سلام دوستان میگم من جاریم خالمه و دیوار به دیوار هستیم دوتا دخترداره یه پسر بچه هاش خیلی دخترمو دوست دارن و واقعا مواظبش هستند دخترم هم عاشق اوناست و دوست داره همیشه اونجا باشه به قدری که برای اونا غش میکنه از گریه بچه هاش بزرگن دخترا دانشجوهستند پسرش هم دبیرستانی میده اونجا آهنگ براش میزارن همشون میرقصن یل با گوشی فیلم می‌بینند خیلی بهش خوش میگذره ولی اذیتشون هم میکنه از طرفی خالم همیشه همه جا میگه دخترش ۲۴ خونه ماست اصلا کی میره خونه خودشون این فقط تو شناسنامه این‌است درصورتی که میبینه من چقدر صداش میکنم نمیاد و همش گریه میکنه برا اونا من دلم نمیخواد بره چون دوست ندارم ۲تربیتی بشه دلم میخواد پیش خودم باشه خیلی باهاش بازی می‌کنم توپ بازی بدوبدو رقص نقاشی خلاصه خیلی حتی بهش میگم اگه گوشی میخوایی خودم بهت میدم ولی یه تایمهایی خسته میشه گریه میکنه میگه آجی حتی میبرم پارک ۲ساعت بازی میکنه بعد که میرسه به درخونه اونا گریه میکنه چیکارش کنم نره چشمش؟به من میوفته میگه نه نه پسر خالم میگه کتکش میزنی که نمیاد خونتون از حرفاشون خسته شدم دلم میخواد نره بهشون میگم حتی کتکش بزنید که نیاد خونتون میگن دلت میاد 😔😔موندم حیران

۱۶ پاسخ

من جات باشم در خونه رو میبندم بزار بچه هر چقدر میخواد گریه کنه.نه مزاحم اونا بشه که بخوان حرف هم بزنن،چند روز تحمل کنی عادت میکنه .بزار هر چی میخوان بگن اصلا نزار بره مگه اینکه با خودت بره مهمونی و بیاد.هر از گاهی هم اونارو صدا کن بیان خونتون باهاش بازی کنن.چون بچه اونارو میخواد مکان براش مهم نیست که.

وااا چه حقی داره بهت بگه کتکش میزنی😐
دیگع نفرستش، بچس چند روز گریه میکنه یادش میره
با این رفتار جاریت مطمئن باش رو تربیت بچت تاثیر بدی میزاره از الام جلوشو بگیر

حتی اگر دخترتم گریه کنه نزار بره سختیش یکی دوروزه بعد یادش میره

ببین عزیزم من چندباری شده بچم پشت هم گیر داده ب ی چیزی هر روز دیگه هی خاسته تکرارش کنه. مثلا سر ظهر می‌گفت بریم پارک.
بعد ما از فرداش تصمیم می‌گرفتیم ک نزار این عادت بشه براش روز اول هرچی گریه هم می‌کرد می‌گفتیم نمیشه با چیزای دیگه سرگرمش میکردیم
روز دوم باز بهونه می‌گرفت ولی کمتر از روز قبل روز سوم از سرش میوفته
هر عادت بدی بچت پیدا کرد تو این سن سه روزه میتونی از سرش بندازی
مثلا وقتی میگی ببرم ی کار دیگه براش انجام بده خوراکی ک دوست داره بهش بده

تو خونه با بچه ات بازی کن خوراکی بهش بده تا وابسته خودت بشه کم کم از سرش میفته چون شما باهاش بازی نمیکنی اونم میخواد بره جای شلوغ اهنگ بزار آب بازی کن تو حموم چیزهای ک دوست داره انجام بده

الان به دختر بزرگش پیام دادم میخوام بچم پیش خودم بزرگ بشه لطفا نه دنبالش بیاید نه صداش کنید هرچی هم صداتون کرد جواب ندید امیدوارم جواب بده اینکارم

اگه میتونی یه مدت خونتو از اونجا ببر

ناراحت نشو از حرفم عزیزم ولی من خودمو جای خالت میزارم واقعا اذیت کنندس پسر جاریم ۴ سال دهنمو صاف کرد ی روز درمیون خونمون بود بخداانقد اخم و تخم میکردم حتی میگفتم برو خونتون میخوام بخوابم راحت نیستم اینجایی باز انگار ن انگار اخر انقدر باوهرم دعوامون شد شوهرم به مادرشوهرم گفت اون دیگه نذاشت بیاد به گوشون رسوند الانم میخواد بیاد فقط با مامان بابا میاد تنها اصلا نمیاد دیگه جاری توام احتمالا اینجوری میگه تو کمتر ببریش چون خودم تواین شرایط بودم میگم عزیزم

سلام
منم با جاریم یجا زندگی میکنیم دختر اون ۷ماه از دختر من بزرگتره
خیلی وقتا خودم می‌شنوم به بچش میگه برو خونه عمو
دائم خونه ماست واقعا ازش خسته ام بهش نمیگم نیا ولی بچه شر و شیطونی هم داره میاد دیگه اجازه نمیده دخترم خودش با اسباب بازیاش بازی کنه تا دخترم دست ب چیزی بزنه اون شدید جیغ میزنع میگم هرکی نفهمه میگه شاید من کتکش زدم🥲😐



حتی تربیت اون خیلی شدید رو تربیت دختر منم تأثیر گذاشته
دقیقا مثل الگو شده واسه دخترم متاسفانه هیچ چیز خوبی هم مامانش یادش نداده خیلی کارای بدی می‌کنه یکیش دائم دستش تو دماغشه من حالم بهم میخوره😭
به شوهرم میگم دیگه از بس این بچه منو اذیت کرده از کل بچها متنفر شدم
قبلا جای بچه می‌دیدم انقد ذوق میکردم الان خنثی

درو قفل کن نزار بره
خودت اجازه نده اینطوری نمی شه

من ک پسر جاریم یه سره میومد خونمون بدم میومد انقدر اینور اونور گفتم مامانش جلوشو گرفت نیومد دیگه بنظرم هرجور شده نزار بره من ک بدم میومد وقتی میومد خونم خالتم قطعا اینجوری کی حوصله داره سروصدای بچه دیگه رو تحمل کنه والا بره بچه خودمون عصاب نداریم بنظرم چند بار باگریه ام شده بیارش خونه نزار بره تااز سرش بیوفته

به نظرم اصلا نذار بره دو روز بعد حتی نمیشناستت هیچ حسابی ازت نمیبره

عزیزم ایراد نداره اگه بعضی مواقع بره ولی نه هرروز،سعی کن از حرفاشون ناراحت نشی ،خودت گفتی پسرخالت دبیرستانیه بعضی پسرا تو این سن هنوز بچه آن و عقل ندارن پس حرفشو به دل نگیر اصلا چون روان خودت بهم میریزه
سعی کن زیاد نزاری دخترت بره اونجا ولی قطع ارتباط نکن که خدایی نکرده ناراحتی پیش نیاد بینتون

اگه واقعا نمیتونی رفت و امدشو کنترل کنی،بزارش مهدکودک

من درکت میکنم
خیلی سخته اینهمه زحمت اخرشم میگن همیشه خونه ماست ولی اگ اوکی هستی و بدون کمک اونا اذیت نمیشی دیگه نزار بره یه اسباب بازی جدید بگیر یراش هروقت اسم اونارو اورد بهش بده وقتیم هواسش پرت شد دوباره برش دار بزا تازگی داشته باشه براش

براش قانون بذار
یه تایم مشخصی از روز کخ بعدش هم اوردنش سخت مباشه
مثلا یک ساعت قبل اومدن باباش که یه عشق باباش بیاد خونه
و هر روز بدونه تایم رفتنش کی هست
بعد که تثبیتش گردی زمان رو میتونی توی اون تایم بازی جذاب انجام بدی که حواسش پرت بشه و کم و کمترش کنی

سوال های مرتبط