۶ پاسخ

تو یکم گرم باش باهاش به خودت زیاد برس تو این دوران نزار سرد بشع باز عشق و محبت بهش بکن مث قبل نزار بچه فاصله بندازع

اوووو چه توقعاتی داره
مخصوصا بارداری اول مردا انگار یکم سخت قبول میکنن یه بچه ای هم هست
شوهرم میگفت تا دخترم رو نبردیم خونه باورش نمیشده

اگه بچه اول هست طبیعیه.شاید باورت نشه من الان سومین بارداریمه یکم الان بهم توجه می‌کنه.اونم چون تو استراحتم.سر اولی و دومی عین خیالش نبود

شوهر منم بارداری اولم اصلا واکنشی نشون نداد حتی وقتی بچه رو نشونش دادن فقط نگاه‌کردن ولی همینکه بچه رو آوردیم خونه کلا تغییر کرد الان جونش به پسرم وصله بخاطر همین من دیگه سره این بارداری ناراحت نمیشم اخلاقش دستم اومده

عزیزم شوهر منم همینه خیلی خنثی هستش هر چی بگم انجام میده ولی خودش اصلااا ازش آبی گرم نمیشه
همه وسایل نی نی رو با مامانم رفتم خریدم یکی دو تا چیز مونده بهش گفتم با هم بریم بگیریم همش عقب میندازه اصلا دلش نیست برا بچه چیزی بخره
یکی از دوستام هم میگفت که شوهرش همینجوری بوده وقتی بچه رو بغل کرده مهرش خیلی به دل شوهرش نشسته
الان که یکم بچه تکون میخوره شوهر منم احساسش بیشتر شده یکم به شکمم دست میزنه به شوهرم میگم چون ما خیلی راحت بچه دار شدیم تو قدر بچه رو نمیدونی باید مثل باضی از دوستات چندین سال حسرت بچه رو میکشیدی تا خدا بهت بده تا اونموقع قدر بچه رو بدونی شوهرم میگه نه من دوستش دارم فقط بروز نمیدم
تو هم غصه نخور بچه به دنیا بیاد مردا عوض میشن خیلی بچه دوست میشن

درمورد نی نی باهات حرف نمیزنه کلا؟

سوال های مرتبط

مامان مهدیار 🧚‍♂️👼 مامان مهدیار 🧚‍♂️👼 ۵ ماهگی
مامانا من از دیشب سردرد گرفتم و زود گریم میگیره
مامان بابای من سیسمونی آوردن خداشاهده بهترین سیسمونی هیچی کم نزاشتن یعنی پول به چیزایی دادن ک اگه قرار بود خودم بخرم هیچ وقت نمیخریدم بگذریم
خونه ما کلا تعریف نباشه قشنگه وسایلمون طوسیه اکثرا با کرم اینو از وقتی جهاز آوردم همه میگفتن خونه ام خوشگله
ولی مادرشوهرم از اول تاحالا میگه چیه این رنگ من خوشم نمیاد دلگیره
حالا خونه خودش همش طلاییه با آبی سورمه ای 🙁
دیشبم اومدن سیسمونی ببینن مامانم همه وسایل بچه بزرگا رو طوسی و کرم گرفته خیلی قشنگه ولی اومد دید هیچی نگفت !!
قشنگ معلوم بود از این چیزای رنگ وارنگ خوشش میاد و خورده تو ذوقش
با این که کلی چیزای رنگی دیگه تو کمد و شلف بود
شوهرم از مغازه پدرشوهرم خودش بدون اینکه من بگم یه توری توپ اورده بود اینقدرم رنگ و وارنگ بود من اصلا دوست نداشتم تو وسیله ها باشه ولی مامانم گفت گناه داره ریخت اورده با ذوق ریخت تو وانش
که اونم پدرشوهرم گفت توپم ک اوردین براش 🙁
بعضی وسایلا جا نمیشد تو اتاق بچه مثل ست کالسکه و لباسشویی و اینا گذاشتیم اتاق بغلی یه تاب ریلکسی هم از قبل اونجا بود برا جهازمه
پدرشوهرم گفت اینو که از قبل داشتی چرا اینو گذاشتی قاطی وسایلش!!
خب اون اونجا بود بزارم کجا ؟!
از دیشب یه حالی ام شوهرمم میگه بیخیال ولشون کن اهمیت نده
ولی من حالم گرفته نظر شما چیه ؟!