۶ پاسخ

تو قطعا بهترین مادر هستی برای پسرت
این احساسات هم بخاطر تغییرات هورمونی و فشار بارداری و زایمان و بیخوابیه و البته طبیعی هممون این دوران رو گذروندیم
بدون ماندکار نیست و الکی به خودت عذاب وجدان نده

رابطه همسرت با بچه چطوره. بغلش اینا میکنه.راستی اسمشو چی گذاشتنین

عزیزم تا 40 روز وضعیت روحیت همینه متاسفانه کم کم بهتر میشی ♥

عزیزم‌همه ما ب ی نحوی داریم این حسارو تجربه میکنیم فقط نباید خودمونو ببازیم...من دوماهه تنها دارم بچمو نگه میدارم سزارین بودم بخدا با اون وضع شکم و دردی ک داشتم از همون بیمارستان خودم بچمو قنداق میکردم بالاپایین میکردم تمیزش میکردم..تو پیامات خوندم مامانت ب غذا ها توجه نمیکنه منم مامانم از اوناس ک معلوم نیس چجور چنتا بچه رو بزرگ کرده انگار هیچ تجریه نداره تو بیمارستان همراهم بود از درد میپیچیدم و کمرم بی حس بود ی شیاف نمیتونست برام بزاره انقد گریه کردم یکی از همراهای بقیه دلش سوخت اومد شیاف برام گذاشت..روز سوم زایمانم دیدم بیام بهتره اون ک هیچ کاری برام‌نمیکنه خودم شب تاصبح رو سر بچم هستم با همه دردام...تو این دوماه کلی گریه کردم درد کشیدم با درد بچه داری کردم همین الانم همونجورم ولی نباید ببازیم خودمونو هرکی هرجور میخاد باشه ما خدا رو داریم ته همه دردامون بازم تنهامون‌نمیزاره و همه اینا تجربه میشه...از خانومای اینجا بپرس از صدتا مادرو خواهر بهتر جواب میدن بعضیاشون....خیلیا مث ما دفعه اوله شون هس ولی بالاخره از پسش برمیایم

عزیزم منو خیلی از مامانا مطمئن باش که این حسو تجربه کردیم ،میگذره کم کم برات کارها سبک‌تر و راحتتر میشه ❤️

من دیشب مامانم بعد ده روز رفت خونشون یه دل سیر گریه کردم پشت سرش 😥هنوزم بغض دارم

سوال های مرتبط