۱۶ پاسخ

خير نبينن ايشالله خدا لعنتشون كنه همشون رو دزداروووو
دقيق ميزارن سر ظهر ك ميشه برق رو قط ميكنن لعنت خدا بهشون هانا هم امروز انقدر جيغ زد بردمش حموم پارسال هم همين اوضاع بود سر ظهر تو گرما قط ميكنن

لباساشو در بیار یا بزار تو حمام وان بازی کنه یا سرشو حتما خیس کن گرما زده نشه خطرناکه مخصوصا که طاقت گرما نداره

برای ما یک روز درمیون 12تا4 تو اوج گرما😑

خیر نبینن، ماامروز برای بار سوم برق رفته اونم تو جهنم اهواز 😭😭😭
اینا کثیفن انقدر خون مردم وخوردن آه و اینا کاری باهاشون نمیکنه

واااای اون روزم چهار ساعت رفت داشتیم تلف می‌شدیم انشالله هرچی درمیارن خرج دوا ودرمونشون بشه بخدا که خسته شدیم

وای گرفتار شدیم بخدا با این قطعی برق... ما دیروز ساعت ۴ برقمون رفت ، امروز حتما ساعت ۶ میره
میخوام برم خونه بابام چند روز ، تند تند وسایلای خودم و دخمری رو جمع کردم گذاشتم تو ماشین ، ماشینم بردم تو کوچه که اگه برق رفت گیر نکنیم... دیگه اومدم دارم خونه رو جمع میکنم

خدا لعنتشون کنه برق ما هم تازه رفت

اینجا بارون شده و سرد انگاری دوباره زمستون شده برقامونم رفت😐

برق ما هم ساعت ساعت دو رفت تاچهار😬😬😬😬

دیروز برق رفت اومدنی زد پکیج مون سوخت خدا لعنت کنه حالا چند میلیون میخواد تعمیر کنیم

این جاهم ازساعت سه رفته

ببرش حموم خنک شه

اون تایمی ک برق میره ببرش تو وانش اب بازی کنه

اینجا بارون میبارع

برقای ما یبار صبح یبار عصر میره
مثلا 10 تا 12
غروب 6.5 تا 10 شب
گاهی هم یبار میشه 2 تا 4
ولی هر روز اول هفته رفت شنبه و یکشنبه و دوشنبه امروز تا الان نرفته فردا حتما میره

مگه کولر روشن میکنید

سوال های مرتبط

مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام... از صبح پسرم از دنده یچپ با گریه و غر بیدار شد انقد لج کرد گریه که چرا باهام بازی نمیکنین منم میخواستم غذا درست کنم شوهرم ناهار میخوره میره سرکار باعجلهذغذا درست کردم رفتم باهاش ماشیناشو چیدم کف زمین بعد گریه که چرا ماشینمو چیدی کسی باهام بازی نمیکنه بعد ناهار نمیخورد گریه میکردمیگفت برام چایی با نبات بده بهش دادم بعد باباباش رفت بیرون اومد گریه که بابا برام بستنی نگرفته تو فریزر بستنی داشتیم بهش دادم خورد ناهارشم ساعت 4خورد بعد گریه که من میوه قاچی اسباب بازی میخوام انقد گریه کرد تا خوابید نیم ساعت بعدش بیدارشد انقد که امروز 60نفر باهام تماس گرفتم نه اون روزایی که یکی زنگ نمیزنه نه به امروز که همه باهم تماس میگیرن کفری شدم انقد حرص خوردم پسرم بیدار شد باز یه سره گریه که من میوه قاچی بهش شیرینی و شیر دادم خورد گفتم به داداش پول دادم بره بخره تا داداشش اومدن انقد گریه کرد منم مث روانیا عصبی شدم تا چوب خورد زدمش مث دیوونه ها فقط میزدمش اوفففف.... الانم نشسته با اسباب بازیش بازی میکنه مخمو میخوره پیشم بشین من میوه قاچ کنم تو الکی مثلا بخور اینجا نشستم پیشش با اقا بازی میکنم 😮‍💨😖🥲😮‍💨😮‍💨🤦‍♀️🫤