خسته ی خسته ام یعنی 😣
دخترمو دیگه گاها میخوام ببرم پیش دکتر روانشناسی چیزی
دیگه خودمم مریض شدم گریه ش بگیره دیگه تمومی نداره یک ساعت بکوب جوری گریه میکنه انگار کتک میزنی
میشینه تو آپارتمان حوصله ش سر میره از پنجره صدای بچه هایی که بازی میکنن میشنوه یا میبینه ناراحت میشه خودمم ناراحت میشینم میزارمم بره بازی کنه همین امروز رفت دیگه خونه نمیومد از ترس اینکه بیاد خونه تنها بمونه سه بار تا پاشنه پا جیش کرد نمیومد جیش کنه همه جا رو به گند کشید آخر سر دیگه دختر همسایه گفت من میرم کار دارم انقدر پشت سرش کرد دستشو گرفت آورد خونه ولش نکرد منم ببر با ناخنش دست و صورت دختره رو پاره پاره کرد بهم سیلی میزد نمیخوامت نمیام خونه
این مادر بودن عجب سخت بوده
گاها میزنه سرم میگم حامله شم براش همبازی بیارم شاید از تنهایی در بیاد اخلاقش بهتر بشه بعد میبینم با یه بچه دیگه من تیمارستانی میشم دیگه
برمیدارم میبرم پارک همش بغل میخواد خسته میشه یا همش جیش داره باید تو کوچه ها جیش کنه خسته شدم از این زندگی

۱۱ پاسخ

بهت خانم یاوری و آکادمی تربیت رو پیشنهاد میکنم که همه جوره عالی اند

دختر منم یه مدتی اینجوری میکرد میبردمش پارک دیگه خونه نمییومد باهام هربار کشون کشون تا خونه میبردمش یه بارگذاشتمش توهال انقدر گریه کرد که خوابش برد دوسه روز همینجوری تکرار کرد دیگه بهانه ش تموم شد دید من برام مهم نیست گریه کنه دیگه منصرف شد

هرروز یه تایم بزار ببرش بیرون هرچقدر زیاد ببری بهتر میشه ارتباطش

دقیقا برای منم امروز همچین اتفاقی افتاذ گریهههههه که میخاست ماشین دوستشو محکم بزنه به دیوار! چیکار میشه کرد بچست سن سختیه باید صبوری کرد و پیر شد تا اینا هم بزرگ بشن و باز دلمون پر بکشع برای این روزاشون!

هم دردم باهات
واقعا سخته

منم باهاتون همدردرم😭😭😭😭

پسر منم خیلی زر میزنه همین الان نیم ساعته داره گریه میکنه که چرا منو حموم بردی سردرد گرفتم به خدا

دوسالگی وحشتناک هست صبر کن تا خوب شع

اشتباه بزرگ بخوای بچه بیاری تا ۲ سال ک نمیتونه همبازیش بشه بیشتر خودت دیونه میشی

دختر منم همش در حال گریست حتی الان

الهی بمیرم برات عزیزم خیلی درد سختیه درد بی درمون دردی که عاملش عزیزترینته که نه میتونی بزاریش کنار و قیدشو بزنی نه میتونی پیش کسی گلایه کنی و کمک بخوای
منم امروز فوق العاده روز سختی داشتم چند بار دعواش کردم و دلم خواست جایی باشم که اون نباشه

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.