خب مادرشوهرت ام بیاد خونه مامانت
عزیزم خونه مامانت ک تولد میگیری اصلا اونو کنسل نکن
برای مادرشوهرتم فقط یه کیک بخرین و زنگ مادرشوهرت بزن بگو ما شما مبابم اونجا برای تولد بچه هم کبک میگیریم میایم و تمام
با یه کیک سرشو هم بیار
بگو من شرایط تولد گرفتن ندارم مامانم لطف میکنه دوس داره تولد بگیره برای پسرم مادرشوهرتم دوس داشت کادو میگیره نداشتم نمیگیره
چون اونا میگن که تو نباید اجرا کنی
شوهرت باید بتونه جوابشون رو بده خودت دخالت نکن و جواب نده اون باید بره بهشون بگه مادرزنم داره برا نوش میگیره شماهم خاستید خونه خودتون بگیرید ما شرایط نداریم
بنظرت مادر شوهرت چطوره پلید؟
یا آدمخوبیه
هرجور هست همونجور باهاش رفتار کن.
یعنیمادر مندوتاعروس داره توی زندگشهیچ دخالتی نداشته هیچیبهشون نمیگه نمیدونم چرا بعضیا همش تو کار عروس دخالت میکنن
کیک رو بگیر و یه شامم درست کن همه رو ببر خونه مادرشوهرت بگو خونه شما یادگاری میشه، با سیاست باش
دقیقا اوضاع من
مادر من به فکر نوه به فکر تولد اولین نوه اش خوشحال دوست داشت خودش بگیره تازه کاری هم نداشت که من میخوام تولد بگیرم یا نه دوست داشت برا نوهاش تولد بگیره به فکر من که خسته نشم با بچه خونم کثیف نشه
بعد مادرشوهرم تررررررررش که خودم بگیره اونم بره جاری هامو بگه همه بیان منم به درک خونه به درک منم ادم نیستم
ببخشیدا ولی مادرشوهرم یه جور رفتار میکرد انگار من لنگ اون کادوشم که باید جلو پاش فرش قرمز پا کنم
منم با نهایت احترام یه تولد برا بچم گرفتم ۳ تایی بچمو و شوهرمو وخودم که رفتیم بیرون فقط کاری دیگه نکردیم( تولداصلیش دقیقا همون روز)
یه تولد خودم گرفتم فقط و فقط بچه های ساختمون رو دعوت کردم کلی بچه ها با اریا بازی کردن و عشق و حال
مادرمم برا دل خودش برا نوهاش تولد گرفت (دلیلی هم نبود کسی دخالت کنه تو کاره مادرم یا اینکه مادرم بخواد به اجبار بقیه رو دعوت کنه)
ناراحت باشن خب اهمیت نده
مادرشوهرت حق داره ناراحت شه
خب دعوتشون کن
منم خونه مامانم تولد پسرمو میگیرم مادرشوهرم اینارو هم دعوت میکنم
من باشم اول سعی میکنم مادرشوهرمم بیاد اونجا. بالاخره اونم مادربزرگشه ولی حسابی جلوش از مامانم تشکر میکنم که یه جورایی تو چشمش بیاد. حالا ممکنه پشت سرش به مامانمم کمک کنم واسه هزینه و کارا ولی اصلا نمیذارم کسی متوجه بشه.
اگه اصلا امکانش نبود که اونم بیاد، یا کلا نمیذارم بفهمه که بخواد بهش بربخوره یا میذارم بعد که همه چی تموم شد میگم مامانم سوپرایزمون کرد.
به نظرم شما هم یا با هزینه خودت اونم دعوت کن یا بگو بهش به مامانم گفتم نمیخواد تو زحمت بیوفتی خودم میگیرم. بذار مامانت جشن بگیره بعدش یا بهش نگو کلا یا بگو سوپرایزمون کرد گفتهبود دلم میخواد خودم براش بگیرم اگه نگیرم به دلم میمونه. اگه قرار شد نفهمه کلا، موقع تولدش که شد بگو دستمون تنگه نمیتونیم بگیریم.
خب چن نفرم مادرشوهرم اینا اونارم نمیشه مامانت دعوت کنه؟
اگه اونا میان خونه مامانت و مامانت با اومدنشون مشکل نداره خب اونجا بگیر وگرنه خونه خودت بگیر و دلیلش رو به مامانت بگو
خونه خودت بهتره به نظرم
همون خونه مادرت بگیر.ب مادرشوهرت بگوبیاداونجااگه هم نیومدبگوخودت خونه خودت براش جشن بگیر.بگومادرم چون ازم خواسته نمیشه بزنم توذوقش وناراحتش کنم بگوزشته .
خونه ی خودت بگیر از حرف و حدیث خودت و خلاص کن
خب خونه مامانت چرا مادرشوهرت دعوت نمیکنی؟منم مامانم میخواد بگیره خواهرشوهرامو دعوت کردم گفتم خونه خودم دست وپا تنگه نمتونم بگیرم
بزار مامانت خونه ی خودت واسش تولد بگیره خونه هم که چیزی نیست یه نفر باشه کمکت کنه زود تمیز میشه
مامانت چرا مادرشوهرت اینا رو دعوت نمیکنه؟ خب اونم مادربزرگه دوس داره سال اول تولدش کنار نوه ش باشه
تولد خونه مامانم سرجاش شب تولدش...
تولد خونه خودمون نمیگیرم میبرم طبیعت
من باشم خودم میگیرم و مامانم رو میارم کمک
به مامانت بگو اونارو هم دعوت کنه ، هزینه شو تقبل کن
این داستان....
پیاز هم زهرمار کردن مناسبتی که آرزوشو داشتیم توسط مادرشوهر🙅🏻♀️
به افتخارش👏🏻👏🏻👏🏻
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.