۴ پاسخ

ببرش مهد

دقیقاً پسر من
اصلا دلش نمیخواد بیاد خونه

اینکه جایی میری شیطونی میکنه برداشت ماهاست در حالیکه کنجاو به محیط جدید میشن و اکثر بچه ها همینطوری هستن ولی در مورد خونه دختر منم زیاد به اسباب بازی ها اهمیت نمیده ولی من براش خونه مجازی درست میکنم و با وسایل امن آشپزخانه مثل ست کفگیر و ملاقه یا قالب های بستنی و ... که اکثر سیلیکونی هستن به بازی میکشونم و بین بازی اسباب بازی و عروسک هاش رو اضافه میکنم
باور کن روزهای بعد خودش شروع میکنه با اسباب بازی ها خاله بازی و مثلا اشپزی و خیلی کم سمت تلویزیون میره و بهانه بیرون رو میگیره

خونتون جسارتا آپارتمانیه؟

سوال های مرتبط

مامان ایلیا جونم❣️ مامان ایلیا جونم❣️ ۵ سالگی
خانوما ی مشورت میدین

میگم وقتی خونه ایم ایلیا اصلا با وسایلش بازی نمیکنه یعنی بهت بگم شاید کلا ی ربع با توپش شوت بزنه و شایدم کلا تو روز ی ربع هم با ۴ تا اسباب بازی ور بره همینننننن

همش یا باید با ما مشغول باشه یا کارتون تلویزیون یا همینجوری میخوابه کف زمین و رو مبل و‌غر میزنه و میگ حوصله م سر رفته و اینا من دیگ انقدددد قاطی کردم

دادو بیداد کردم ک اینهمه اسباب بازی ریخته اصلا بازی نمیکنی و دیگه برات نمیخرم و پاشو بازی کن و اینا خیلی دیگ عصبانی شدم
بخدا جرا ت ندارم ی روز خونه باشم صب تا شب چون همش میخواد کارتون ببینه یا همش باید من باهاش مشغوول باشم همین دو حالته ..

ولی خب خیلی دعواش کردم و‌جیزایی ک واقعا نباید میگفتم و‌گفتم🫤🫤🫤

کلا خیلی هی بهش میگم بازی کن برو با اسباب بازیات بازی کن چرا خودت بازی نمیکنی و.. حس میکنم حساستر شده اصلا بعد هی میگه مامان بازی کردم یا دارم بازی میکنم یعنی انگار خودشم استرسشو گرفته
نمیدونم واقعا چیکا کنم🙄🙄🙄🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️
مامان deniz مامان deniz ۴ سالگی
#فرزندپروری #تغذیه #شیرخشک #پوشک #فرزندپروری
سلام مامانا لطفا مشورت بدین
من دخترم جایی میریم یسره ب من باباش میچسبه طول میکشه با بچه ها بازی کنه مثلا خونه عمش بودیم بااقوام همه بچه ها رفتن باهم بازی کنن این میگف ن من نمیرم اونا بیان داخل باهم بازی کنیم ک یسره غرمیزد چرا نمیاد یا دیشب خونه جاریم همه بچه بالغ بر ده تا بچه داشتن تو اتاق باهم بازی میکردن حتی ۲تا از بچه ها از دختر من کوچکترن و یکی همسنش مشغول بازی شدن نگو در اتاق بسته بش و پسرجاریم گفته درمون یکم سخت باز میشه دخترمن یهو جیغش بلند شد همه ترسیدن نگو برااین حرف پسره ترسیده یا توخونه انقد بهونه میگیره سرهرچیزی بهونه گریه میکنه امروز رفتیم باغ بهمون کوفت کرد انقد غر زد الان ۲شبه جاریم میگ چقد غرغرو امشب میخاستم جوابش بدم ولی باز کنترل کردم نمدونم دخترم چکارکنم انقد سرهرچیزی گریه میکنه و اصلا نمیبینم مستقل بش همش میگ بچع ها بیان باهام بازی کنن خودش نمیره کمکم کنید داغون صدم انقد فکر کردم
مامان فندقی🧸 مامان فندقی🧸 ۴ سالگی
سلام وقت بخیر
دختر ۴ ساله ای دارم خیلی شلوغ و خرابکاری می‌کنه
تو خونمون و بیرون از خونه
مهمانی رفتن تولد عروسی روضه مسافرت عبادت خرید مهمانی دادن تمیزکاری خونه همه کارهای معمولی با این شرایط برامون عذاب آور شده
در کنار بچه های همسن خودش در فامیل متفاوته از جهت شلوغی و اذیت خیلی
تو مهمانی ب بچه های دیگه زور میگه اسباب بازی هاشون رو میگیره میزنتشون سر یه بهانه کوچولو گریه می‌کنه و تو مهمانی و کنار بقیه آبروی مارو برده تو مهمانی خونه مادر همسرم چندین بار زده ظروف بزرگشون رو شکونده درحالیکه در اون خانواده بچه همین دخترم هم هستن اما اصلا اینطور نیستن
حرف های بد میزنه و فوش میده شب ادراری داره و همش در حال نظافت نجاست هستیم اصلا همه کارهای بد رو انجام میده ....من و همسرم واقعا خسته شدیم و دیگه توان نداریم
از طرفی در نظر داشتیم برای فرزند دوم اما با این شرایط دخترمون دلسرد شدیم
استرس و هیجان و فشار عصبی ک این بچه ب ما والدینش وارد می‌کنه واقعا زیاده لطفا راهنمایی کنید 😭
بنظرتون شبیه بیش فعالیه یا طبیعیه ؟
مامان امیررضاودنیز مامان امیررضاودنیز ۴ سالگی
دوستانی‌ که پسر۳ونیم‌تا۴ساله‌ دارن‌ کارتون‌ دارم؟؟؟

پسراتون‌ چقد‌ بازی میکنن‌ طِی‌ روز چقد گوشی دستشون‌ میگیرن؟؟؟
پسرمن‌ از صبح تاشب یکی دوتاساعت‌ کلا گوشی دستش میگیره بقیه وقتش‌ هم یا باندبازه‌ داره‌ میرقصه یاهمینجوری‌ توخونه‌ میچرخه‌ اصلا اصلا اصلا دست به هیجی‌ اسباب بازی‌ نمیزنه‌ اول دوچرخه‌ اسکوتر‌ بازی میگرد الان هیچی‌ هیچی‌ ینی کلی حرص میخورم‌ همش‌ دنبال‌ هم‌ بازی هرحامیریم‌میگه بچه ها باید بامن. بازی کنن‌ یایکی‌ میاد‌ خونمون‌ میگه بایدباهام‌ بازی کنن‌ همش‌ به من می‌گفت بیابازی‌ منم‌ بازی میکردم‌ ولی دیگه دیدم نه اینجوری‌نمیشه الان یکی دوماهه‌ اصلا باهاش‌ بازی‌نمیکنم‌ بهش گفتم‌ بایدخودتم‌ بازی کنی‌
دیگه نمیدونم‌چیکارکنم‌.....
امروز‌ انقد به دخترعموش‌ گیرداد بیابامن‌ بازی اونم‌ بازی نکرد‌ ۱۰سالشه‌ هی به من‌گفت بهش بگوبیادبامن‌ بازیرگفتم نه خسته‌ س دلش‌ نمیخوادبازی‌کنه‌ ولی بدترکرد‌ منم‌ بلندشدم‌ پیش اونا‌ دوتازدمش‌ انداختمش‌ تواتاق گفتم بروبمون‌ همونجا‌ دیگه بخدا رد دادم‌ همش‌ اویزونه‌ همه‌ س‌ باهاش‌ بازی‌ کنن‌ ....