۹ پاسخ

فکر کنم تو خواب باید همچین شوهری داشته باشیم ک ب حرفمون باشه 😅

شاید بعضی وقتا گوش بده ولی اکثرا حرغ خودشه بچم. رو هم اصلا نگه نمیداره فقط بلده بیاد بیدارش کنه از خواب این تنها کاریه ک بلده دوستم اصلا ب لطفا ایشون ندارم ک رفت و امد داشته باشم

اره خوبه شوهرم خانواده شوهرم خوبن ولی اگر مشکلی باشه راحت میگم شوهرم چیزی نمیگه میذاره حرفمو بزنم البته منم توهین نمیکنم فقط از دلخوری هام میگن خیلی وقتا بهم حق میده یوقتایی هم میدونم اخلاقشون این مدلیه کاری به من ندارن دیگ میگذره ولی در کل مشکل خاصی باهاشون ندارم
شوهرمم صبح میره شب طرفای ۹ میاد اما همونقدرم کمکم میکنه سفره بندازه بچه رو نکه داره غذا بخورم تا خونست شیرشو میده
ولی نصف شبا نه راستش البته پسرم دم صبح بیدارمیشه
کوچیکتر بود صبح قبل اینک بره سرکار بیدار میشد شیرش میداد پوشکش عوض میکرد من میخوابیدم اما الانک بیشتر میخوابه دیگ نیازی نیست
اگر جایی واجب بخوام برم اره نگه میداره برام پیش اومده
کلا همیرم خیلی پدر خوبی برای بچه و همسر خوبیه برای خودمه
خودش نیست ولی خداش هست خیلی زن دوست و خانواده دوسته خیلی کمک حالمه چه قبل بچه چه الان

من از اولش که ازدواج کردیم قرار گذاشتیم که هیچ وقت از خانواده هامون پیش هم گله نکنیم اگه ناراحتی هم پیش اومد پیش خودشون گله میکنم اونا هم اگه از ما گله کردن بهشون میگیم به خودشون بگین بارها شده گفتم از دست مامانت دلخورم الان ولی خودم بهش میگم بعدا یا فکر کردم ارزش ندارع مسأله یا به خودشون با خنده گفتم . وقتی مادرشوهرم ازم پیشش گله می‌کنه میگه جای دخترتونه خودتون بهش بگین من دخالت نمیکنم. بچه رو هم فقط وقتی باشگاه میرم نگه می‌داره اونم یه تایمی رو می‌ره باشگاه یا هر چند وقت یه بار می‌ره با دوستاش مشکلی ندارم .ولی خوب یه سری هم اخلاق های بد داره دیگه که نمیشع براشون کاری کرد

شوهر من تو روم حرفمو گوش نمیده ینی میگه نه تو نمیدونی ولی در آخر میبینم همون کاری که من گفتمو می‌کنه ناخودآگاهش همیشه اینه تو ذهنش هرکاری من میگم درسته به روم نمیاره ولی هرکی هرچیم بگه باز در نهایت کاری که من گفتم انجام میده 😅 منم تو روش نمیارم حرفمو نظرمو محکم میگم اونم همیشه مخالفت میکنه در ظاهر ولی کاری ک من گفتم انجام میده
از نظر کمک برای بچه هم یکی دوبار اومد کمک کنه یه سوتی های وحشتناک و خطرناکی داد خودم جرات نکردم دیگه بچه بدم دستش
مثلا شیر خشک درسته کرده بود ساعت یک شب ساعت چهار پاشد همونو داشت میداد به بچه من دیگه چشمم ترسید حتی میترسم بغلش کنه چون یه جور بدی بغل میگیره دلم می‌ریزه...
از خانواده ش گلایه کنم پشت منو میگیره ولی از مادرش حرف بزنم جرم میده 🤣🤣🤣 منم بیشتر پشت خاهراش و برادرش میگم اونم تایید میکنه ... ولی خدا نکنه از مامانش بگم ... پاره ام حتی اگر حق با من باشه 😅😅😅

گلایه میکنم میگ‌همیش مقصر منم
بعد شبا بیدار نمیش
بیرون هم برم در حد ی ربع می‌زارم پیشش میرم زود میام

دقیقا شتردرخواب بیند پنبه دانه دانه😂😂😂 اگراینجور مرد حرف گوش کنی دیدین خانمش سفت بچسبین ببین رمز موفقیتش چیه🤣🤣

از خانواده اش گلایه کنم اول پشت من ولیمیسته ولی بعد دو دقیقه ادامه دادن رفتارشون و توجیح می‌کنه ..
بچه شب ها بلند بشه شیر درست می‌کنه میده اگ خوابش سنگین نباشه ک اکقرا خوابش سبکه خیلی وقت ها نمیزاشت شب تا صبح من اصلا بیدار بشم و منم اصلا متوجه نمی‌شدم ک کی بیدار شده (( البته الان ۲ ماهه ک کنارمون نیست ب دلیل ی سری مشکلات ))
تا حالا امتحان نکردم و امتحانم نمیکنم ک بزارم پیشش برم با دوستام بیرون بخوام برم هم دخترم م میبرم چون از فکرش بهم خوش نمیگذره
اگه شوهر من مسیولیت رفتار های اشتباهش رو گردن بگیره خیلی خوبه

بسم الله الرحمان الرحیم سلام عزیزم اولاش آره اما الان نه بچم که کوچیکتر بود باهام بیدار بود من استراحت میکردم اون بچه رو‌نگه میداشت خیلی هم کم پیش اومده بچمو تنها بزارم برم بیرون از خانوادشم کلا حرف نمیزانم چون اولویتم فقط شوهرمه خونوادشو‌میخوام چیکار همیشه هم میدونه حق با منه پشتمه

سوال های مرتبط