۱۴ پاسخ

واااا😐🫥😐.

روزا که خبری نیست برین بیرون

من امروز رفتم‌پارک‌محله هیچ‌خبر نبود امن و امان

ما شده یه ماه هم حتی بیشتر نرفنیم بیردن دخترمم عادت کرده.آدمها به هر چی عادت بدی عادت میکنن

اره واقعا ،ادم بزرگ افسردگی میگیره چه برسه بچه،ما امروز سرظهر رفتیم هوا هم خیلی خوب بود پسرمم بردم پارک ،باز خوب بود،ولی عصرا و شبا هیچ نمیشه رفت بیرون

واقعا بچه ها هیچ گناهی ندارن ک بخان این مدلی روزاشون بگذره .
ب امید روزای خوب
خودتم بیشتر براش وقت بذار و باهاش بازی کن ک حداقل کمتر اذیت شه

عزیییزم
مثل پسر من
منو شوهرم دیشب پسرمو بردیم خانه بازی از بس بچم گریه کرد، دلم سوخت واقعا
بچه هامون چه گناهی کردن که دارن تو جنگ اعصاب بزرگ میشن😥😔

سر ظهر ببرش پارک تا این اوضاع تموم بشه طول میکشه

منم کرجم تنهام ولی میبرمش بیرون حتی شده ۲روز یه بار یه ربع بعد میارم خونه

روز می بردیش بیرون یه دور بزنه بچه

وای چجوری ۱۰ روز بیرون نرفتید من حتی زمان جنگ هم با پسرم میرفتم بیرون تو خونه نفسم میگیره..انشاالله ک همیشه خیر باشه برای مردم

کدوم شهرین؟ ما ک بیرونیم همش

عزیزم اشنا اینا ندارین؟ برین یکم بعدازظهر خونه خواهری برادری جایی

چقدر زیاد
چی شده بود مگه که نبردی ؟

سوال های مرتبط

مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام... از صبح پسرم از دنده یچپ با گریه و غر بیدار شد انقد لج کرد گریه که چرا باهام بازی نمیکنین منم میخواستم غذا درست کنم شوهرم ناهار میخوره میره سرکار باعجلهذغذا درست کردم رفتم باهاش ماشیناشو چیدم کف زمین بعد گریه که چرا ماشینمو چیدی کسی باهام بازی نمیکنه بعد ناهار نمیخورد گریه میکردمیگفت برام چایی با نبات بده بهش دادم بعد باباباش رفت بیرون اومد گریه که بابا برام بستنی نگرفته تو فریزر بستنی داشتیم بهش دادم خورد ناهارشم ساعت 4خورد بعد گریه که من میوه قاچی اسباب بازی میخوام انقد گریه کرد تا خوابید نیم ساعت بعدش بیدارشد انقد که امروز 60نفر باهام تماس گرفتم نه اون روزایی که یکی زنگ نمیزنه نه به امروز که همه باهم تماس میگیرن کفری شدم انقد حرص خوردم پسرم بیدار شد باز یه سره گریه که من میوه قاچی بهش شیرینی و شیر دادم خورد گفتم به داداش پول دادم بره بخره تا داداشش اومدن انقد گریه کرد منم مث روانیا عصبی شدم تا چوب خورد زدمش مث دیوونه ها فقط میزدمش اوفففف.... الانم نشسته با اسباب بازیش بازی میکنه مخمو میخوره پیشم بشین من میوه قاچ کنم تو الکی مثلا بخور اینجا نشستم پیشش با اقا بازی میکنم 😮‍💨😖🥲😮‍💨😮‍💨🤦‍♀️🫤
مامان اهورا مامان اهورا ۴ سالگی
مامان علي محمد مامان علي محمد ۴ سالگی
امشب علیمحد رو برده بودیم بیرون و دلش فست فود میخواست رفتیم فود کورت ترک مال ی بخشی از اونجارو خانه بازی کردن برای بازی بچه ها
علیمحمد که اونجا رو‌دید بیخیال غذا شد و رفت برای بازی
ماهم درست کنار اونجا نشستیم که دید داشته باشیم
علیمحمد با ی پسر همسن خودش داشتن شن بازی میکردم که اون بچه به زور وسایل رو از علیمحمد میگرفت و علیمحمد هم عصبانی شد و ی مشت شن پاشبد رو صورت بچه🤦🏻‍♀️حالا پدر بچه به سرعت دوید تو و ی سیلی زد به علیمحمد و چون علیمحمد تا به حال نه از من و نه از پدرش همچین حرکتی ندیده هاج و واج مونده بود ما خودمونم حیرون موندیم از عکسالعمل این عاغا
بعدشم هی میگفت که وقتی بلد نیستین بچه تربیت کنین چرا این وحیشی رو میارین خونه بازی همسرم به شدت عصبی شدن ولی من نذاشتم هیچ واکنشی نشون بدن و خودم بهشون گفتم که آقا اینا بچه هستن و شما حق نداشتین که دست رو بچه من بلند کنین و بعد از اون هم بچه رو وحشی خطاب کنین به نظرم تو تربیت خود شما خیلی کوتاهی شده که به ی بچه ۳۰،۴۰سال کوچیکتر از خودتون دست بلند میکنین چون بچه اون عاغا هم اصلا چیزیش نشده بود و الکی داشت کاسه داغ‌تر از آش میشد