۴ پاسخ

یعنی چی مشکل حسی؟؟؟یعنی ب هیچی دست نمیزنه

تواين راه خييييلي بايد صبور باشي عزيزدلم تو تنها حثايتگر بچت باش حتي اگر خودت حمايت نشدي من برادرم سالهاي سال كاردرماني رفت و تنها كسي كه پيگيرش شد نادرم بود اصلا يادم نمياد پدرم يكبار كاردرماني گفتار درماني ياحتي ميخصص مغزوعصاب بامن و مامانم بياد ولي مامانم هيچوقت اميدشو از دست نداد و ادامه داد و بالاخره برادرم رو به سرانجام رسوند راه سختي رو درپيش داري ولي جوري ادامه بده كه چندسال ديگه به خودت و تلاشت افتخار كني مطمن باش بعد چندسال همه به عنوان مادر نمونه وفداكار تحسينت ميكنن مخصوصا همسرت
من مامانم يه روزايي ميشد پول نداشت و النگوي دستشو ميفروخت و ميبرد فقط يادت باشه فاصله ننداز مداوم ببر اين سالها سالاي طلايي هستش يه كم بزرگترميشن پيشرفتشون كند ميشه و اينكه تو خونه خودتم باهاش تمرين كن

خوبه شروع کردی من نمیدونم ببرم پیش روانپزشک یا مستقیم برم پیش گفتار درمانگر

عزیزم مهم اینه ک شروع کردی چ فرقی داره چقد طول بکشه
همین دوسال میتونی بشینی خونه و هیچ کاری نکنی ، بچت هم هیچ پیشرفتی نکنه
منم کاردرمانی میبرم دخترمو
ی هفته س شروع کردم
ب منم گفتن طول میکشه ولی برام مهم نیس همبن ک شروع کردم و مفیده براش و میدونم اوکی میشه.
علائم بچتون چیه؟؟

سوال های مرتبط

مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
سلام مامانای گل🪷💖🌻
دختر من مقداری مشکل بیش حسی داره(اخر تاپیک میگم چیه)
منم تصمیم گرفتم هرروز باهاش بازی های حسی انجام بدم و به شما هم معرفی کنم🌿
از بازی‌ای شروع کردم که کمترین حس بد رو داشته باشه،بازی با یخ🧊
از اونجایی که دختر من نقاشی رو دوست داره،یخ هارو رنگی کردم(با رنگ خوراکی ولی فکر کنم با آبرنگ بهتر باشه)و با یخ ها نقاشی کشیدیم.🎨
یه کاسه اب گرم هم گذاشتم که وقتی دستمون یخ کرد، گرمشون کنیم.
آخرش هم کاغد های خیس شده رو تیکه تیکه کردیم و باهاشون بازی کردیم و چسبوندیمشون به دستامون.
البته قسمت اخر پرواز فقط یه تیکه کاغذ چسبوند و اونم چندشش شد و برداشتش😅

اگر کوچولوی شما از پرواز من کوچیک تره،میتونید با یخ رنگی تو اب ولرم بازی کنید🩷

حالا بیش حسی چیه؟
یعنی نسبت به نور یا صدا یا لمس حساسیت بیشتری دارن
دختر من فقط درمورد لمس این مشکل رو داره و به یه سری چیزا اصلا دست نمیزنه
وقتی کوچیک تر بود غذاهایی با یه بافت خاص رو نمیخورد،اوتمیل ، شله زرد، شیر برنج، بلغورشیر و...
بزرگ تر که شد شن بازی نمیکرد و کم کم روی بافت های مختلف حساس تر شد.

بازی های حسی کمک میکنه که این مشکل کمرنگ تر بشه، همزمان باهم بازی هم میکنید و کلی بهتون خوش میگذره🎉
مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ سالگی
دیروز و امشب حرفایی از پسرم شنیدم ک قلبم رو لرزوندن

دیروز صبح خیلی آشفته بودم بابت اتفاقات دو هفته گذشته، با پدرم حرف میزدم و گله از همه چی
پسرم درحال بازی بود
با بغض و حرص ب پدرم گفتم اصلا بمیرم بهتره
در کسری از ثانیه پسرم سرش رو بلند کرد و با همون خنده وسط بازیش گفت یعنی من بدون مامان بشم؟
ی لحظه تمام وجودم خالی شد
ای وای ک من چرا حواسم نیست ک این کوچولوی من با ذره بین تمام رفتار و گفتار من رو بررسی میکنه
امشب ک داشتم میخوابوندمش طبق عادت و رفتار همیشگیش تند تند شروع کرد ب سوال پرسیدن و حرف زدن
یهو گفت چرا دیشب نبودی و مامان پری(مامان من) فقط بود
اصلا دیشب چنین اتفاقی نیوفتاده بود...
بعد کلی بالا پایین و سوال یهو گفت همون موقع ک بیمارستان بودی
باز دوزاریم نیوفتاد
دوباره گفت تو دیشب سرکار بودی بیمارستان
یهو جوری حالش بد شد و بهم ریخت .. بغض و گریه با صدای بلند
ایلیای من از شروع سه ماهگیش پرستار داشته
عاشق خاله مریم بود و هنوز هست
تو نقاشیش خاله مریم کنار ماست
ولی یعنی چقدر خلا نبود من رو حس کرده ک تو سه سال و نیمگی اینو میگه؟!
همیشه این موضوع برام درد بود الان دردش سنگین ترم شد...