اینم بگم تا ماشین پاک شد و شوهره اومد بهش گفتن بچه به دنیا اومده
نامرد هم لباسهای بچه رو به پرستارا نداده بود تا شنیده بود بچه به دنیا اومده رفته دنبال خواهرش که برا همراهی بیارش 🥴بچه من تا از هشت تا ده که خواهر شوهرم اومد لباس نداشت
اینم بگم مادرم فوت کرده خواهرا و خانواهی خودمم شهرستان خودم مشهد با فامیلای شوهره
من که زایمان قبلیم دردام تو خونه کشیدم
نه مامایی نه هیچی تا شوهرم از سر کار اومد ساعتای 5 شد رفتم دوش گرفتم هی حوله گرم کردم رو شکمم گذاشتم
درد داشتم ولی قابل تحمل بود
تا جمع کردیم رفتیم بیمارستان ساعتها هفت ونیم شد همراه هم نداشتم
شوهرم گفت تو برو بالا من برم ماشین پارک کنم
من رفتم بالا تا معاینه کردن ده سانت دهانه رحم باز شده بود بهم لباس دادن مستقیم زایشگاه😂 بچه ساعت هشت به دنیا اومد درد خیلی شدید من از 7ونیم بود تا هشت
کیسه ابم پاره شد و رفتم بیمارستان و معاینه کرد گف عالیه۴سانت باز شدی . چن من ی ماه قبلش پیاده روی و ورزش زابمان میکردم و از ساعت ۱۰ صبح من کم کم دردام شرو شد و اوجش دوساعت بود و ساعت ۱ ظهر زایمان کردم و بعدش ی کوچولو موقع بخیه دردم گرف و بعدش انگار کوه رو از رو دوشم ورداشتن
من تو خونه کیسه ابم ترکید رسیدم بیمارستان نیم ساعته زایمان کردم
قبل ترکیدن کیسه اب اصلا درد نداشتم
من درد داشتم رفتم بیمارستان ساعت ۶ نیم بستریم کردن. امپول فشار نزدن. برام. من مامای همراه گیرفته بود. معاینه کردن ۳ سانت بودم گوفتن تا ۱۲ شب زایمان میگنی مامای همراه هی همرام ورزش کرد اینا ساعت ۸ نیم دخترم به دنیا آمد یهویی رحم باز شد
وای برای من ترسناک بود دیگه یا بچه نمیارم یا اگه آوردم سزارین انتخاب میکنم
من با آمپول فشار
۴ساعته زایمان کردم
اوج دردا ۲ساعت آخر بود
بعدش دیگه اینقدر سبک و بی درد شده بودم حس میکردم دارم پرواز میکنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.