من ی رفیق دارم که ۱۸ساله دوستیم باهم این ی بچه ۳ساله و ی بچه ۸ماهه داره امشب خونه مامانش بودیم پسر بزرگش هی ارهانو میزد یا هول میداد رفیقمم هربار بچرو کلی میزد که هیچ مادرشم پامیشد تا میخورد بچرو میزد این بماند چند وقت پیش ارهان خونه مامانم اینا کاغذ دیواریشونو پاره کرد مامانم دوتا زد به پشت دست پسرم من گفتم چرا زدیش نباید بزنیش بهش بگو نکنه مگ من تا حالا دست روش بلند کردم که تو بلند میکنی رو بچم
حالاامروز اونجا که بودیم مامانم با گلایه گفت ببین این مادرش بچشو میزنه ی کلمه نمیگع من ی یواش بچتو زدم تو دراومدی پشتش گفتم به من چ که این از بچش دفاع نمیکنه و میذاره هرکی از راه رسید یدونه بخوابونه زیر گوشش
مامانم حالا قهر کرده و ی دعوای بزرگ راه انداخته که تو پشت بچت درمیای نمیذاری ما ادبش کنیم فلان 😐مغزم نمیکشه دیگ بابامم پشت منه میگ چه لزومیه بزنی بچرو اینک حالیش نیست دیوونمون کرده مامانم عین بچه ها لج میکنه نمیدونم دنبال چیه انگار هر غلطی بقیه میکننو اینم باید بکنه


شیرخشک پوشک مولتی ویتامین آد

۲۵ پاسخ

خوووب کردی دمت گرم اصلا نزار کسی بزنه حتی اگ اون آدم عزیزترین آدم زندگیت باشه!
بچت از همه مهمتر
آفرین ب شما و پدرت
من خودم گاهی عصبی میشم آیلینو میزنم آیلین ۵سال نیمشه گوش نمیده بهم

بچه ب این سن و سال یا یکم بزرگترو مگه میشه بزنی، اصن حالیش نمیشه چطور کتکش بزنیم
کار شما درست بوده دریا جان

الکی بگو رفتم پیش روانپزشک کودک گفت تربیت بچه باید دست پدر و مادر باشه اگه بقیه تو تربیت بچه دخالت کنن بچه دو تربیتی میشه

حالا اگ من بچمو جلو خانوادم بزنم جنگ میشه منو از خونه بیرون میکنن🤣

بچه باید زیر دست پدر مادر خودش تربیت بشه وقتی دوستت برای بچه خودش پیش خانواده ش ارزش قاعل نمیشه بقیه هم نمیشن

کاملا حق با توعه عزیزم

این مادرشوهر منم همش کاری که کرد کلا منو افسرده کرد بعد زایمان همش باهام ید حرف میزدن و می‌گفتن بچه اینجوری کن اونجوری برمیداشت می‌رفت به خدا الان که مینویسم قلبم درد میکنه بچه رو میگرفت میبرد میگف تو فقط شیر بده حق نداری چیزی بگی من مردمو زنده شدم تا اومدیم خونه خودمون شوهرمم طرفم نبود که بهش بگم منو مقصر میکرد فقط به خاطر اینکه بچه سه روز بستری بود میگه من براش زحمت کشیدم بعد همونجا میگرف می‌خوابید حتی نذاشت کسی بیاد پیشم من همونجا تنها بودم و تو تنهایی گریه میکردم کسیو نداشتم از زندگی نا امیدم کرد همشم می‌گفت این بچه من زحمت کشیدم براش با اینکه شبا تا صبح از ترس اینا که بچمو برداره ببره نمیخوابیدم بالاسر بچه بیدار بودم دلم خون بود مادرمم به خاطر عروسش که یه ماه بعدش زایمان کرد منو ول کرد رفت 😭💔 خیلی دلم پرهههه خیلی از مادرم بیشتر

عزیزم حالا مامانت چون خیلی در حقت لطف کرده تو دروان بارداری و بعدش کمک حالت بوده یه جورایی حس مالکیت به اون بچه داره چون براش زحمت کشیده و نوه اش هم هست توقع داره اونم که فکر نمی‌کنم بخواد جدی جدی بچه رو بزنه دلش نمیاد مثلا به خوبی بگو نادر من گناه داره طلفی نمی‌فهمه چرا ماها که میفهمم این کار اشتباه نمی‌کنیم بچه ی سرش نمیشه با زبون خوش بگو اونم مادرته زبون خوش معجزه ها میکنه ببین نمیگم بزار بچه رو بزنه میگم با زبون خوش بگو نزنه که اونم مادر دلش نشکنه مخصوصا که میگس مشکل روحی هم داره

هیچ کس نباید بچه رو بزنه ولی چه لز.می داره اینقدر با مامانت قاطی بشی که حس کنه اون بایذ بچه تو رو ادب کنه

من بودم به خدا اگه میرفتم مادرم اینجوری نیستا ولی به شوخی هم دعوا کنه من نمیمونم اونجا

فقط بمیرم واسه اون بچه ی سه ساله.متاسفم واسه ی اون مادر و مادربزرگ.اه اه اه

من شوهرم هفته پیش بود بچم دست کرد داخل خاک گلدون خورد چند بار تکرار کرده بود ی دونه زد پشت دستش چنان بچمو بلند کردم بردم تو اتاق امدم باهاش دعوا کردم ک خودش مونده بود این چرا اینجوریه گفتم بدبختی و هزارتا مریضی سرم و بستری شدن یک ماه یک ماه تو بیمارستان و درد زایمان و من تحمل میکنم تو اینو میزنی تو بیحا میکنی تو غلط میکنی اولین و اخرین بارت بود این کارو کردی دفع بعد ببینم اینجوری رفتار کردی دستت و برات میشکنم چنان عذاب وجدان داره هنوز بعد یک هفته ک کلا بغلشه و کمتر از گل نمیگه دیگه مامانم بخواد اینجوری رفتار کنه واقعا خون ب پا میکنم بچه یک ساله چه میفهمه دعوا و کتک چیه مگه من تا به این سن رسیدم کتک خوردم ک بخوام بچم و بزنم تا هم جلو خانوادش میرسم میگم میگم درست تربیتش نکردین بچمه و زده اوناهم دعوا و داد و بیداد راه انداختن سرش ک چرا همچین کاری کرده کار خوبی کردی اجازه ندادی اون شخص حالا هرکسی میخواد باشه ادم سر بچش شوخی نداره

😐😐😐😐😐 به کار خودت ادامه بده. منم باشم نمیذارم مامانم بچمو بزنه. اصلا خودشم دلش نمیادا ولی واقعا اجازه نده هیچکس حتی مامانت بچتو بزنه

فاطی بله نداری؟؟

اخ بمیرم بچه مگه تو این سن زدن حالیش میشه گناه داره

شوهرم ی بار از عصبانیت زد پشت باسن پسرم گریه کرد،یجور دواش کردم جلو‌خانوادش ، کسی حق نداره اینکارو کنه،حتی شوهرم😐سختی هاشو ما میکشیم بقیه بچه مارو بزنن

ببخشید ولی دوستتون و مامانتون چقدر بیشعورن که بچه 3ساله رو تا میخوره میزنن
همی کارا کردن که بچه 3ساله هم یاد گرفته

دیدم باچشمم مادرایی روکه عین یه بچه کوچیک میشن !

من جات بودم دیگه نمی رفتم خونه مادرم

بگو تو بچه هاتو ادب کردی حالا بذار بچه خودمو خودم ادب کنم الان با همین جمله یه دعوا دیگه راه میندازه😐😂

کار درست بوده

ولشون کن باوا حوصله داریا... این مامانا چالشاشون با ماها تمومی نداره دختر

والا مقصر دوستته حالا خودش میزنه یه چیزی چطور مادربزرگ بچه دلش میاد نوه شو بزنه
مادرت هم مگه بچه است
بچه۱۵ماهه چه میفهمه

عزیزم تو خیلییی کار خوبی کردی ،فقط به این فکر کن اون طفل معصوم جز تو هیچ پناهی نداره ، بیخود می‌کنه هر کسی بخواد از گل نازک‌تر بهش بگه حالا هر کسی که میخواد باشه ، به مامانت هم بگو خداروشکر من و باباش هستیم برای تربیت بچمون ، نمی‌خواد شما بچه ما رو تربیت کنی!!!! بعدشم هر کی افتاد تو چاه باید تو هم پشت سرش بری!! شاید یکی بخواد بچشو بکشه تو هم باید بکشی؟!؟ بنظرم به بابات بگو اون مدیریت کنه مامانتو

گوش نده بهش تو این دنیا هیچی ب اندازه ی بچه هامون مهم نیستن

سوال های مرتبط

مامان نیـــــل مامان نیـــــل ۱۷ ماهگی
بمیرم براش دیروز بچم از روی سکوی پنجره میخاست گربه ی تو حیاط و ببینه دستشو کشیدم که از جای بهتر ببینه نتونست خودشو کنترل کنه دهن و لباش محکم برخورد کرد به لبه تیز سکو و به یک ثانیه یه عالمه خون زد بیرون از دهن بچم خیلی ترسیدم یه لحظه حس کردم بند دلم پاره شد جوری جیغ میزد که تو این یکسال هیچوقت ندیدم اینطوری گریه کنه خاک برسرم که اون لحظه ایی که بچم دهنش به لبه سکو خورد رو دیدم و عین چی واستادم نگا کردم بخدا اون لحظه هنگ کردم هول کردم نتونستم واکنش نشون بدم جوری ترسیدم که باوجود اینکه با مادرشوهرم اینا قهر بودم سر لخت و با تاپ بدو بدو بچرو بغل کردم و تو سر خودم زدم و رفتم خونه اونا بچرو دادم به اونا خیلی لحظه ی سختی برای منه مادر بود خدا اون لحظه رو برای هیچ مادر و فرزندی نیاره خدارو شکر فقط لبش جر خورده بود و به بینی و دندوناش آسیبی نرسیده بود بنظرتون اون پرده مانندی که داخل لب بالایی بچه پاره بشه تو حرف زدن شون مشکلی ایجاد نمیکنه
مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
سه،چهارروز پیش من و پیثری خونه ی مامانم اینا بودیم. داداشم و پیثریش هم بودن. بچه داداشم خیلی واقعا سن بدی رو میگذرونع، مامان باباشم به هیچکدوم از اصول روانشناسی اعتقاد ندارن و تازه بچه دومم اومده و اصلا این بزرگه نابوده. بچه داداشم سر یه توپ بچه منو زد من اندکی دعواش کردم که دیگه نمیزنیا بچه ها رو نبابد زد و اگه تکرار بشه دیگه باهات بازی نمیکنم. امشب داداشم کشوندم کنار که خیلی ناراحت شدم بچمو دعوا کردی. گفتم ببین بچه من یکسالشه بچه تو ۵سالش. اون متوجه میشه و باید دعوا یا تنبیهی باشه ( تنبیه بدنی نه ها😐) که متوجه کار بدش بشه وگرنه یاد میگیره و همش میزنه. بچه منم اگه بعد از دوسال ونیم بچه کوچیک تو رو زد تو دعواش کن. قبلش من باید حواسم باشه چون قشنگ متوجه میشه ولی نمیتونه دفاع کنه. گفتم خواهربرادریمونم خاطر بچه ها اسیب نبینه، بچه تو بچمو زد دعواش میکنم بچه منم بچتو بعد دوسال و نیم زد دعواش کن. که بفهمن کارشون اشتباهه. الان نمیدونم کارم و حرفام درست بوده یا نه😐✌🏼
مامان محمدهادی مامان محمدهادی ۲ سالگی
یه درد و دل
خانوما شما رابطتون با مامانتون چطوره؟
من شهر غیر از مامانم اینا زندگی میکنم. خب وقتی میاد یه مدت خودمون میمونه. هرررربارررر میاد کلی با هم دعوا داریم، چون مامانم توی همه چیز خیلی نظرات عجیب غریب داره. خصوصا بچه‌داری. حتی وقتایی که شهر خودشونه و تلفنی حرف می‌زنیمم باز میگه
هربار میاد خونه ما کارایی میکنه که کل تربیت منو داغون می‌کنه. مثلا از اول گیر داد تو باید بچه رو زیر سینه‌ت بخوابونی. اگه اینجوری نکنی مامان نیستی. همه مامانا اینجوری می‌کنن. الان پسرم جوری شده که حتی وسط مسجد روی زمین دراز می‌کشه میگه بیا شیرم بده. بیچاره شدم از دستش.
هی دنبال بچه می‌دوعه تا بهش غذا بده. به زحمت این عادتو از سر پسرم انداختم که یه جا بشینه بهش غذا بده.
یا مثلا یهو میگه چرا نمیبرینش بهداشت قد و وزنشو بگیرین؟ این بچه ویتامین نداره بهش بدین؟ غذا دارین توی خونه بهش بدین؟
الان از صبح هی وسیله‌هایی دست بچه داده که ما کلا توی خونه بهش نمی‌دیم. ما هم مجبور می‌شدیم از بچه بگیریم. پسر من از صبح همش داره گریه می‌کنه. دیگه عصبی شده و لج کرده
دارم دیوونه میشم از دست مامانم. شوهرمم خسته شده.