یکیو میشناختم پسره هیچی نداشت پدر دختره پولدار بود و براش داروخانه زد و مرد کار میکرد وزنشون انقدر خانوم و مهربون بود دوتا بچه هم داشت ولی مرد بی ذات بود با یکی از پرسنل داروخانه ریخته بود بهم خیانت میکرد بعد زنش میومد ت داروخانه گاهی تعریف میکرد که شوهرم میگه بچه ها دیر میخوابن و میره ت ی اتاق دیگه میخوابه و پیش ما نمیاد این دختره هم که با شوهرش در ارتباط بود خوشحال میشد از این حرفاش ولی به رو نمیاورد
میخام بگم ی سری مردا بی لیاقتن نباید بهشون پروبال داد خوبی که از حد بگذره نادان خیال بد کند
غورباغه را ت تشت طلا هم بزاری باز میپره ت مرداب چون لیاقت نداره
حالاهم میگم خوبه که ترس داره ازت اما همه چیو ازش بگیر تا با زحمت خودش بخره همه چیو خر فرض کردن نکنه
عزیزم ب خاطر پسرت ک شیر داشته باشی شیر افزا از داروخانه بگیر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.