هنوز هیچ کس واسه دیدنی نیومده بودن بعدشم که عمه ش فوت کرد همه دخترم رو بوسیدن چه مرد چه زن اصلا دوست نداشتم اینقدر آدم دور دخترم جمع بشن انگار اصلا بهش فکر نکرده بودم که چه اتفاق هایی قراره بیفته همه دورمون جمع شده بودن حالم از خودم بهم می خوره بعد مجلسم موقعی که اومدیم سوار ماشین شدیم نمی دونم یهو چی شد که اینطوری دخترم زد زیر گریه اصلا نفسش بالا نمی یومد هر کاری می کردم حتی سینمو نمی گرفت اصلا از روزی که به دنیا اومده بود تا حالا چنین گریه ای نکرده بود فکر کنم کل گریه های این مدتش اندازه همین یه گریه بود اصلا انگار یه اتفاقی براش افتاده بود هیچ جوره آروم نمی شد هر کاری خودم و مامانم و شوهرم کردیم آروم نشد واقعا گریه عجیبی بود
شوهرم پسرخالمه ،به خاطر خاله های فضولم که حرف در نیارن رفتم و اصلا فکر نکردم امکان داره به دخترم چ صدمه ای بزنم موقع تشیع که بود چهل روز پیش من و مامانم نرفتیم خاله بزرگه زنگ زد به مامانم که خیلی کارت اشتباه بوده باید می اومدی من از ترس که بعد بگن عروسشون همه جا می‌ره فقط اینجا نمی تونست بیاد فکر کردم که برم در صورتی که همیشه میگفتم جایی که خیلی شلوغه یا صدا خیلی بلنده نباید دخترم رو ببرم ولی اینقدر از تلفن خالم ناراحت بودم و می ترسیدم دوباره حرف در بیاد که بدون فکر دخترم رو برداشتم و رفتم
خاک بر سر خاله هام که همیشه از دستشون عاجزم و آرامش ندارم
مامان آترین😍 مامان آترین😍 ۴ ماهگی
پارسال این موقع بود که من تو دلی داشتم خودم خبر نداشتم آترین مامان دوماه تو شکمم بود و من تازه از وجودش باخبر شده بودم چقدر خوشهال بودم دل تو‌دلم نبود باورم نمیشد چون خیلی انتظار کشیدم خیلی دلم بچه میخاست و نمیشد تنبلی داشتم و فکر مبکردم خدا هیچ وقت بهم بچه نده تا خدا خواست و طبیعی باردار شدم چقدر هرکی از اشناهامون دوستام فامیلا بچه دار میشدن دلم‌بار میومد و هرسری دلم میشکست که خدا چرا منو‌لایق مادرشدن نمبدونه مبگفتم حامله کجابود فک میکردم لکه بینی و نامنظمیش به خاطر تنبلیمه انقدناامیدشده بودم ک هیچ‌وقت بیبی چک‌نمیزدم میگفتم منکه نیستم براچی بزنم تااینکه زدم و‌دیدم سریع دوتا پررنگ افتاد دوباره یکی‌دیگه گرفتم اونم دوتا پررنگ افتاد ازمایش خون‌دادم و در کمال ناباوری دیدم بتام انقدر بالاست خداروشکر میکنم بابت همه چیز امسالم که فرشته کوچولوم پیشمه و داره بازی میکنه خوشبختیو بهشتو باوجود‌اترین تو‌همین دنیا‌دیدم😭😭😭🥹🥹🥹