من همین داستانو با خواهرم دارم عزیزم ما باید جلو بچمون بگیریم طرف میخاد پدربزرگش باشه یا خالش باشه
خواهرم رو وسایلش حساسه و پسرم خراب میکنه میریزه در قفل میکنه یا میز و صندلی میزاره جلو در اتاقش
پدر شوهرت درِ اتاقشون و قفل کنه
بچه که متوجه نمیشه حتی اگه هزار بار بگی
فقط چیزای خطرناک از دم دستش بردارن تا هر جا میخاد چرخ بزنه راهش فقط همین وگرنه باید مدام دنبالش باشی ک تو اتاق ها یا هر جا میخاد بره نه وسایل خراب میکنن نه برا خودش خطرناک ... تجربه اش داشتم خونه مادرم موقع جنگ دو ماه رفتم وای چقد خسته شدم دیدم نمیشه برگشتم خونه 9 ساعت راه جونی نمیمونه برا ادم ن فقط حالا پدر شوهر یا مادر شوهر ک جبهه میگیرن همه والا خونه خود پدر مادرا هم همینه حالاشاید بعضی ها ب رو خودشون نیارن
مگه توی اتاقش چیکار میکنه ک بچه راه نمیده
کلی پیام نوشتم برات پاک شد☹️
پرده بگیر در وسط با تخت بذار .
شاید حوصلشون نمیکشه درک کن
یه مدت در قفل کنین چاره چیه تا از سرش بیافته نره طرف اتاق اون پیرمرد
وقتی قبول کردی باید حوصله کنی یا هم به شوهرت اصرار کنی که جدا زندگی کنید
سعی کن مشغولش کنی با بازی کردن و نقاشی کشیدن یه وقتایی هم ببرش پارک و پیاده روی .عزیزم شرایطت سخته میدونم اما چاره چیه نمیشه که اون بچه هست هنوز درکی نداره
🥲🫂 بیچاره خودت بچت گناه داره سرش داد نزن نزار گریه کنه با یه چیز دیگه مشغول کن بچتوو
تو چرا قبول کردی که باهاشون زندگی کنی؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.