۱۴ پاسخ

گفتم ۱۸ ماهگیش آدم میشه سختیش تا این موقع است ولی میبینم گوه شانس تر ازین حرفام

منم همینطور گاهی ، من کیان رو از اول جای کسی نذاشتم حتی یه ساعت ، بدون من فقط گریه می‌کنه ، الآنم جای هیشکی وانمیسته دیگه ، باید من باشم همیشه

شاید دندونشه پسرمنم اینجوری میکرد ناچار استا دادم اروم شد

حالا من میگم یه لحظه نره از پیشم😂
می‌خوابه هم دلم تنگ میشه
چون دیگه تو این سن نیست که این کارارو کنه و من به شدت دلم برای این روزها تنگ میشه میگم کاش زمان وایسه
تا الان هم ثانیه ای پیش کسی نذاشتم بچمو حتی پدرش

منم تو تاب بزور خوابوندمش ماشالله هرچی بزرگتر میشن بیشتر پارمون میکنن

الهی بگردم حق داری عزیزم کسی اگ نزدیک مادری خواهری بزار پیشش یکم استراحت کن

عزیزم چقدر درکت میکنممم

میفهممت
انشالله بخوابه

من رو پسرم اینجور بودم

بخدا قبلا یکی اینجوری میگف میگفتم عجب مادریه دو روزه خودم همینجور گرفتار شدم من هرکاری کنه عصبانی نمیشم فقط گریه هایی ک دلیلش نمیفمم روانیم میکنه مثلا از ۴صبح بیدار میش گریه های وحشتناک در حد خفه شدن
دیروز تو شهرما ی طوفان وحشتناکی بود از۴بعدظهر تا ۱۱شب ن اب داشتیم ن برق پسرم گریه بردمش بیرون هوا انقد آلوده پر ریزگرد ک نگهبان شهرکمون میگ خواهر هوا آلوده برا بچه خطرناکه میگم داداش وقتی خونه نمیمونه چیکا کنم

وای منم دخترم یه موقع ها انقد جیغ میزنه فقط دلم میخاد یه ساعت برم دور باشم از سروصدا

چقد منی

عزیییزم خسته شدی
اینجا همه درکت میکنیم
الان به زور تو تابش خوابوندمش خودم دلم میخواد برم رو تخت راحت بخوابم یکم ولی نمیشه بذارمش برم بلندشم کنم بیدار میشه
دلم یه خواب عمیق میخواد همین

میدونم منم اینطورم درکت میکنم

سوال های مرتبط

مامان ماهورا🦋🌈 مامان ماهورا🦋🌈 ۱ سالگی
شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک
داغون ترینم فقط خداروصدهزار مرتبه شکز میکنم که خودم خونه دارم ورگنه با بچه نمیتونستم یک روز خونه مامانم بمونم از دست این بردار کوچیک بیشعورم یعنی بخدا چقدر امروز اشک ریختم اون ۱۰سالشه دیگه بچه این سن که مغز توی سرش هست بعنی همش داره سر به سر بچم میزاره بچم گریه میکنه منم خیر سرم داشتم خونه مامانم سفارش داشتم درست میکردم همسرم سرکار بود ورگنه میزاشتمش پیش اون فقط همین یک بار بود برده بودمش خونه مامانم برادرم گوشی مامانم دستش بود فیلم میدید بچم گریه میکرد گوشیمو بسونه من بهش گفتم بیا این گوشی منو بگیر همون فیلم تو گوشی من ببیین گوشی مامانو بده بچم گوشی کنو نمیخواسنه همش دادو بیداد میکنه نمیده همش سر به سر بچم میزاره بخدا منم دیکه اعصابی ندارم از دست بچه اونم اذیت این میکنه دیگه با گریه داد از خونشون ا‌مدم در گفتم نمیام تو این خونخ ایقدر اعصابم خورد بود چون مامان بابام هیچی به این پسرشون نمیکن
من بدبخت همش باید بچم گریه کنه از دست اون