سلام... از صبح پسرم از دنده یچپ با گریه و غر بیدار شد انقد لج کرد گریه که چرا باهام بازی نمیکنین منم میخواستم غذا درست کنم شوهرم ناهار میخوره میره سرکار باعجلهذغذا درست کردم رفتم باهاش ماشیناشو چیدم کف زمین بعد گریه که چرا ماشینمو چیدی کسی باهام بازی نمیکنه بعد ناهار نمیخورد گریه میکردمیگفت برام چایی با نبات بده بهش دادم بعد باباباش رفت بیرون اومد گریه که بابا برام بستنی نگرفته تو فریزر بستنی داشتیم بهش دادم خورد ناهارشم ساعت 4خورد بعد گریه که من میوه قاچی اسباب بازی میخوام انقد گریه کرد تا خوابید نیم ساعت بعدش بیدارشد انقد که امروز 60نفر باهام تماس گرفتم نه اون روزایی که یکی زنگ نمیزنه نه به امروز که همه باهم تماس میگیرن کفری شدم انقد حرص خوردم پسرم بیدار شد باز یه سره گریه که من میوه قاچی بهش شیرینی و شیر دادم خورد گفتم به داداش پول دادم بره بخره تا داداشش اومدن انقد گریه کرد منم مث روانیا عصبی شدم تا چوب خورد زدمش مث دیوونه ها فقط میزدمش اوفففف.... الانم نشسته با اسباب بازیش بازی میکنه مخمو میخوره پیشم بشین من میوه قاچ کنم تو الکی مثلا بخور اینجا نشستم پیشش با اقا بازی میکنم 😮‍💨😖🥲😮‍💨😮‍💨🤦‍♀️🫤

تصویر
۹ پاسخ

پسر من ۲شبه غروبا فقط گریه میکنه...دیگه ادم رد میده مغزش

شیر بطری

پسرمنم امروزکلاغرمیزدمن یباریدونه یواش شدم خودم کلی گریه کردم بعداون هیچ وقت نزدم

چرا تا چوب میخورد زدیش گناه داره 🥺🥺💔

عذاب وجدان نمی‌گیری بعد زدن؟
یه وقتا بچه ها از دنده چپ پامیشن دیگه
بدخواب میشن یا گرسنه هرچی
ماهم خسته میشیم طبیعی
ولی زدن واقعا آزار بدنی
من یه بار پسرمو سر اینکه سه هفته هرروز تو شرتش پیپی میکرد زدم دو سه تا به پاش هنوز که هنوزه عذاب وجدان دارم میگم تقصیر من بود بچه از قصد نمیکنه که اونم اگر دم پریودم نبود قطعا بیشتر خودمو کنترل میکردم
الان خیلی قاطی کنم داد میزنم سرش می‌ره میشینه گریه می‌کنه

پسرم هروز توی وضعیت هستش

تصویر

والا پسر منم امروز دادو بیداد مبکرد.. خیلی سعی میکنم دست روش بلند نکنم... لنگار همه چیو بازور میخان... خداحفظشون کنه واقعا😂

خداقوت.. این نسل اصن قابل کنترول نیستن.

بچه ها همینن پسرمن اینقد عزیت میکنه نگو تنهان هی میگه بیا باهم بازی کن

سوال های مرتبط

مامان deniz مامان deniz ۴ سالگی
#فرزندپروری #تغذیه #شیرخشک #پوشک #فرزندپروری
سلام مامانا لطفا مشورت بدین
من دخترم جایی میریم یسره ب من باباش میچسبه طول میکشه با بچه ها بازی کنه مثلا خونه عمش بودیم بااقوام همه بچه ها رفتن باهم بازی کنن این میگف ن من نمیرم اونا بیان داخل باهم بازی کنیم ک یسره غرمیزد چرا نمیاد یا دیشب خونه جاریم همه بچه بالغ بر ده تا بچه داشتن تو اتاق باهم بازی میکردن حتی ۲تا از بچه ها از دختر من کوچکترن و یکی همسنش مشغول بازی شدن نگو در اتاق بسته بش و پسرجاریم گفته درمون یکم سخت باز میشه دخترمن یهو جیغش بلند شد همه ترسیدن نگو برااین حرف پسره ترسیده یا توخونه انقد بهونه میگیره سرهرچیزی بهونه گریه میکنه امروز رفتیم باغ بهمون کوفت کرد انقد غر زد الان ۲شبه جاریم میگ چقد غرغرو امشب میخاستم جوابش بدم ولی باز کنترل کردم نمدونم دخترم چکارکنم انقد سرهرچیزی گریه میکنه و اصلا نمیبینم مستقل بش همش میگ بچع ها بیان باهام بازی کنن خودش نمیره کمکم کنید داغون صدم انقد فکر کردم
مامان مامانِ تودلی مامان مامانِ تودلی ۴ سالگی
مامانا چیکار کنم یک هفته اس دخترم رواااانی کرده
خودم دارو اسنترا میخورم
مثلا امروزو بگم صبح بلند شد، بعد گفت موهامو ببند گفتم باشه بعد گفت موهامو بد بستی با داد و گریه گفتم بیا دوباره ببندم بعد میگه نه من نمیخوااام تو نمیبندی بعد خودشوووو میزد و گریه و داد و فریاد خلاصه موهاشو بست و ساعت ۱برقامون رفت گفت ازت ناراحتم تو منو نمیبری پارک گفتم مامان جان گرمه ، بری خون دماغ میشی بعدازظهر میبرم بیرون از اونام هستن ک الکب حرفی نمیزنم واقعا قول بدم انجام میدم ) خلاصه دوباره شروع کرد ن تو منو نمیبری پارک تو الکی میگی دوباااااره گریه دوباره خودشو زدن و جیغ و داد
خلاصه بازم گذشت تاابنکه رفت جلو در با دختر همسایه بازی کنه گفت مامان برم خونه اونا بازی کنم منم گعتم برید بازی کنین منم برم سوپری خوراکی بخرم بیام پیشتون
اونم گفت باشه رفتن و بازی کردن و منم رفتم خوراتی خریدم و بردم دادم یکیشو اون یکیشم دخترم
دوباره دخترم شروع کرد که ن از تو ناراحتم چرا ب اون میدی و دوووووباره جیغ و گریه و مثل لر زبانا که تو مراسماشون مویه میکنن صدرتشو خنج میندازه منم چند روزه انقدر عصبی بودم اخرش از پشتش بشکون گرفتم و اوردمش خونه
واقعا نمیدونم چیکار کنم جدیدا خیلی این حرکتش بیشار،شده
ازمایشم دادیم همش اوکی و مشکلی نداره
و اینکه خودم ادم زود جوشی ام ولی واقعا کنترل میکنم ولی دیگه از صبح ک پا میشه تاااااا شب گریه
واقعا کم میارم واقعا دیگه میشینم گریه میکنم
نمیدونم چیکار کنم
مامان حنا🤍✨ مامان حنا🤍✨ ۴ سالگی
دیروز از جایی برمیگشتم همراه دخترم اونجا یه مغازه اسباب فروشی دید کلیییی جیغ و گریه اسباب بازی بخرم بعد منم گفتم دخترم الان وقتش نیست دیگه کلیییی جیغغغغ و اشک و گریه ..منم نمیخواستم با گریه تسلیم بشم و براش بخرم هرچند اطارفمون نگاه میکردن منم چند قدمی دور شدم گفتم بیا ولی از جاش تکون نخورد از دور یه اقایی اومد گفت چیشدهههههه یه خانمی هم گفت مامانش ولش کرده دیگه منم با عصبانیتتت شدیدد خودمو کنترل کردم و دستشو گرفتم و رفتم تو اسباب بازی فروشی همه هم نگاهههههه .. هیچی دیه یه اسباب بازی خرید و اونایی هم که نگاه میکردن به دخترم میگفتن مبارکهههه مبارکهههه منم عصبی بودم خودمو کنترل کردم بیام خونه دعواش کنم اینقد تو راه ذوق کرد اومدم خونه اون عصبانیتم پرید فقط گفتم برای چیزی جیغ و دعوا راه نینداز و نمیدونم اینجور مواقع چیکار کنم؟اصن رفتارای دخترم طبیعیه توی این سن؟؟؟ من تو بازار بعضیا رو دیدم که بچه شونو کتک میزدن یا میکشن دلمممم اصن نمیخواد به اونجاها بکشه چون دخترم کوتاه نمیومد البته خواهی وقتا هم شده مثلا میرفتم سوپرمارکت میگفتم امروز خوراکی چیزی نمیخریم یا بعضی وقتا میگم فقط یدونه اونم موافقت میکرد اما دیروز خیلی اونلحظه بد بود برام پاهام بی حس شدن چندثانیه