۱۰ پاسخ

الهی دورت بگردم عزیزم
ایشالا این حس قشنگ قسمت خودت بشه ب زودی❤️🥺

عزیزم من تو روبیکا یه دکتر همدانی هستش کانالش بازه رضایت مندی زیادی داره هر کی تحت نظرش بوده باردار شده مجازی دارو میده منم بهش پیام دادم قرار چند روز دیگه داروهامو ارسال کنه اگه میخوای آیدیشو میدم باهاش مشورت کن

هووووووف منم هربچه ای میبینم دلم میسوزه

موقعی ک ب ما گفتن بچه تون سقط میشه تو ۲۴ هفته بودم . می‌دونستم بچه م سالمه
گفتن پس برو اکو قلب
با همسرم رفتیم داخل
اولین بار بود میدیدش
دختر من عادت داشت همش دستشو مشت میکرد و باز میکرد تند تند
اون روزم خیلی شیرین کاری کرد
منتها منو همسرم برای هر حرکتش جیگرمون میسوخت چون نمیدونستیم زنده میمونه یا قراره مجبور شیم از بین ببیریمش😔❤️‍🩹

خدا خودش می‌دونه
کی و چطوری قسمتت کنه
اون خودش حواسش ب همه چی هست
من به بچه دارم اما دومی رو باردار بودم که پوچ بود سقط شد حال روحیم خیلی خراب بود الان بهتر شدم

منم بارداری اولم وقتی واسه سونو تشکلیل قلب رفتم همسرم اومد تو
هیچوقت فراموش نمیکنم وقتی گفت ایست قلبی کرده !!
چون یه هفته قبلش سونو رفته بودم چون خون ریزی داشتم
این یکی رو رفتیم صدا قلبشو بشنویم
): ناامید شدم طوری که داشتم میمردم
ولی خدا جبران کرد به وقتش ♥️
فقط به خدا ایمان داشته باشید
اونه که هر کاری هر چیزی از دستش بر میاد 🥹 اگر نا امید هم می‌شید بگید خدا هست

منم کلی بلا سرم اومدولی هیچ وقت همسرم نبود ودکترنبردم همش بامامانم رفتم هیچ وقت روزانومالی یادم نمیره مشکل داشت بایدسقطش میکردم ولی اون روزاشوهرم پدرشومیبرددکتر هرروز . بخاطر اینکه راهش دوربودوسه چهارروز توراه چهارروزازش قایم کردم ونگفتم خیلی روزای بدی بود

دقیقا منم بارداری اولم روز انتی همسرم اومد داخل ولی وقتی دکتر گفت ایست قلبی کرده گریه کردم همسرم انقد حالش بد شد باورش نمیشد همش دست میکشید روی صورتش ک اشکاش از چشماش نیان همش به دکتر می‌گفت میشه بازم هنوز چک کنید دکتر مرد بود میگفت حالم گرفته شد چرا اینجوری شده آخه، بارداری دومم برا تشکیل قلب بابام همراهم بود ولی داخل نیومد بازم دکتر گفت انقد اعصابم خورد شد ریختم بهم چرا یه دکتر درست درمونی نمیری ک بچه هات اینجوری نشن گفتم نمیدونم والا چی بگم 💔

روز انتی قرار بود همسرم بیاد داخل ولی وقتی سری اول رفتم گفت چیز شیرین خوردی گفتم اره گفت نمیچرخه کلی قربون صدقش رفتم که ناز داره بعد رفتم تو دیدم این چرا همسرم و صدا نمیزنه ؛ پیش خودم گفتم حتما اخرش میگه داشتم قربون صدقه دستاش نیشدم مه اولین بار بود میدیدم؛ یهو وقتی ازم پرسید که با همسرت فامیلی بهو اب یخ ریختن روم و فهمیدم چه خبره
حیف
انشالله هر موفع که خدا خودش برامون صلاح بدونه ماهم ذوق کنیم🩷

😓😓😓

سوال های مرتبط

فاطمه ام فاطمه ام قصد بارداری
سلام مامان قشنگا چطورین؟! من برگشتم از عکس رنگی رحم...ساعت ۱۱ و نیم نوبت داشتم تقریبا ساعت ۲ عکس گرفتم! اول ک وارد مطب شدم منشی گفت بشین صدات میکنم بیشتر از ۱ ساعت نشستم ک صدام زدن، رفتم داخل دکتر گفت میخوای اول سونوت کنم؟گفتم اگه لازمه انجام بدین،اول سونو شکمی و بعدش سونو واژینال کرد رفتم بیرون منشی گفت برو طبقه بالا آزمایش بده! بعدش برو دارو و وسایل بهداشتی بخر😖😵‍💫😵‍💫😵‍💫 رفتم آزمایش بتا دادم (منفی بود)جوابشو بردم ب منشی دادم بعدش رفتم وسایل بهداشتی یکبارمصرف و دارو گرفتم دوباره برگشتم مطب....و بالاخره نوبت عکس من شد رفتم داخل به رادیولوژیست گفتم میشه برام بی حسی بزنی؟ گفت باشه یه رضایتنامه جلوم گذاشت ک بخون و امضا کنانگار میخواستم عمل کنم!....دراز کشیدم دستام عرق کرده بود از استرس😵‍💫 یهو ی چیزی فرو کرد تو من دردم گرفت آروم ناله کردم یه قطره اشکم در اومد رفتم بیرون دیدم ریملم پس داده!🙄🥲 خلاصه وقتی داشت دارو و اون ماده حاجب رو تزریق می‌کرد زیر دلم درد گرفت یکم ناله کردم از پریودی دردش بیشتر بود....تا وقتی اون دستگاه رو کشید بیرون احساس کردم راحت شدم!🥲 دختره گفت عفونت نداری ولی داروهای خشکنت رو تا آخر بخور....من نمیدونم وقتی لوله هام بازه و عفونت ندارم برا چی درد داشت؟!🥲 حالا اومدم خونه همچنان زیر دلم درد میکنه و سنگینه! مث روزای اول پریود.....وقتی رفتم سرویس همراه با ادرار خون دفع کردم ب اندازه روز سوم پریود خلاصه ک عکس رنگیرحمبرا من یکم سخت بود🥲....الان پد گذاشتم فعلا تمیزه ولی نمیدونم چرا خون ریزی کردم!؟ کسی اینجوری بوده؟!🥲🥲🥲🥲🥲😵‍💫😵‍💫😖😖😖🤔🤔🤔