۶ پاسخ

خواب بعد از ظهر ۶ به بعد نیاشه دیگه ساعت ۱۰ ونیم ۱۱میخوابه تا ۹ صب

توروخدا ازتون خواهش میکنم هیچ دارویی برای خواب ندید بچه....گناه دارن بچه ها.
مغزش درحال رشده اما شمابا دارو یکدفعه اونو خاموش میکنید....ذهنش کم میشه.کلا استامینوفن ذهن بجرو کم میکنه.تاجایی که میشه نباید داد.
پسر همسایه ما زن و شوهر شاغل.به بچه بهترین دکتر بردن که شبا زودبخوابه...دارو دادن و راحت گذشت.الان ۱۷ سالشه مغزش اندازه بچه ۳ سال...وسط نهموتی که همه رودروایسی دارن بلند میشه جیغ میزنه غلت میزنه .دست به دهن میزنه و داد.....همش عوارض راحتی پدرومادر.
بچرو خسته کنید.عصرا نخوابه.کم کم ببینید شب چه به موقع و زودتر از شما خوابیده.
ببخشید طولانی سد اما توروخدا ندید هیج دارویی

رو پسر من که جواب نمیده. رازیانه هم خواب آوره یکم دم کن بهش بده ببین اثر میکنه

دختر منم دقیقا همینه ساعت 4 خوابیده 6 بلند میشه دوباره 10 می‌خوابه تا 11 دیگه بیداره تا 4 ، 5 صبح دیگه می‌خوابه تا 11 ظهر خیلی بده 🥺

استامینوفن زیاد مضره
شربتای تنظیم خواب هست
راه حل معمولشم اینه ک یکی دو روز بعد از ظهر نخابه شب زود بخابه از اونورم صب زود بیدار کنید دو روز اینطور بخابه دیگ بعدش عادت میشه براش

شربت ملاتونین هست اگه برای تنظیم خواب میخای خب اونو بده بهش هورمون خوابه

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
مامانا مشورت میخوام
پسر من هرموقع برم خونه بابام اینا ، خواب ظهرش خیلی دیر میشه ، یعنی مثلا بابام هی باهاش بازی میکنه ، واقعا نمیزاره بخوابه ، خود بچمم نمیخواد بخوابه همراهی میکنه ، یعنی اگه بابا بازی نکنه بگه بخوابیمو اینا بچه هم کم کم اروم میشه میخوابه ، ولی اینکارو نمیکنه بابام
بعد خب ظهر که دیر بخوابه ، شبم دیر میخوابه ، فردا صبحشم دیر بیدار میشه
بچه من چهارشنبه ها صبح کلاس داره
من هفته دیش سه شنبه خونه مامانم اینا بودم ، باز بابام اجازه نمیداد بخوابه ، هررررررکاری کردم هرچی گفتم توروخدا بزار بخوابه فردا کلاس داره، گفت نه ولش کن میخواد بازی کنه، خلاصه که دیر خوابید، شبشم دیر خوابید ، و صبح خیلی دیر بیدار شد ، بابام میخواست بره باغش سر بزنه به حیووناش ، به مامانم گفتم مامان بچم دیر بیدار شده نمیرسه به کلاسش بابا میتونه یکم دیر تر بره بیاد مارو بروسونه کلاس؟ که بابام گفته بود نه نمیتونه و میخواد زود بره ، هیچی بچه رو هول هولکی لباس پوشوندم ، صبحانه فقط یه تیکه بیسکوییت به زور دادم با اسنپ رفتم
گشنه بود ، خوابش میومد کسل بود ، از اول تا اخر گریه و نق
گفتم من دیگه روز قبل کلاسش نمیام اونجا
حالا باز امروز مامانم پیام داده بابا فردا میخواد بره باغ کار داره ، بچه رو بیار ببینه امروز
از یه طرف الان دلم نمیاد نبرم
از یه طرف یاد هفته پیش میافتم که چقدر اذیت شد بچه
نمیدونم چیکار کنم
شما بودین چیکار میکردین؟