اصلا نباید زن باردار یا تازه زایمان کرده ونوزاد وارد همچین مراسمایی بشن یا وارد ارامگاه بشن.از قدیم میگن از اونجایی که ما نسل جدید به همه چی میگیم خرافات ولی یه چیزایی از قدیم واقعا صحت داشت.من انقدر بی قرارم برای سر خاک عزیزم ولی نمیتونم برم و فقط میگم باید صبور باشم و صبر کنم تا پسرم بزرگ بشه بعد برم ارامگاه.انرژی محیط براش خوب نیست.
شماهم انقدر درگیر حرف اطرافیان نشو.اونا تو زندگی شما نیستن.اونا نبابد تو تصمیم های شما تاثیر داشته باشند.درد مادر بودن رو شما کشیدی پس باید قدر دان باشی.خدا رحمت کنه همه رفتگان رو از راه دور فاتحه بخون اما دیگه نه خودت نه دخترت رو تا دوسال توهمچین مراسمایی نبر.من مادربزرگم فوت کرده بود خودم خیلی بی قرار بودم باردار بودم ودخترم دوسال ونیم.سپردمش به همسرم و ازش خواسنم از ماشین پیاده نشه واز محبط ارامگاه دور بمونه.تازه برای حضور خودم هم بقیه ممانعت داشتند واصرار که نرم ولی من رفتم و خیلی اذیت شدم..
بنظرم براش قران بخون بزار دخترت از چشم و بدی ها دور بشه ودیگه نبرش
حالا حق داشتی ولی نباید به حرف کسی اهمیت بدی من پونزده روز بعد از اینکه بچم به دنیا اومد داداشم فوت شد حتی تشیع جنازه هم نرفتم فقط چهلمش تونستم برم آخه نمی تونستم برم بیشتر حرص بخورم شیر جوش بدم به بچم چون این بچه ها همه ی دار و ندارشون ماییم
ولی واسش تخم مرغ بشکن با سکه حالش ایشالا بهتر میشه
میگفتی حداقل بوس نکنن خب!!!! تو اون محیط شلوغ پر میکروبه
من خواهر زن داداشم اومد بچه رو از من گرفت پرت کرد بالا اول با لحن خوب گفتم نکن خاله جون سرم درد میگیره بعد دفعه دوم بیشتر پرت کرد گفت بچه رو لوس بار نیار!!!!! بچه روگرفتم گفتم لوس بار نمیارم ولی وحشیانه هم باهاش رفتار نمیکنم این بچه هنوز ۶۰ روزشه خیلی کوچیکه .از دستمم ناراحت شد منم گفتم به جهنم
من با بچم با کسی شوخی ندارم ک
نگران نباش گلم بچه از آرامش رحم و بعدم خونه یدفعه وارد یه محیط شلوغ شده طبیعیه بیقراری کنه
سوره والعصر و آیت الکرسی بخون براش مرتب یکم اسپند با فاصله براش دود بده که دودش اذیتش نکنه
حمومش کن و هرکاری که تا الان دستت اومده آرومش میکنه
خودتم آرامشت رو حفظ کن که شیر حرص و جوش بهش ندی همین
رفتی که رفتی فداسرت بچه هم چیزیش نیس یکم ترسیده محیطش شلوغ بوده لج کرده نمیخوره ببر دکتر چک کنه بعدم یه دوشی بگیر و شیرش بده تا بخوابه انقدم سخت نگیر قدیمیا بچهاشون هر روز یجا بودن از همه بهترن حالا یروز بچه رو بردی بیرون طوری نیست
آیه الکرَسی بخون عزیزم درست میشه، اشتباه کردی دیگه
یه تخم مرغ بشکن واسش
دخترم اصلا شیشه پستونک تا حالا نگرفته حتی یکبار فقط سینه خودم ولی از دیروز که اینطوری شده خیلی گریه می کنه و سینمو به سختی می گیره
دارم دق می کنم از ناراحتی نمی دونم چیکار کنم
تعداد پوشک های خیسشم کم شده بچم
حتی اگ دیده بودنش هم نیازی نیست ادم بچه ۲ماهه رو جای شلوغ ببره عزیزم خودتو سرزنش نکن پیش میاد ادم کاری بکنه ک خودش تعجب کنه گذشت دیگ
عزیزم هیچ چیزی مهم تر کوچولو نیست بزار حرف بزنن
بزار ناراحت بشن
اصلا رابطه آن رو با آدمای سمی زندیگت قطع کن
بعدشم کلا سر خاک نرو برا بچه خوب نیس
اولویت زندگیت رو بزار بچت بزار هر ک هر چی دوست داره بگه
عزیزم تاکی میخوای برای حرف بقیه زندگی کنی نباید بچه رو میبردی فضای اونجا براش سنگین بوده چشم میخوره بچه چشم نظر وصل کن به لباسش به درک که ناراحت میشن مهم بچت هست نه اونا
عزیزم دقیقا همین موضوع برا منم پیش اومده ولی نرفتم.
وقتی اومدی خونه دخترتو میبردی حمام ک تمیز بشه
انشالله ک بلا دوره عزیزم، خدا نگهش میداره اون فرشته رو،،،
شوهرت چجوری گذاشت آخه بری دختر جون،،، بچه رو ک ختم نمیبرن اخه
چشم خورده بچت حتما عزیزم نباید میرفتی ولی حالا دیگه شده فک کردن بهش فقط حالتو بدتر میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.