مم بچم اولمم فقد گریه میکرم. همش میگوفتم خدایا شکرت سالم
من طبیعی بودم گذاشتنش رو شکمم با پارچه دورش ماما گف آروم تمیزش کن حواسم بهش پرت شد که همون موقع داشتن بخیه م میزدن هم درد بخیه و میکشیدم هم اشک ذوق میریختم خیلی حس عجیب و جالبی بود🥲
من بعد دو تا سقط خدا دخترمو بهم هدیه داد زایمانم ساعت ۲شب بود وقتی زایمان کردم آوردنش پیشم فقط گریه کردم بعدش از ذوقش تا فردا شبش نخوابیدم
من هیچ وقت یادم نمیره طبیعی بودم بچه که به دنیا اومد اصلا نزاشتن ببینم چون خودشون خسته بودن همین جوری بردن منم فقط، صدای گریه شو میشنیدم تا بخیه زدن ورفتم بخش وبچه رو آوردن پیشم یه ساعتی زمان برد که ازبس بچه گریه کرده بود که فقط میگفتم آرومش کنین دیگه ذوقی نمونده بود برام
دکتر همبن طور که برش میزد می گفت خدایا این لحظه رو قسمت همه بکن، دامن همه آرزومندان سبز بشه من اشکم میریخت
وقتی بچه رو برداشت گفت تپلیه، این از ۳ و نیم بیشتره پرستار گفت خانم دکتر نگو بعد کمتر میشه مامان بچه شاکی میشه میگه نههههه دکتر اول وزنش رو یچی دیگه گفت😂جوجو ۳ کیلو و ۶۰۰ بود.
پسر من اصلا گریه نکرد، اونقد ترسیدم هی میگفتم سالمه؟حالش خوبه؟چرا گریه نمیکنه، توروخدا نشونم بدین بچه ام رو
گذاشتنش تو پارچه استریل بهم نشون دادن یهو گریه کرد
اونقد گریه کردم وسطش از قشنگی صورتش می خندیدم میگفتم واقعا این بچه ی منه؟
من طبیعی بودم تا بدنیا اومد گذاشتنش رو شکمم همون لحظه پی پی کرد روم گند زد به احساساتم🤣🤣
چقدر جوابا قشنگه مادررررر😭🥹😍😍😍
من بچه اولمه نمیدونم اون لحظه چ حسی پیدا میکنم😍😍
صداشو شنیدم بغضم گرفت با اینکه کلا نسبت به بچه آدم احساساتی نیستم 😁 بعد اووردن نگاش کردم خیالم راحت شد خوشگله یکم قربون صدقش رفتم انقد نرم و گرم بود لپشو چسبوندن به صورتممم😍😍😍
من قبلش فک میکردم وقتی ببینمش گریه کنم یه عالمه ، ولی وقتی اوردنش هنوز گیج داروهای بیهوشی بودم با یه لبخند گشاد نگاش کردم و خیالم راحت شد که دخترم زشت نیس😂
هم زمان هم میخندیدم هم اشک می ریختم 😍🥹
باورم نمیشد هی میگفتم اینو من زاییدم 😂😂
حسش رو که نمیشه توصیف کرد.فقط با دیدنش کل دردام فراموشم شد.
و بلافاصله هنوز چهره شو ندیده بودم وفقط صدای گریه اش رو شنیدم قربون صدقه اش رفتم و از خوشحالی اشکم در اومد
فقط نگاش میکنم 🥲🥲
من که رو سینم گذاشتن هی میگفتم سالمه سالمه
خوبم نتونستم ببینمش
بعد خانمه هی میگفت اره اره من باور نمیکردم 😅😅😅
طبیعی بودم خیلی اذیت شدم بچه تا دنیا اومد پرستار روی سینه ام گذاشت گفت نی نی تو ناز کن
گفتم حالم خوب نیست نمیخام ببینمش و تا چهار ساعت نگاهش نکردم چون خیلی حالم بد بود
وای خودااا نینی تو عکس چقدر کپلیه
همه گریه میکنن 😁
اشک شوق 🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.