۷ پاسخ

منم همینجوری بودم بچه ام خیلی ناآروم بود .کولیک ورفلاکس .شب وروز نداشتم وخسته بودم وبی انرژی .بخیه هام باز شده بود ودکتر گفته بود باید خودش پر کنه.جنگ بود .استرس .سروصدای نصفه شب جنگنده وترس ......... به شوهر میگفتم بدردنخورم مادر خوبی نیستم وهمش گریه میکردم.چاق بودم .بخاطر کولیک ورفلاکس باید رژیم خاص میگرفتم وهیچی درست نمیتونستم بخورم و..... کم کم بهتر شدم البته رفتم پیش مشاوره .ولی کولیک دخترم که خوب شد آرامش برگشت بهمون.البته رفلاکس هنوز اذیتش میکنه ولی دیگه اون جیغ وگریه هایی که نمیشد کنترل کرد رو نداره.

ن بابا این چه حرفیه هرچی در توانمون هست انجام میدیم ماهم گاهی خسته و عصبی میشیم ربات ک نیستیم

منم همش میگم کاش بمیرم
من خودمو میکشم
من نمیخام زندگی کنم
یعنی برای زایمانه

منم همش میگم کاش بمیرم...

منم همین طور

منم این حسو دارم

منم همین طور حس میکنم اگه نبودم برا همه بهتر بود من اصلا بدرد نخور ترینم.

سوال های مرتبط