این پنج روزی که اومدیم ایران بیشتر به این پی بردم که چقدر ادبیات و رفتار بچه ها تابع اطرافیان هست.
خصوصا این مورد برای ایلیا که دو زبانه هست کاملا مشهود بود.
روزهای اول مابین صحبتهاش خیلی خیلی از کلمات زبان دومش استفاده میکرد مثلا برای گفتن رنگها یا شمارش پله ها تا ده... ولی بلافاصله نگاه میکرد به واکنش اطرافیان تا ببینه متوجه میشن یا خیر و خیلی سریع فارسی اونهارو تکرار میکرد.
از دیروز هم فقط وقتی ازش به زبان دوم سوال میپرسم به اون زبان جواب میده وگرنه فقط فارسی صحبت میکنه و خیلی زود فهمیده که اینجا زبان همه فارسی هست.
درمورد رفتارهاش هم دیروز با پدرم تا سر خیابون رفته بودن وقتی برگشته بود بلافاصله رفت زیر میز و شروع کرد با چنگال زیر میز رو دستکاری کردن ازش پرسیدم داری چیکار میکنی؟ گفت شبیه اقاهه که رفته بود زیر ماشین، ماشین درست کنه:)
پدرم گفت از کنار یه مکانیکی خودرو رد شدن و ایلیا هاج و واج به تعمیرکار نگاه میکرده و خب چون اولین بار بوده که میدیده براش جالب بوده.
یا دیروز تو بازی هاش ماشیناش رو حرکت میداد و صدای بوق ممتد زدن درمیاورد. چیزی که تو کشور محل تولدش ندیده بوده و براش جذاب هست اینروزا.
اینکه چقدر بچه ها شبیه موم تو دست ما هستن و قابل تغییر و انعطاف پذیر برام خیلییی خیلییی جالب هست و در عین حال ترسناک. که چه مسئولیت بزرگی به عهدمون هست برای رفتار با بچه هامون.

تصویر
۱۲ پاسخ

ای جونم ماشاالله بهش
کاش مام بتونیم ازااینجابریم دورازهمه

صدف جان ی سوال داشتم ازتون من تقریبا یکی دو سالی از شما بزرگترم
و واقعا شرایط اینجا داره منو ترغیب میکنه که ازش دل بکنم و مهاجرت کنم
اما مهاجرت واقعا مقوله ی پیچیده ای هست
همسرم اینجا درآمد خیلی خوبی داره
و راضی نیست به ترک ایران
اما از طرفی خودش میگه این همه دوندگی میکنیم باز به هیچ جا نمی‌رسیم
من خودمم کارشناسی آزمایشگاه دارم
همسرم میگه تا ما بریم شده چهل سالمون
و تا با محیط کنار بیایم و از نو بسازیم خیلی طول میکشه
شما که الان توی دل ماجرا هستین مهاجرت تو سن چهل سالگی رو توصیه میکنین؟؟؟
درسته که میگن همه جا سختی خودش رو داره و تبعیض و ناعدالتی هم همه جا هست؟

جبر جغرافیایی

عزیزم ببخشید پسرم خیلی شلوغه نمیدونم رفتاراش اقتضای سنشه یا تنها پسر ممه که اینطوریه گاهی فکر میکنم بیش‌فعاله مثلا خیلی شلوغ میکنه اصلا نمیشینه یجا همش درحال حرکته نمیشینه یه پنج دقیقه به تلوزیون نگاه کنه یا مثلا بایه اسباب بازی توبی چیزی یه پنج دقیقه سرگرم شه همش به پای من میپیچه خیلی اذیت میکنه مثلا سرسفره نمیشینه هر حرفی میگم به هیچ کدومش گوش نمیکنه بیشتر لج میکنه مثلا بگم ازاینجا نرو خطره از اونجا میره مهمون بیاد بهش امون نمیده که بشینه از کنارش تکن نمیخوره به چای ومیوه دشت میزنه میز رو از جلو مهمون میکشه ماشین میکنه اینور میبره اونور میبره
یا مثلا جایی بریم باز همونطوری میکنه اصلا نمیشینه به همه وسایلاشون دست میزنه و.......تازگیا هم که نیشگون میگیره و با دستش میزنه هرچی میگم زدن زشته ماهیچکسو نمی‌زنیم بیشتر لج میکنه به نظرتون چیکار کنم چیکار کردم که اینطور شده
پسر شما هم اینکارارو میکنه؟
ممنون میشم کمکم کنید

صدف جان خیلی خوش آمدی چقدر این مدت به مشاوره هات نیاز داشتم

هزارماشالله معلومه بچه ی باهوشیه😘😘😘خدا حفظش کنه فدات
تا اینجایی لذتت رو ببر درکنار خانواده😅🥰😘

پاراگراف آخر 👌👌.

اره عزیزم دقیقا همین طوره و محیط یکی از قوی ترین عوامل شکل دهنده رفتار کودکه

واقعا همینطوره ما وقتی خونمون هستیم رعایت میکنم بچه ها هم عالی ولی بعضی جا ها درجه یک نسبت نزدیک دارند رو بچه ها تاثیر منفی دارند با اینکه ارتباط کمی داریم

ببخشید گلم شما کجا زندگی میکنید؟

عزیزم خیلی وقت بود تاپیکاتو ندیده بودم خوشحال شدم❤️

بسلامتی بیایین عزیزم😍😍چقد خوشحالم تاپیکتو میبینم

سوال های مرتبط

مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
دیروز دو سه نفر از کایلین خیلی تعریف کردن
یکیشون یکی از همکارام بود که درباره اصول زبان آموزی و دو زبانه کردن کایلین ازم پرسید و خیلی خوشش اومده بود از اینکه اینقد با لهجه درست لغات رو میگه
یکی هم اپراتور شهر بازی و یه مامان دیگه که برای همدلی و ناز بودنش ذوق کردن( چون به یه بگه چهار ساله که از روشن نشدن دستگاه گریه افتاده بود دلدار داد که باید صبر کنه و بعد با هم سوار شن و حتی بهش تعارف زد رنگی که دوست داره رو اون سوار شه)
برگشتنی تو راه در حالی که تقریبا داشت چرت میزد تو بغلم نگاهش کردم و فکر کردم چرا اینا رو من نمیدیدم یا حواسم نبود ، فکر می‌کنم انقد که به غذا نخوردن و جیغ زدن و اینهاش یادمه این قشنگیایی که بقیه میبینن رو یادم نیس یا بی توجهم نسبت بهشون،
به خودم گفتم این بچه نباید برای من عادی بشه هیچ بچه ای نباید عادی بشه برامون لحظه‌های قشنگ بزرگ شدنشون
اون چیزایی که منحصر به فردشون می‌کنه
باید با این چیزا به خاطر بیاریمشون وقتی که ازمون دور میشن و از آشیونه می‌رن 🥺ی
مامان کیهان مامان کیهان ۲ سالگی
خوب بالاخره پسر من ترسش ریخت و کامل انجام پی پی رو در دستشویی یاد گرفت🙂
چند تا نکته کوچیک بگم که بعد از صحبت با مشاور کودک به من کمک کرد که شاید به درد بعضی مامانها بخوره. چون خودم واقعا به استیصال رسیده بودم

پسر من با اینکه کلی آموزش داده بودم و حرف زده بودم باهاش, خیلی از پی پی اش میترسید و خیلی مضطرب میشد و حاضر نمیشد بیاد دستشویی
تو شلوارش پی پی میکرد و من با اینکه واقعا به هم میریختم ولی با آراامش باهاش حرف میزدم. اما مشاور میگفت بچه ها ۱۰برابر بیشتر از بزرگترها زبان بدن رو میفهمن. اون کاملا استرس و ناراحتی رو از نگاه ها و حرکات شما میفهمه و همین میتونه عامل اضطرابش باشه😮‍💨😮‍💨
🟢🟢پس قدم اول اینه که آرامش داشته باشیم. آرامش واقعی
و این و بپذیریم که این روند کاملا طبیعیه و هر بچه ای متفاوته و بچه رو با هیچ کسی مقایسه نکنیم. همین مقایسه که مثلا میگیم آخه چرا بچه من همکاری نمیکنه!!؟؟؟ پس چرا بقیه بچه ها اینجوری نیستن؟؟ باعث میشه اعصاب خودمون به هم بریزه
بقیه در کامنتها👇👇


#فرزندپروری #پوشک #ترک پوشک #مادر #کودک